X
تبلیغات
www.gasht-gozar.blogfa.com

www.gasht-gozar.blogfa.com

جهانگردی، هتلداری، خدمات مسافرتی، فرصت ها و چالش ها

شناخت پتانسیل¬های اکوتوریستی تالاب¬های ایران با رویکرد پایداری زیست محیطی (مطالعه موردی تالاب میانک


  ابوالفضل صیامیان گرجی دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت جهانگردی، گرایش برنامه­ریزی توسعه

**نوشته حاضر  بخشی از مقاله ارائه شده در اولین همایش بین المللی بحرانهای زیست محیطی و راهکارهای بهبود با آن میباشد**

 

چکیده

ميانكاله يكي از زيستگاههاي مهم و باارزش پرندگان مهاجر آبزي و تعدادي پرندگان بومي است .اين پناهگاه بازمانده تيپ اراضي مشجر ساحلي در ساحل درياي خزر است و به علت دارا بودن موقعيت ويژه و منحصر به فرد اكولوژيكي و وجود خليج گرگان، يكي از ذخاير با ارزش كره مسكون لقب گرفته است و سازمان جهاني يونسكو براي اين منطقه شناسنامه ويژه تهيه و مشخصات آن را به صورت كامل تشريح كرده و محلي به شمار آورده كه بايد براي انجام كارهاي علمي و پژوهشي بدقت مورد حفاظت قرار گيرد . اين جزيره با چشم انداز طبيعي و زيست محيطي شگفت انگيز يك اكوسيستم كم نظير در سطح جهاني می­باشد و جزو مناطقي است كه استعدادهاي فراواني براي ايجاد تورهای طبیعت­گردی دارد. پژوهش حاضر نیز با رویکرد پایداری زیست محیطی به ظرفیت­های اکوتوریستی و تهدیدهای زیست­محیطی منطقه می­پردازد. بنابراین این پژوهش از جنبه روش، جزء تحقیقات توصیفی می­باشد که با استفاده از اسناد کتابخانه­ای تدوین شده است. نتایج تحقیق حاکی از این می­باشد که برخی از تهدیدات زیست محیطی منطقه، نظیر احداث پالایشگاه، توسعه بنادر، و حتی کشاورزی می­تواند آثار  بسیار نامطلوبی بر محیط زیست منطقه بگذارد و اکوسیستم شبه جزیره و تالاب را با خطراتی همراه سازد.

کلیدواژه: تالاب میانکاله، پایداری زیست محیطی،اکوتوریسم، بهشهر.


مقدمه:

تالاب‌ها و درياچه‌هاي ايران يكي از بهترين فرصت‌هاي گردشگري نوين محسوب مي‌شود. چرا كه در سراسر كشور از شمال تا جنوب با توجه به شرايط و اقليم آب و هوايي درياچه‌ها و تالاب‌هاي بي‌نظيري وجود دارد كه هر يك بسته به منطقه داراي جاذبه‌هاي گردشگري منحصر به فردي هستند اما متأسفانه تالاب و درياچه­گردي هم مانند بسياري از طبيعت‌گردي‌هاي ديگر در حاشيه ساير گردشگري‌ها قرار گرفته و تا اندازه زيادي از ديد مسافران و گردشگران جا مانده است. يكي از اين تالاب‌های گردشگري زيبا كه مي‌تواند مقصد مناسبي براي گردشگري باشد تالاب ميانكاله است. مسافر ميانكاله تنها مسافر يك تالاب نيست. بلكه مسافري است كه به تماشاي چند شبه جزيره ميان دريا و خشكي آمده و شاهد فصل مهاجرت صدها پرنده است. يكي از ويژگي‌هاي مهم ميانكاله كه آن را به يكي از مهمترين مقاصد گردشگري تبديل مي‌كند وجود ظرفيت مناسب براي برگزاري تورهاي پرنده‌نگري و حيات وحش است چرا كه در اين منطقه گونه‌هاي نادر پرنده و حيوانات وحشي متعددي وجود دارد. ميانكاله به دليل موقعيت جغرافيايي كه در مسير مهاجرت پرندگان از شمال درياي خزر به قسمت‌‌هاي جنوبي ايران و آسيا قرار گرفته است. همه ساله پذيراي بيش از 300 گونه پرنده مختلف در تعداد حدود 2 ميليون قطعه است كه براي گروه‌ها و علاقه‌مندان طبيعت‌گردي و پرنده‌نگري اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. سفر و بازديد از اين تالاب به دليل جاذبه‌هاي فراواني كه دارد تاكنون مورد استقبال بسياري از مسافران خارجي و داخلي قرار گرفته است.

اما موقعیت حساس این شبه جزیره و اکوسیستم آن، از تهدیدات زیست محیطی دور نمانده است. در ادامه مقاله با بررسی بیشتر ویژگی­های موجود در تالاب و شبه جزیره میانکاله، به تهدیدات زیست محیطی منطقه پرداخته می­شود و در راستای اصول پایداری زیست­محیطی، پیشنهادات کاربری ارائه می­شود.

ظرفیت­های طبیعت­گردی تالاب و شبه جزیره میانکاله

به طور كلي تالاب و درياچه‌گردي يكي از شاخه‌هاي مهم اكوتوريسم است كه در كشورهاي مختلف متقاضيان زيادي دارد اما در كشور ما به دلیل اینکه شاخه­ای نوپا محسوب مي‌گردد و تعداد مؤسسات آموزشي كه در اين زمينه وجود دارد محدود است برخلاف پتانسيل‌هاي بالفعلي كه دارند هنوز آنچنان كه بايد مورد توجه گردشگران قرار نگرفته است، اين در حالي است كه حضور گردشگر و معرفي درست منطقه و فراهم كردن زمينه‌هاي آموزشي براي بازديد علاوه بر آنكه به حفظ منطقه و پيشرفت وضعيت افراد محلي كمك مي‌كند تهديدهاي احتمالي موجود را نيز كاهش مي‌دهد. یكي از ويژگيهاي مهم ميانكاله كه آن را به يك جاذبه گردشگري تبديل كرده، وجود گونه‌هاي مختلف پرندگان و حيوانات است. همين موضوع باعث رونق تورهاي پرنده‌نگري در اين منطقه شده و همه ساله گردشگران داخلي و خارجي زيادي را به همين منظور به اين سمت مي‌كشاند. از طرف دیگر، وجود طیف گوناگون از حیوانات وحشی و گیاهان مختلف در منطقه میانکاله، امکان اجرای بازدیدهای علمی در قالب تورهای علمی را فراهم می­کند که این مهم نیز باید مد نظر قرار گیرد. در این بخش به توان­های موجود در تالاب و شبه جزیره میانکاله مرتبط با طبیعت­گردی نگاهی انداخته می­شود:


برچسب‌ها: تالاب, گردشگری, اکوتوریسم, پایداری زیست محیطی
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 17:42  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

اکوتوریسم؛ رهیافتی نو جهت دست­یابی به توسعه پایدار


 ابوالفضل صیامیان گرجی[1]   
Abolfazl_siyamiyan@ymail.c

**نوشته حاضر  بخشی از مقاله ارائه شده در اولین همایش گردشگری و طبیعت گردی ایران زمین میباشد.**

چکیده:

امروزه پایداری به نحو گسترده­ای به عنوان رویکردی بنیادین، برای هرنوع توسعه از جمله توسعه گردشگری پذیرفته و در مباحث علمی و آکادمیک، گردشگری پایدار به عنوان مفهومی نو برای مقابله با آثار مخرب توسعه گردشگری مطرح شده است. از طرف دیگر حفظ و نگهداری محیطهای طبیعی، بخصوص جاذبه­های طبیعی در الویت رسالت سازمانی نهادهای مرتبط با محیط زیست قرار دارد. رشد روزافزون گردشگری و همراه با آن طبیعت­گردی این مهم را ایجاب می­کند تا از اصول و مفاهیم مختلف درخصوص پایداری زیست­محیطی بیشتر استفاده شود که توسعه پایدار از این دسته از مفاهیم می­باشد. این پژوهش که از نوع توصیفی و با استفاده از اسناد کتابخانه­ای تدوین شده است، ضمن تشریح جایگاه اکوتوریسم در ایران به مفاهیم مرتبط با توسعه پایدار و گردشگری پایدار می­پردازد.

کلیدواژه: توسعه پایدار، اکوتوریسم، گردشگری، توسعه پایدار گردشگری.  

مقدمه

در میان شاخه­های گردشگری رشد اکوتوریسم آن­چنان شتابنده است که طبق پیش­بینی سازمان جهانی گردشگری (WTO) قرن بیست­و­یکم قرن اکوتوریسم خواهد بود. در حال حاضر اکوتوریسم با دارا بودن 8شاخه اصلی و بیش از 800 شاخه فرعی در میان شاخه­های مختلف گردشگری از اهمیت و جایگاه ویژه­ای برخوردار است (سرائی و همکاران،1389).

اكوتوريسم به عنوان مفهومي كه بر پايه ايده­آل­هاي حفاظت محيطزيست و توسعه پايدار استوار است، رواج جهاني دارد و مطالعات گسترده­اي درباره اكوتوريسم در جريان هدف حفاظت از ميراث فرهنگي به مثابه گزينه سودمند اقتصادي پنداشته مي­شود. اين گونه از گردشگري در برگيرنده آثار محيط زيستي، اقتصادي و اجتماعي است( تولایی، 1384).

 حساسیت به موضوعات اکولوژیکی گردشگری از سالهای 1960 آغاز شد و در سال­های 1970 رو به فزونی گذاشت. چرا که در این دوران به دلیل استفاده بیش از اندازه از منابع طبیعی برای به حداکثر رساندن سود و تولید، صدمات جبران­ناپذیری به محیط زیست و طبیعت وارد شد. در همین راستا، اثرات خود را برروی بخش گردشگری هم گذاشت و فعالیت اکوتوریسم هرچه بیشتر در زیر ذره­بین قرار گرفت (مهرجودی،13833: 74). بدین ترتیب توریسم و اکوتوریسم با مفهوم پایداری گره خورد و گردشگری پایدار و اکوتوریسم پایدار مفاهیم نوین مطالعات گردشگری را به خود اختصاص داد. منظور پایداری در گردشگری، کاربری بودن گردشگری از نظر محیط­زیستی، توجه به نکاتی مانند مدیریت صحیح بین بخش گردشگری و محیط زیست و روابط فی­مابین؛ محدودکردن آن دسته از فعالیت­ها که باعث ضرر زدن به منابع و موجودیت آینده آن­ها دارد؛ ایجاد تعادل بین نیازهای گردشگران، ساکنان محلی و مکان گردشگری؛ درنظر گرفتن آثار توسعه گردشگری بر گستره­ای فراسوی تفرجگاه (دید منطقه­ای)؛ استفاده از منابع انرژی تجدیدشونده (آب، باد، خورشید و...) و وسایل کم مصرف؛ سهیم ساختن آژانس­های مسافرتی، مسئولان و دست­اندرکاران به این اصول ضروری، می­باشد (پرهام و همکاران،1390: 8).

منظور از توسعه پایدار هم، فرایندی است که طی آن مردم یک کشور نیازهای خود را بر میآورند و سطح زندگی خود را ارتقا میبخشند، بدون اینکه از منابعی که به نسلهای آینده تعلق دارد مصرف کنند. بنابراین توسعه را زمانی پایدار میخوانیم که مخرب نباشد و امکان حفظ منابع، اعم از آب، خاک، منابع ژنتیکی، گیاهی و جانوری را برای آیندگان فراهم آورد.در توسعه پایدار، اصل این است که منابع طبیعی پایه به گونهای محافظت شوند که نسلهای آینده دست کم بتوانند به اندازه نسل کنونی تولید و مصرف کنند (زاهدی،1382:90).شاید بهترین تعریفی که برای توسعه پایدار شده تعریفی باشد که در گزارش برانتلند[2] با عنوان«آینده مشترک ما»در سال 1987 ارائه شده است. این تعریف چنین است:توسعهای که نیازهای زمان حال را برآورده میسازد، بدون آنکه از تواناییهای نسلهای آینده برای ارضای نیازهایشان مایه بگذارد. به این ترتیب، توسعه پایدار توسعهای است که نه فقط بهبود زندگی نسل حاضر، بلکه نسلهای آینده را نیز در نظر داشته باشد.

در ادامه مقاله به مفاهیم اکوتوریسم، و گردشگری پایدار به صورت تفصیلی­تر پرداخته میشود.

مبانی نظری

تاریخچه اکوتوریسم به سال 1965، هنگامی که هتزر[3] واژه­ی اکوتوریسم را به­کار برد، باز می­گردد. از آن زمان تا کنون تعاریف متعددی در این خصوص ارائه شده­اند. هتزر در سال 1965 چهار معیار برای توصیف اکوتوریسم ارائه کرد (نیازمند، 1388: 22)

1.       حداقل تاثیر منفی بر محیط زیست؛

2.      حداقل تاثیر منفی بر فرهنگ و حداکثر مسئولیت­پذیری نسبت به فرهنگ جامعه­ی میزبان؛

3.     حداکثر رضایت تفریحی برای مشارکت جهانگردان؛

4.     حداکثر رضایت تفریحی برای مشارکت جهانگردان.

اکوتوریسم به معنی سفر و لذت­بردن از جلوه­ها و مناطق شگفت­انگیز از جهت زندگی طبیعی و فرهنگ آدمی بدون آنکه هریک از این دو سبب آسیب رساندن به دیگری شوند (Tikel.1995). اکوتوریسم عبارتست از مسافرت مسئولانه و هدف­مند در طبیعت، به نحوی که از محیط، حفاضت شده و به رفاه مردم بومی خدشه­ای وارد نباید (زاهدی،1380) طبیعت­گردی[4]، اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت، از انواع توریسم مسئولانه است که هدف اصلی آن حفاظت از محیط زیست است. این الگوی فضایی، در برگیرنده گونه­های متقاوتی از گردشگری شامل گردشگری زیست محیطی، گردشگری دریایی، گردشگری ورزشی، گردشگری صید و شکار، گردشگری و جمع آوری گیاهان و حیوانات و نظیر اینهاست (پاپلی یزدی و سقایی، 216:1387) بنا به تعریف مجمع بین­المللی اکوتوریسم[5] (TIES)، اکوتوریسم سفری است مسئولانه به مناطق طبیعی که حافظ محیط­زیست بوده و موجب بهبود کیفیت زندگی مردم محلی می­شود. در تعریفی دیگر کنوانسیون تنوع زیستی[6] (CBD)، اکوتوریسم را نوعی توریسم متکی بر حفاظت و مراقبت تنوع زیستی و اکوسیستم­های موجود در عرصه­ها و با لحاظ نیازهای توسعه­ای عرصه­ها تلقی کرده که مشارکت جوامع محلی و ایجاد درآمد قابل اتکا برای جوامع محلی از نتایج آن است.

مروری بر اصول دهگانه توسعه پایدار در گردشگری

گردشگری در مفهوم پايداری در برگيرنده پردازش معنايی خاص خود است. در اين ميان زايش اين مفهوم در ادبيات گردشگری حاصل تلاش در دستيابی به توسعه پايدار در تمامی زمينه های توسعه می باشد. بخصوص بعد از اجلاس زمين در سال 1992در ريودوژانيرو که دولت ها را به سمت توسعه‌ای سوق داد که حداقل زيان ولطمه را برمحيط زيست وارد سازد؛ توافقات حاصله در دستور کار جلسه 21(يعنی برنامه‌های مربوط به قرن بيست ويکم) قرار گرفت. اين دستور جلسه در واقع شامل مجموعه‌ای از طرح ها عملی مفصل بود که نقش هر کشور در رسيدن به توسعه پايدار بيان می نمود. از اين رو بر مبنای دستور جلسه 21، از سوی سازمان های بين المللی گردشگری در سطح جهان « دستور جلسه 21برای گردشگری » منتشر شد.که در آن نياز به رسميت شناختن نقش گردشگری را در فرايند توسعة مناسب گوشزد می کرد و ضرورت طرح عملی برای سازمان­های گردشگری را در راستای به فعليت در آوردن اصول گردشگری پايدار را پيش می‌کشيد. به دنبال اين روند اولين کنفرانس جهانی گردشگری پايدار در سال 1995 در مادريد برگزار شد. برخی از نکات مطرح شده در اين کنفرانس پيرامون گردشگری پايدار عبارت بودند از (پاپلی یزدی وسقایی،1385: 48):

·   توسعه گردشگری بايد براساس معيارهای پايداری باشد.بدين معنا که مسايل اکولوژيکی در بلند مدت ، مسايل اقتصادی وتعهدات لازم نسبت به جنبه های اجتماعی و اخلاقی بايد رعايت شود.

·        ماهيت پايداری گردشگری مستلزم محيط های طبيعی ، فرهنگی وانسانی است.

·        گردشگری بايد جنبه های فرهنگی ، ارزشی وعناصر سنتی جوامع محلی را مد نظر داشت باشد.

بطور‌کلی اين تلاش ها نشان ازآن دارد که گردشگری بتواند  در پردازش توسعه پايدار راهکاری عملی را شکل دهد.از اين رو هدف اصلی در بسط معنايی گردشگری پايدار پيرامون ارائه روش های منطقی در بهره گيری از منابع طبيعی و انسانی و ممانعت از به کارگيری غير علمی اين منابع می باشد. توسعه پايدار گردشگری دارای دو جنبه حفاظت از محيط زيست ومنابع وميراث فرهنگی جوامع است. از اين روگردشگری پايدار بايد با سياست مشخص و مدونی به اجرا در آيد تا بتواند حرکت اميد بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافيايی تضمين کند. گردشگری پايدار برای کارايی بالاتر در اين زمينه دارای اصولی می باشد که هماهنگ کننده اهداف و راهکارهای عملی می باشد.اصول گردشگری پايدار را می توان به شرح زير بيان نمود(همان):

1.   استفاده از ماهيت پايدارگونة منابع :حفظ و استفاده از منابع(طبيعی ، اجتماعی و فرهنگی)بسيار حائز اهميت است وبه معنای تجارت دراز مدت می باشد.

2.   کاهش بيش از حد مصرف و اتلاف : که جلوی هزينه های بازسازی زيان های دراز مدت را گرفته وبه کيفيت گردشگری کمک می کند.

3.   حفظ تنوع : حفظ و ارتقای تنوع طبيعی ، اجتماعی وفرهنگی برای پايداری دراز مدت گردشگری اهميت ويژه دارد وپايگاه انعطاف پذيری را برای گردشگری به وجود می آورد.

4.   برنامه ريزی : بسط وتوسعه گردشگری که وارد يک چارچوب برنامه ريزی راهبردی محلی وملی شده وتاثيرات محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، پايايی دراز مدت گردشگری را افزايش می دهد.

5.   حمايت از نظام اقتصاد محلی : گردشگری که تعداد زيادی از فعاليت های اقتصادی محلی را مورد حمايت وتحت پوشش خود قرار می دهد و ارزش ها و هزينه های محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، علاوه بر حمايت از اين نظام های اقتصادی جلوی انهدام محيط زيست را می گيرد.

6.   مشارکت اجتماع های محلی : مشارکت کلی اجتماع های محلی در بخش گردشگری نه تنها به نفع خود آنها ومحيط است بلکه نوع تجربه گردشگری را بهبود می بخشد.

7.   مشاوره با افراد ذی نفع وعامه مردم : مشاوره بين صنعت گردشگری و اجتماع ها ، سازمان ها و نهادهای محلی مهم است البته در صورتی که دوشادوش هم کار کنند واختلافات منافع را کنار بگذارند.

8.   آموزش خدمه : آموزش خدمه که گردشگری پايدار را وارد روش های اشتغال می کند و در کنار آن استخدام خدمة محلی در تمامی مقاطع ، سبب بهبود کيفيت گردشگری می شود.

9.   مسئوليت بازار يابی صنعت گردشگری : از آنجا که بازار يابی ، اطلاعات کاملی را در اختيار گردشگران قرار می دهد ، نه تنها سبب افزايش احترام نسبت به محيط فرهنگی ، اجتماعی وطبيعی نواحی ديدنی می شود ، بلکه رضايت مشتری را نيز افزايش می دهد.

10. انجام تحقيق : پژوهش در حال پيشرفت ونظارت برآن از طريق صنعت با استفاده از تجزيه وتحليل وجمع آوری موثر اطلاعات نه تنها ما را در حل وفصل مشکلات گردشگری ياری می کند بلکه مزايايی را برای مقاصد ، صنعت ومشتريان در بر خواهد داشت.

 

اکوتوریسم و پایداری

اکوتوریسم پایدار، توریسمی است که از نظر اکولوژیکی پایدار باشد، یعنی به نیازهای فعلی اکوتوریستها پاسخ دهد و به حفظ و بسط فرصتهای اکوتوریستی برای آینده بپردازد و به جای صدمه زدن به اکولوژی در جهت پایداری آن تلاش ورزد(زاهدی،1382). اصولا ارزش منابع موجود در طبیعت را از دو منظر می‏توان بررسی کرد (Hall& Page,1999 :243):

1-    از منظر انسان به عنوان اشرف مخلوقات،

2-    از منظر کلیه موجودات در جهان.

در دیدگاه اول، منابع طبیعی زمانی ارزش دارند که بتوانند مورد استفاده بشر قرار گیرند. در این نگرش، ارزشهای اجتماعی بالاتر از ارزشهای اکولوژیکی قرار می‏گیرند و بر بهره‏گیری از محیط، بیش از حفظ کیفیت آن توجه می‏شود.

در دیدگاه دوم، کل موجودات، مد نظر قرار می‏گیرند و بر حفظ نظم طبیعت تأکید می‏شود. برخی از اکولوژیستها بر این باورند که به طبیعت نباید صرفا به عنوان ابزاری که نیازهای بشری را ارضا می‏کند نگاه کرد، بلکه باید طبیعت را به عنوان موجودیتی دانست که دارای ارزش ذاتی است. باید آن را به عنوان یک هدف و نه یک ابزار تلقی کرد. ارزش ابزاری در تقابل با دید کل‏گرا یا سیستمی قرار می‏گیرد و دید سیستمی با مفهوم اکولوژیکی طبیعت همخوانی دارد. بر اساس همین دیدگاه توجه به محیط زیست و حفظ کیفیت آن ضرورت می‏یابد. وقتی اکوتوریست به عنوان یک عامل خارجی وارد طبیعت می‏شود، رابطه طبیعی بین پدیده‏ها تغییر می‏کند (Godifrey,1979:.321).

نمودار 1 ارتباط بین پایداری و انواع گردشگری        Butler:1996

اکوتوریسم با پيروي از فلسفه حيات مدار و تكيه بر ارزشهاي ذاتي و دروني، از طريق حفاظت از عرصه­هاي طبيعي، انتفاع جوامع محلي، تقويت ويژگي خرده فرهنگها، فراهم آوري فرصتهاي آموزشي و يادگيري، تقويت اشتغالزايی و جلوگيري از مهاجرت، التزام به مصرف كمتر منابع تجديد ناپذير، فراهم­آوري فرصت مشاركتهاي محلي، آموزشهاي زيست محيطي و به عبارتي تركيب مناسب توسعه و حفاظت از محيط زيست و ميراثهاي فرهنگي، پايداري را امكانپذير می­سازد (شایان و پارسایی، 1386: 154). بنابراین هرنوع فعالیت انسانی وابسته به منابع اکولوژیکی، پایدار نمی­ماند مگر اینکه به درستی برنامه­ریزی و سازماندهی شود، چراکه اگر از منابع تجزیه­ناپذیر جهت تولید سالیانه بهره­برداری شود، پایداری به مخاطره خواخد افتاد. ماهیت گسترده اکوتوریسم و نیز تقاضاهای زیاد برای آن در مقیاس محدود، قاعدتا باید جهت برقراری پایداری این فعالیت، بتواند میزان بالاترب از مشارکت مردم (بومی) را بطور مستقیم و غیرمستقیم جلب کند(اشتری، 1383: 80). ریس (Riss,1990) معتقد است شعار اکوتوریسم، مدیریت محیط زیست و ابقا زیست محیطی از طریق گزینه­های اقتصادی، و برنامه­ریزی­های صحیح می­باشد (سازمان اکوتوریسم،1380). بودوسکی (1976) اظهار می­دارد که اگر ارتباط بین صنعت طبیعت­گردی و حفظ محیط زیست دوطرفه باشد سودمند بوده و امید پایداری آن وجود دارد. بعلاوه نیازهای حال و آینده جمعیت باید پیش­بینی شده و نسل­های آیمده جهانگردان نیز باید تجربه­های زیست محیطی را متفاوت از افرادی که ساکن آن منطقه هستند کسب کنند تا رابطه ایشان، رابطه­ای برپایه همزیستی و پایداری باشد. باتلر (1991) اعلام می­کند که گرچه اثرات زیست­محیطی حاصل از جهانگردان طبیعی پایین می­باشد اما زمانی که این فعالیت­ها در فضا و زمان محدودی متمرکز می­شوند این اثر دوچندان و غیرقابل ترمیم می­شود (همان،21)

در همین راستا شروط استمرار اکوتوریسم عبارتند از (اشتری،1383: 80) :

-        حمایت افراد محلی

-        دخالت حکومت­ها و اجتماعات محلی در مدیریت و توسعه این فعالیت

-        تقسیم عادلانه منافع میان افراد

 

مدل اکوتوریسم پایدار

سدلر[7] از اولین کسانی بود که مدل اکوتوریسم پایدار را در سال 1990 ارائه کرد.سدلر سه دسته هدفهای اساسی را در مدل خود گنجانده است:1- هدفهای اجتماعی، شامل تأمین مزایای اجتماعی، مشارکت در برنامهریزی، آموزش و اشتغال؛2- هدفهای اقتصادی، شامل مزایای اقتصادی برای جامعه محلی و پایانی اقتصادی صنعت؛3- هدفهای زیست محیطی، شامل کمک به حفظ منابع طبیعی، اجتناب از تخریب منابع، مدیریت عرضه، و پذیرش ارزش منابع، او محل تلاقی این سه هدف را«اکوتوریسم پایدار»خوانده است.

­

 

به طوری که مشاهده میشود در مدل سدلر از اخلاقیات و نظام ارزشی ذکری به میان نیامده است.برخی از نویسندگان به اخلاق زیست محیطی اشاره کردهاند.از جمله هیلتز و فیتزگیبن گفتهاند که تصمیمات مرتبط با مسائل زیست محیطی صرفا در قالب سیستم اقتصادی و با هدف رشد و توسعه اقتصادی اتخاذ میشوند، در صورتی که باید یک چهارچوب اخلاقی در نظر گرفته شود و سیستم اقصتادی در درون آن فعالیت همچنین مک آوی معتقد است که ما باید در بهرهگیری از منابع طبیعی، یک رویکرد اخلاقی و ارزشی اتخاذ کنیم.خانم پاملاوایت برای پاسخگویی به این نیاز، مدل سدلر را از منظر اخلاقی تعدیل و مدل انواع توریسم را با در نظر گرفتن انگیزههای اخلاقی ارائه کرد.نکته اصلی در مدل وایت این است که صرف نظر از نوع توریسم و انگیزههای اولیه آن در هر حال باید تلاش شود که دیدگاه اخلاقیات در هر یک از انواع توریسم وارد شود، بسط و توسعه یابد و در عمل به مرحله اجرا گذاشته شود کند (زاهدی، 1382).

ویژگی­های اکوتوریسم:

ویژگی­های توسعه اکوتوریسم به قرار زیرند:

·        مشارکت در حفاظت از تنوع زیستی

·        کمک به رفاه اجتماعی جوامع بومی

·        مسئوایت­پذیری گردشگران

·        اداره شدن توسط موسسات و شرکت­های کوچک و گروه­های کوچک

·        کمترین نیاز به استفاده از انرژی­های تجدیدناپذیر

·        تاکید بر مالکیت بومی و ایجاد فرصت­های شغلی خصوصا برای جوامع روستایی

فعالین مرتبط با صنعت اکوتوریسم

اکوتوریسم هم مانند گردشگری صنعتی چندجانبه است و توسعه­ی پایدار آن تنها با مشارکت فعال و هماهنگی تمامی دست­اندرکاران این صنعت امکان­پذیر است. دست­اندرکارن و بازوهای اجرایی توسعه­ی اکوتوریسم عبارتند از:

·        بخش دولتی

·        بخش خصوصی

·        نهادهای مردمی (NGOs)

·        جوامع محلی

·        موسسات دانشگاهی و آموزشی

·        موسسات تحقیقاتی

هریک فعالین و نهادهای مرتبط با توسعه اکوتوریسم نقش خاص خود را دارند و می­باید عملکردی هماهنگ با سایر بخش­ها داشته باشند.

 

جایگاه اکوتوریسم در صنعت گردشگری ایران

ایران از نظر وجود آثار تاریخی و فرهنگی در میان ده کشور جهان قرار دارد و از نظر جاذبه­های اکوتوریسمی، تنوع اقلیمی و زیست محیطی جزء پنج کشور برتر دنیا به حساب می­آید. اکوسیستم­های ایران بستر مناسبی برای سودآوری و ایجاد فرصت­های مناسب اقتصادی هستند. طی چند سال اخیر تشکل­های طبیعت­گردی کشور رو به فزونی رفته است و در برنامه­ سفرهای خدمات مسافرتی تورهای طبیعت­گردی هم به­چشم می­خورد. لکن هنوز این شاخه از گردشگری آن­طور که باید در کشورمان جایگاهی ندارد. شاید بتوان گفت نداشتن یک متولی واحد برای امر گردشگری کشور در این­خصوص با­تاثیر نباشد. از سوی دیگر همسو نبودن سازمان­ها و ارگان­های مختلف در حوزه گردشگری از دیگر عواملی است که بهره­برداری درست از منابع طبیعی ایران را به فراموشی سپرده است. هرچند کمیته ملی طبیعت گردی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سعی کرده با اقداماتی چون تدوین سند ملی[1] طبیعت­گردی گام­هایی در این خصوص بردارد، اما چنین اقداماتی اگرچه شرط لازم برای جذب گردشگران خارجی به­منظور آشنایی با زیست­بوم طبیعی ایران است ولی کافی نیست. درحال حاضر تعداد طبیعت­گردانی که تنها به قصد بازدید از طبیعت بکر ایران به کشورمان سفر می­کنند بسیار کم بوده و فقط شاهد حرکت­های اندکی در حوزه طبیعت­گردی بین گردشگران داخلی هستیم.

با توجه به پتانسیل­های اکوتوریستی ایران، چنانچه متوسط درآمد ارزی هر اکوتوریست (بین 1000 تا 1500 دلار) را بر اساس متوسط سفر نیمی از اکوتوریست­های جهان که بین 8 تا 14 روز است در نظر بگیریم خواهیم دید تا چه میزان ارز از طریق اکوتوریسم و توسعه آن عاید کشور خواهد شد(بررسی وضعیت اکوتوریسم در ایران،1389).

به طور کلی می­توان مزایای اکوتوریسم را در کشور این­گونه بیان کرد که صنعت اکوتوریسم باعث ایجاد اشتغال و افزایش درآمد در سطح ملی و محلی، توسعه خدمات و حمل و نقل و صنایع دستی، ایجاد تنوع در اقتصاد محلی مناطق زراعی، ایجاد خودگردانی در مناطق و تامین اقتصادی آن­ها، افزایش شمار حامیان طبیعت­گرد یک کشور در بین جهانیان، ترئیج افکار دوستداران طبیعت در بین مردم، جلوگیری از مهاجرت بی­رویه جوانان از روستا، حفظ کاربری­های اراضی، ایجا تفاهم بیشتر در نتیجه تماس بین مردمو شناسایی و تفسیر فرهنگ مناطق مختلف؛ حفاظت از منابع ملی و میراث فرهنگی برای مردم و توریست­ها می­شود.

نتیجه گیری

یکی از الزامات توسعه پایدار این است که منابع طبیعی به عنوان میراث جمعی بشریت، به گونهای محافظت شوند که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای نسل حاضر، ظرفیت پاسخ­دهی به نیازهای نسلهای آینده را نیز داشته باشند(زاهدی،1382). در این نوشتار به اکوتوریسمی که از نظر اکولوژیکی پایدار باشد به عنوان یکی از انواع توریسم که به الزامات توسعه پایدار هماهنگی و همخوانی بیشتری دارد اشاره شده است. به عبارتی دیگر، میتوان از اکوتوریسم که برپایه اصول مسئولیت پذیری محیطی استوار است در جهت حفظ محیط طبیعی بهره گرفت. آنچه که نگارنده در بیان آن کوشید، تشریح مفاهیمی بوده که همپیوندی مناسبی بین اصول پایداری و اکوتوریسم وجود داشته، بوده  است.

بنابراین با رشد روزافزون صنعت­گردشگری و همراه با آن طبیعت گردی در دنیا، لزوم بهره­گیری بیشتر از منافع قابل کسب از آن را ایجاب می­کند. اما باید توجه داشت که عدم توجه به آثار مخرب گردشگری، پیامدهای ناپواری از خود برجای می­گذارد. بکارگیری از اصوا توسعه پایدار این پیامدها رابه حداقل می­رساند. بنابراین برای استفاده همیشگی از منابع خدادای، توه به اصوا پایداری غیرقابل اجتناب است.

 

 

پی­نوشت­ها:

[1]: کمیته ملی طبیعت­گردی قوانین و مقررات مرتبط با طبیعت­گردی و اکوتوریسم در ایران را در 6 بخش گردآوری و تدوین کرده­است: بخش اول این قوانین و مقررات مربوط به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و بخش دوم آن مربوط به سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداری است. بخش سوم این قوانین مربوط به سازمان امور اراضی و بخش چهارم مربوط به ساطمان حفاظت از محیط زیست است. در این گزارش همچنین قوانین و مقرارت طبیعت­گردی مرتبط با حوزه­ کاری سازمان آب و سازمان زمین شهری نیز درج شده است. بیشترین قوانین و مقرارات گردآوری شده در این گزارش مربوط به حوزه­ فعالیت سازمان امور اراضی است و در این گزارش هفت قانون، آیین­نامه و دستورالعمل مرتبط با حوزه فعالیت این سازمان ذکر شده است. در این جزوه همچنین پنج قانون و آیین­نامه مرتبط با حوزه فعالیت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، چهار قانون و آیین­نامه مرتبط با فعالیت سازمان جنگل­ها، مراتع و آبخیزداریف چهار قانون و آیین­نامه مرتبط با فعالیت سازمان حفاظت محیط زیست و دو قانون و آیین­نامه مرتبط با فعالیت سازمان زمین شهری درج شده است.



[1] . دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت گردشگری- گرایش  برنامه­ریزی توسعه. 

[2] . Brundtland report

[3] . Hertzer

[4] . Ecotourism

[5] . The International Ecotourism Society

[6] . Convention on Biological Diversity

[7]. Sadler



برچسب‌ها: اکوتوریسم, توسعه پایدار گردشگری
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 17:14  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

ژئوتوريسم چیست

 

ژئوتوریسم (Geotourism) یکی از رشته های کردشگری وابسته به طبیعت است است که به معرفی پدیده های زمین شناسی به گردشگران با حفظ هویت مکانی آنها می پردازد. ژئوتوریسم از علوم مختلف زمین شناسی کمک می گیرد و علاقمندان به طبیعت و پدیده های زمین شناسی را برای بازدید از جاذبه های زیبای زمین دعوت می کند.
ژئوتوریسم یا گردشگری زمین شناسی امروزه مخاطبان وسیعی پیدا کرده است . مخاطبان ژئوتوريسم نه تنها متخصصان و کارشناسان زمين شناسى، بلکه گردشگران عادى و علاقمندان طبيعت هستند. در جريان فعاليت‌هاى ژئوتوريسمى، بازديدکنندگان ضمن بازديد از پديده‌هاى زيبا و ويژه زمين شناسى، با مبانى پيدايش آنها آشنا شده اهميت وجودى آنها را در‌مى‌يابند. يکى از ويژگى‌هاى پديده‌هاى زمين شناسى که موجب برترى نسبى آنها بر پديده‌هاى اکوتوريسمى مى‌شود، اسرارآميز بودن و پيچيده بودن مباحث زمين شناسى براى افراد عادى است. واژه زمين شناسى براى اغلب مردم يادآور پديده‌هاى باشکوه، بزرگ و اسرارآميزى چون آتشفشان، زلزله، شهاب سنگ، دايناسور، فسيل، دوره‌هاى زمانى ميليونى و ... است. لمس اين مفاهيم يا مفاهيم وابسته به آنها که در جريان برنامه‌هاى گردشگرى زمين شناسى امکانپذير است، جذابيتى شگرف براى بازديدکنندگان ايجاد مى‌نمايد.

يکى از مباحث مهمى که در ژئوتوريسم اهميت زيادى دارد، موضوع آموزش و اطلاع رسانى است. هدف از اين مبحث آشنا ساختن همگان به خصوص کودکان و نوجوانان با ميراث زمين شناسى و پديده‌هاى مختلف علوم زمين به منظور جلب همکارى عمومى در حفظ اين آثار و استفاده بهينه و صحيح از اين منابع است.

ژئوتوريسم علاوه بر مزايايى که از نظر درآمدزايى مستقيم و غيرمستقيم به واسطه جذب گردشگر دارد، در ايجاد اشتغال بين دانش‌ آموختگان علوم زمين و همچنين ساکنان مناطق داراى سايت‌هاى زمين شناسى بسيار موثر است. ايجاد مشاغل جديد تحت عنوان راهنمايان زمين شناسى (Geoguides ) و نگهبانان زمين شناسى ( Geoguards ) از اين جمله‌اند.

Geoguide زمين شناسى است که با گذراندن دوره‌هاى آموزش اصول راهنمايان جهانگردى و همچنين آشنا بودن با پديده‌هاى زمين شناسى ايران در خدمت گروه‌هاى گردشگرى قرار مى‌گيرد. وظيفه اين راهنما ارائه توضيحات علمى و توصيف پديده‌هاى زمين شناسى براى گردشگران و پيشبرد اهداف آموزشى تعريف شده است. اين راهنما مى‌تواند بصورت دائم در منطقه حضور داشته باشد و به گروه‌هاى مراجعه کننده خدمات بدهد. در اين صورت بايد در ژئوپارک مورد نظر دفترى براى استقرار وى در نظر گرفته شود. همچنين راهنما مى‌تواند بر اساس برنامه گرو‌ه‌هاى گردشگرى، در مناطق مختلف آنها را همراهى نمايد.

Geoguard زمين شناسى است که در محل ژئوپارک مستقر بوده و ضمن آگاهى کافى از ويژگى‌هاى پديده مورد نظر، وظيفه حراست از محدوده ژئوپارک را انجام مى‌دهد. Geoguard مى‌داند که چه عواملى بر پديده مذکور آثار منفى مى‌گذارد و در جهت جلوگيرى از اين آسيب‌ها تلاش کرده و اين آثار منفى را در ابتداى بازديد براى بازديدکنندگان نيز تشريح مى‌نمايد. Geoguard در تمامى مراحل بازديد گروه را همراهى نموده و از آسيب‌هاى احتمالى وارده به پديده‌ها توسط بازديدکنندگان جلوگيرى مى‌کند.

نکاتى که در اين تعريف بايد مورد توجه قرار گيرند:

آگاهانه:

يک ژئوتوريست با هدف مشخص و برنامه قبلى به يک منطقه مسافرت مى کند. در واقع او مى داند که از اين بازديد چه انتظارى دارد و چه خواهد ديد او از موضوع مورد بازديد شناخت کلى دارد.

مسئولانه:

ژئوتوريست به ارزش وحساسيت پديده هاى زمين شناختى آگاه است. و در هنگام استقرار در منطقه و بازديد از وارد نمودن هرگونه آسيب به آنها و طبيعت بيرون خوددارى کرده ود يگران را نيز از اين کار باز مى دارد .

طبيعت فعاليت هاى ژئوتوريستى در محيط طبيعى انجام مى شود .بازديد از موزه هاى علوم زمين به تنهايى نمى تواند يک فعاليت ژئوتوريسمى باشد و بيشتر يک فعاليت تکميلى در کنار ژئوتوريسم به حساب مى رود. البته بازديد از سايت هاى فسيلى در شمار فعاليت هاى ژئوتوريسمى به حساب مى آيد. پديده هاى زمين شناختى حاصل عملکرد فرايندهاى گوناگونى است که در طول تاريخ زمين شناختى وزمين ريخت شناسى(ژئوموروفولوژيک) موضوع مورد علاقه وتوجه ژئوتوريسم است.

آموزش:

يکى از اهداف ژئوتوريسم آموزش مفهوم هاى پايه علوم زمين به همگان به ويژه کودکان ونوجوانان است آشنايى با پديده هاى زمين شناختى و ارزش آنها موجب احساس نزديکى بيشتر با زمين وطبيعت و افزايش حس مسئوليت فردى واجتماعى افراد نسبت به حفاظت از اين پديده ها خواهد شد . پيش از اين به دليل نو بودن موضوع ژئوتوريسم عدم ارائه تعريف دقيق از آن و نبود منابع ومستندات تدوين شده اين نوع گردشگرى (بوم گردى) در نظر مى گرفتند.حقيقت اين است که هر دو رشته گردشگرى (ژئوتوريسم و اکوتوريسم ) زيرمجموعه اى از توريسم وابسته به طبيعت Nature) (based tourism به شمار رفته و زيرشاخه يکديگر نيستند. تفاوت بزرگ اين دو اين است که اکوتوريسم بيشترين توجه را به موجودات زنده ومحيط هاى زندگى (گياهى وجانورى) معطوف مى دارد (همانگونه که نام آن وارتباطش با اکوسيستم و اکولوژى آن بر مى آيد). اما ژئوتورييسم به پديده هاى زمين شناختى وزمين ريخت شناسى پرداخته و در واقع با طبيعت بيجان وسير تحولى آن سروکار دارد .حتى در مواردى که ژئوتوريسم موضوع فسيل ها را مورد نظر قرار مى دهد-به يک موجود اکنون غير زنده - يا سنگ(سنگواره)توجه کرده است هر چند که اين سنگ خواستگاه زنده داشته است. البته موضوع سنگواره ها پل ارتباطى بين دانش زمين شناسى، زيست شناسى و آب وهوا شناسى ديرين است.

براى جداسازى ژئوتوريسم واکوتوريسم مثال زير مى تواند تفاوت ها را به روشنى بيان نمايد:

رشته هايى مانند کوه نوردى تپه نوردى از زيرمجموعه هاى اکوتوريسم هستند اما هدف وفعاليت اکوتوريسم ها و ژئوتوريست ها در اين بخش از طبيعت انجام مى دهند يکسان نيست .براى يک ژئوتوريست ، هدف کوهنوردى يا تپه نوردى نيست و سفر به اينگونه جاها براى شناخت ومطالعه خود پديده (کوه ، تپه، دره و...)و چگونگى پيدايش وساختار آن است. اين در حالى است که يک اکوتوريست براى کوهنوردى ورزشى يا تفريحى، بازديد از چشم اندازها وتماشاى گياهان و جانوران هدف هايى اين گونه ،‌ به طبيعت سفر مى کند.

به طور کلى ژئوتوريسم نوعى گردشگرى طبيعى بر پايه دانش زمين شناسى است .

راس داولينگ و ديويد نيوسام در کتاب ژئوتوريسم (2006) آشکارا ژئوتوريسم را گردشگرى زمين شناختى و (نه گردشگرى جغرافيايى) دانسته اند. همچنين در خلال نخستين کنفرانس جهانى ژئوتوريسم (فريمانتل استراليا 2008) در روز پايانى کنفرانس ، گفتگوهاى پردامنه اى در مورد پيوستگى ژئوتوريسم با دانش زمين شناسى و جغرافيا بين کارشناسان و شرکت کنندگان پيش آمد که پس از پايان ديدگاه هاى گوناگون دانش زمين شناسى از آن رو که فرآيندها و پديده هاى زمين شناختى بيشتر و گسترده ترى را در مقايسه با جغرافيا (ژئومورفولوژى/ زمين ريخت شناسى) زير پوشش مى گيرد،‌ به عنوان پيوسته ترين رشته علمى با زمين ريخت شناسى ) زير پوشش مى گيرد،‌ به عنوان پيوسته ترين رشته علمى با ژئوتوريسم پيشنهاد شد. همچنين همگان به اين هماهنگى رسيدند که تعريف پيشين ژئوتوريسم از سوى انجمن ملى جغرافياى آمريکا(نشنال جئوگرافى) با آنچه اکنون در ديگر جاهاى جهان به کار مى رود يکسان نبوده و نمى تواند به عنوان مفهوم ژئوتوريسم به کار رود. اين تعريف تنها در آمريکا و با توجه به ويژگى هاى مورد نظر آن کشور کاربرد دارد . شايان ذکر است که اين هماهنگى با حضور چند تن از نمايندگان سرشناس ژئوتوريسم کشور آمريکا بدست آمد. ژئوتوريسم اصلى ترين فعاليتى است که در محدوده يک ژئوپارک انجام مى شود. اما مى تواند در خارج از اين محدوده يعنى در يک ژئوسايت منفرد نيز صورت پذيرد. ترانشه جاده ها و ديواره ها از ديگر مواردى هستند که مى توانند پديده هاى زمين شناختى را دربرداشته ونمايش دهند. اين گونه موارد که حالتى کم وبيش خطى دارند را نمى توان ژئوسايت در نظر گرفت. عنوان ژئوتوريسم مسير يا مسير ژئوتوريسمى براى اينگونه موارد بکار مى رود.

ژئوتوريست ها معمولاً گردشگرانى قانع هستند که به دنبال هتل هاى لوکس وشرايط بسيار عالى خدماتى نيستند. آنها مى توانند به راحتى در چادر و در شرايط ابتدا زندگى کنند، مسيرهاى طولانى وسخت را پيمايش کنند وبيشترين ارتباط ونزديکى را با طبيعت داشته باشند. اين يکى از مزيت هاى ژئوتوريسم به شمار مى رود و نشان مى دهد که اينگونه از گردشگرى اين رويداد و اين هماهنگى ، يکى از اهداف و آرمان هاى تشکيل ژئوپارک ها نيز بوده است .

افسانه ها واسطوره ها در زمين شناسى

پديده هاى زمين شناختى گاه ريخت هاى ويژه با رويدادهاى اسرارآميز (از ديدگاه مردم عادى) را هويدا مى سازد که دستمايه مردم براى ساخت داستان ها واسطوره ها وشکل گيرى باورهايى ماندگار مى شود .پرداختن به اين موضوع وشناخت اينگونه اسطوره ها وباورها در مقوله اى نوين به اسم geomythology مورد بررسى قرار مى گيرد.

سنگ آدم (آدم داشى به زبان آذرى) به گونه اى از دودکش هاى جن گفته مى شود که بدنه اى استوانه اى شکل وسرى کروى دارد وشبيه بدن انسان است. در ميان مردم بومى ، باورهايى وداستان هايى براى انگونه ريخت ها وجود دارد از جمله اينکه يک انسان گناهکار به عذاب خدا دچار شده وسنگ شده است.

هفت تخته سنگ ايستاده در مسير جاده چالوس با داستانى مشابه هفت برادران معروف شده اند.کوه عقاب در تفت وچين اژدها در گرمسار از ديگر نمونه هاى معروف در اين زمينه هستند .در منطقه تخت سليمان يک چشمه تراورتن ساز خشکيده که اکنون يک تپه مخروطى تو خالى وخوفناک است.به نام زندان سليمان ويک ديواره دراز پيچ خورده از تراورتن به اژدهاى سليمان معروف شده اند.

آتشفشان هاى سبلان ودماوند از ارزش هاى اسطوره اى زيادى برخوردارند تا اندازه اى که از دماوند در بسيارى از جاها به عنوان نماد ايران استفاده مى شود.از دماوند در آثار جاودانه شاعران ونويسندگان ايران نيز بارها ياد شده است.

آتشفشان مزاحم در نزديکى شهر بابک به دليل خروج آزاردهنده گوگردى از آن و دودزايى به اين نام خوانده شده است. يکى از نمونه هاى جالب در دره ستاره هاى جزيره قشم ديده مى شود.دره ستاره ها که مردم محلى به آن استاره گفته (به معناى ستاره افتاده ) مى گويند .ريخت فرسايشى ويژه اى دارد و آکنده از ستون هاى نوک تيز باقيمانده از فرسايش است.مردم بر اين باورند که در عهد باستان يک ستاره به داخل اين دره فرو افتاده و خاک و سنگ را به هوا پرتاب کرده و خاک و سنگ در همان حالت سخت شده اند وباقيمانده اند .

ريخت شناسى ناشى از عملکرد زمين ساخت وفرسايش در کوه هاى نزديک بزرگراه کرج- قزوين در منطقه آبيک از دور دست پيکره زنى را مجسم مى سازدکه چشم به جاده دارد.رانندگانى که همواره از اين مسير رد مى شوندمى گويند اين زن همسر يک راننده است که منتظر بازگشت شوهرش است.

در منطقه قروه امام زاده اى به نام باباگر گر با شمشير خود يک اژدها را به سنگ تبديل کرده است.اين اژدها يک توده تراورتن نوارى شکل وپيچ خورده است که بر روى سطح بالايى آن يک توده تراورتن نوارى شکل وپيچ خورده است که بر روى سطح بالايى آن يک شيار طولى وجود دارد وجاى برخورد شمشير به شمار مى رود.در همين منطقه دهانه اى در نزديکى چشمه معدنى وجود داردکه گازهاى زيرزمينى از آن خارج مى شود .اهالى در دل نيت يا نذرى کرده و دهانه را با پارچه و ديگر مواد مى بندند. پس از مدتى فشار گاز پارچه ها وديگر مواد را با صدايى بلند به هوا پرتاب مى کنند.برخى از مردم باور دارند هر چه صدا بلندتر باشد امکان پذيرفته شدن نيت يا نذر آن شخص بيشتر است.

نمونه هاى بسيار زياد وجالبى از اين دست در سراسر ايران به چشم مى خورند که همگى به شکلى با پديد هاى زمين شناختى در رابطه هستند.اين نمونه ها مى توانند در موضوع آثار فرهنگى ژئوتوريسم مورد استفاده قرار گيرند. يکى از کاربردهاى جالب در اين زمينه ريشه يابى نام مکان ها وارتباط ويژه آن با يک پديده زمين شناختى است.مرتضى مومن زاده کار جالب و همه جانبه اى در اين زمينه به انجام رسانده و مجموعه نام مکان هايى که نام کلمه زر يا طلا در خود دارند را گردآورى نموده و به اين نتيجه رسيده که در بسيارى از موارد معدن يا نشانه هايى از طلا در آن مکان وجود داشته است.وى در واقع ،‌سرنخ هايى با ماهيت فرهنگى را براى اکتشاف مورد استفاده قرار داده است.

گوناگونى فراوان در غار نهشته ها ، اسامى گوناگونى را براى ريخت هاى اين غار نهشته ها به همراه داشته است.پاى فيل،‌پنجه شير،سر يوزپلنگ،‌عروس وداماد هشت پا،بودا، نخل سوخته وبسيارى اسامى ديگر را مى توان از زبان راهنمايان غار در هنگام بازديد از غارهاى ايران شنيد.

نمونه هاى ياد شده نشانگر اين هستند که مردم پيوسته با طبيعت وزمين ارتباط عميق وذاتى داشته وبسيارى از پديده هاى آن را در فرهنگ خود جاى داده اند. اين موضوع اهميت توجه به Geomythlogy را در معرفى ژئوپارک ها و گسترش ژئوتوريسم مشخص مى سازد.


برگرفته از اطلس توانمنديهاى ژئوپارک و ژئوتوريسم ايران نوشته عليرضا امرى کاظمى


برچسب‌ها: ژئوتوريسم چیست
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1391ساعت 0:36  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

گردشگری ادبی (قسمت دوم)

با تاکید بر حافظ و سعدی

گردشگری ادبی و سهم ما از آن

گردشگری ادبی در دنیا همانطور که اشاره گردید با سرعت در حال توسعه می­باشد و اکثرکشورهایی که از این ظرفیت برخوردار می­باشند، به طرق گوناگون در جهت بهره مندی اجتماعی و اقتصادی از آن هستند و در این زمینه نیز در حال اقدامات موثری می­باشند. شهر قونیه در ترکیه را می­توان به عنوان الگویی مناسب در این امر معرفی کرد که به دلیل وجود مقبره مولانا یه یکی از قطب­های گردشکری ادبی مطرح می­باشد و هر ساله با برگزاری مراسمی ویژه همراه با رقص سماع انبوهی از گردشگران مشتاق را به خود جذب می­کند. در حالی که مولانا یک شاعر فارسی زبان می­باشد، با شکوهی که مسئولین گردشگری در ترکیه جهت بزرگداشت مولانا برگزار می­کنند شکی برای بازدیدکنندگان نمی­ماند که مولانا شاعری از همان سرزمین بوده است. اما در ایران علیرغم برخورداری از پتانسیل­های بسیار بالا در این خصوص آنطور که شایسته است نتوانسته خود را به عنوان یک قطب گردشگری ادبی با معرفی شاعران و مشاهیر به عنوان برند گردشگری ادبی مطرح نماید و از اثرات مثبت آن بهره جوید. در این راستا تشریح نقاط اصلی قوت و ضعف، کمک شایانی برای توسعه و برنامه ریزی موثر در این زمینه می­نماید که در زیر آمده است:

نقاط قوت:

1) استانهای خراسان رضوی، فارس و همدان به عنوان کانون­های اصلی ایران در حوزه ادبی مطرح می­باشند. چرا که آرامگاههای شاعران بنامی چون؛ عطار، فردوسی، خیام، حافظ، سعدی، بابا طاهر و... در این استان­ها موجود می­باشد.

2) هرکدام از این شعرا به نوبه خود بر ادبیات و  سبکهای ادبی اروپا تاثیراتی برجای نهاده اند. از جمله مهمترین این سبکها عبارتند از؛ رمانتیسم، پارناسیسم، امپرسیونیسم. بنابراین می­توان ادعا نمود که در حوزه مکتب شناسی ادبی، پژوهشگران حوزه ادبیات در دانشگاههای مختلف تا حدودی با این شاعران آشنایی دارند.

3) اشعار و نوشته­های این مشاهیر به اکثر زبانهای مختلف ترجمه گردیده است.

4) سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان دارای زبان فارسی می­باشند که این عامل خود می­تواند یک بازار بالقوه محسوب گردد.

5) بر طبق آمار موجود بیش از  110 میلیون نفر در جهان با زبان فارسی در ارتباط می­باشند.

6) دانشگاههای مختلفی در دنیا رشته تحصیلی ایرانشناسی و یا زبان و ادبیات فارسی را تدریس می­کنند. بنابراین دانش آموختگان و دانشجویان این رشته ها می­توانند به عنوان گردشگران بالقوه محسوب شوند.

7) مشاهیر فلسفی و ادبی در اروپا از نیچه[1]، ویکتور هوگو [2]، آندره ژید[3]، گرفته تا هانری گروسه [4]، گوته[5]، موریس مترلینگ [6]، ژان لاهور[7] و... همگی در آثارشان به بزرگی و عمق ظرفیت ادبی و عرفانی مشاهیر ایرانی اشاره کرده­اند و انها را ستودند. این امر خود می­تواند به تبلیغی مثبت جهت شناساندن هرچه بیشتر و بهتر شاعران ایرانی کمک نماید.

8) برخی از شهرهای ایران با دیگر شهرهای جهان، پیوند خواهر خواندگی دارند که این عامل می تواند برای معرفی فرهنگ و تمدن ایران زمین مهم  قلمداد گردد.

 

نقاط ضعف:

1) فقدان اقدامات لازم در خصوص برندسازی جاذبه­های ادبی و تبلیغات مناسب برای شناساندن این میراث معنوی در سطح جهانی

2) عدم برنامه­ای مدون و موثر برای برگزاری  فستیوالها[8] و نمایشگاههای مرتبط با آثار این مشاهیر

3) عدم سرمایه­گذاری مناسب جهت بهبود زیرساخت­های جاذبه­های ادبی

4) فقدان موزه ادبی تخصصی در زمینه آثار ادبی و مفاخر ملی

5) عدم طراحی و برگزاری تورهای تخصصی با محوریت گردشگری ادبی

6) عدم تهیه پایگاه اینترنتی چند زبانه و جامع در مورد آرامگاه حافظ و سعدی و دیگر اماکن مشابه

7) عدم برگزاری مراسم بزرگداشت شایسته ی مقام حافظ و سعدی و دعوت از سفیران کشورهای صاحب نام در عرصه گردشگری ادبی جهت تبادلات علمی و عملی

8) عدم گرامیداشت روز سعدی و حافظ در مدارس و ادارات دولتی جهت فرهنگ سازی و آشنایی بیشتر با مفاخر ملی

9) نبود آمار دقیق بازدیدکنندگان از جاذبه­های ادبی جهت برنامه ریزی و بازاریابی.

      بنابراین بر اساس آنچه که گفته شد، با رفع نقاط ضعف و بهره­بری بیشتر از ظرفیت­های بالقوه می­توان در آینده شاهد شکوفایی گردشگری ادبی در ایران و جذب گردشگر فراوان و معرفی خود به عنوان یکی از قطب­های این شیوه  نو­ظهور گردشگری در جهان باشیم. بر این اساس می­توان ادعا نمود که از سبد گردشگری ادبی سهم می­بریم و مزایای قابل کسب از آن را افزایش می­دهیم.

مزایای توسعه گردشگری ادبی

گردشگری جایگزین برخلاف گردشگری انبوه، نه تنها آثار مخرب ناچیزی دارد، بلکه آثار مثبت زیادی از خود بجای می­گذارد. گردشگری جایگزین برخلاف گردشگری انبوه میل به گردشگری پایدار و مسئولانه دارد و  از این جهت می­باشد که توسعه این نوع از گردشگری همراه با مدیریت و برنامه­ریزی مناسب، زمینه­ساز رشد و شکوفایی اقتصادی کشورها می­شود. بنا بر همین دلایل است که سیاستگذاران و برنامه ریزان گردشگری در هر منطقه­ای به دنبال توسعه این شکل از گردشگری می­باشند که علاوه بر احترام به محیط و میزبان، خود در جهت حفظ و احیای میراث هر کشوری تلاش می­کنند و یا بعضا در فعالیتهای محلی مشارکت می­کنند. گردشگری ادبی که شاخه ای از گردشگری فرهنگی و خلاقانه می­باشد از این نوع می­باشد که توسعه آن باعث کسب مزایای عمده ای میگردد که مهمترین آن عبارتند از:

1-   گردشگری ادبی می­تواند به تولید اشتغال و کسب و کارهای کوچک کمک نماید.

2-   گردشگری ادبی می­تواند منجر به روانه شدن خیل عظیمی از سرمایه در جهت توسعه زیرساخت ها و روساختهای گردشگری ادبی بی­ا­نجامد. به عنوان نمونه میتوان با تاسیس فرهنگسراها و یا مکانهایی که اوقات فراغت جوانان را با محوریت ادبیات و شعر فارسی، علی الخصوص حافظ و سعدی ، پر می­کنند اشاره نمود.

3-   حفاظت و نگهداری بیشتر و بهتر از میراث فرهنگی ملموس ( ابنیه و آرامگاه) و ناملموس (آثار) یکی دیگر از مزیتهای توسعه گردشگری ادبی است

4-   حفظ و ساماندهی برخی از مراسم سنتی مانند آوازخوانی و مشاعره، که از سنتهای فولکلور و شفاهی در بین ایرانیان است اشاره نمود.

5-   معرفی مشاهیر و مفاخر ادبی و آثار و نوشته های آنها به گردشگران ورودی(یوسفی و صیامیان؛ 1391)

6-   گردشگری ادبی میتواند به عنوان گردشگری مکمل، به تنوع بازارهای گردشگری ایران و در نهایت تقویت دیگر انواع گردشگری کمک نماید. ( عبادی،5:1390)

7-   با توجه به ساختار گردشگران ادبی، توسعه گردشگری ادبی، موجب تقویت صنایع دستی و هنری اصیل و ایجاد اشتغال برای هنرمندان در این بخش میگردد(همان).

8-   حفظ نوستلوژی جمعی

9-   پاسداری از ارزش های هنری و زیبایی شناختی.

10- توانمندسازی روانی اجتماعات محلی و پرورش حس افتخار و غرور در آنها نسبت به دارایی های  فرهنگی و ادبی و تلاش بیشتر جهت نگهداشت، تقویت و افزودن بر این دارایی های ارزشمند.

11- توانمندسازی اجتماعی جوامع محلی. 

12- توانمندسازی سیاسی مردم بومي و پرورش حس مشارکت در آنها براي تعیین سرنوشت خود و محیطی که در آن زندگی می کنند.

13- تقویت همبستگی و انسجام ملی به ویژه در جوامعی که از تنوع قومی برخوردارند.

14- خنثی کردن اثرات مخرب مدرنیته چون از خودبیگانگی و تضعیف خودباوری ملت هاي در حال توسعه. 

15- خنثی کردن اثرات مخرب مدرنیته چون از خودبیگانگی و تضعیف خودباوری ملت هاي در حال توسعه .(گردشگری ادبی، 1390)

16- حفظ میراث فرهنگی منطقه و الگو های فرهنگی موسیقی، رقص،نمایش، لباس، هنر، صتایع دستی(عبدالله زاده،55:1384)

17- توسعه و حفظ موزه ها که با تاریخ و هویت یک منطقه در ارتباط است

18- فرصت مبادلات میان-فرهنگی بین گردشگران و جامعه میزبان را فراهم میکند( همان:56)

 



[1] . Friedrich Wilhem Nietzsche

[2] . Victor Hugo

[3] . Andre Gide

[4] .Henry Grosess

[5] . Johann Goethe

[6] . Maurice Maeterlinck

[7] . Jean Lahor

[8].  Festival


برچسب‌ها: گردشگری ادبی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 23:57  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

گردشگری ادبی


      گردشگري ادبي[1] شاخه اي از گردشگري فرهنگي، محسوب مي شود كه انگيزه اصلي گردشگران، بازديد از مكان، ها و سايت هايي است كه با زندگي و حيات نويسندگان، شاعران و يا هنرمندان و يا آثارشان مرتبط باشند. در حقيقت، كشش و جاذبه اي كه در اين محل ها وجود دارد، گردشگران ادبي را كه معمولا از خوانندگان و علاقمندان به آثار اين شاعران و هنرمندان هستند، ترغيب كرده تا براي اغناي حس ناستولژيك در مورد يك اثر يا نويسنده به محيط زندگي و يا كار اين شاعران و نويسندگان سفر كرده و از نزديك از محيطهايي كه ممكن است الهام بخش اين شاعران و نويسندگان بوده باشد، بازديد نمايند در اين مكان ها، كه توسط مديران فرهنگي و گردشگري، سعي مي شود به شكل اوليه حفظ و احيا شود، گردشگران ادبي، مي توانند جا پاي اين هنرمندان گذاشته و از نزديك و از زاويه اين مكانها ممكن است محل هايي واقعي و يا خيالي و داستاني باشند چشم آنها دوباره نظاره گر آن مكانها باشند .(Esmith, MacLcleod, Robertson 2010; Herbert 2001) فضاي اصلي يك رمان در آن اتفاق افتاده و با شخصيتها و اتفاقات داستان ارتباط پيدا كرده باشد 360):(Butler 2005. که در این صورت، گردشگران ادبي پس از مطالعه اثري ادبي كه مي تواند كتابهاي تاريخي، رمان، فيلم هاي اقتباسي از رمانها و يا غيره باشد، علاقه مند شده تا به مكانهاي ذكر شده سفر كرده و با دنبال كردن ردپاي يك نويسنده يا شاعر، از تاثيرات يك مكان خاص بر روي يك اثر ادبي و يا اينكه چطور اثري ادبي، محلي را خلق كرده، آگاهي پيدا كند در بعضي موارد، گردشگران ادبي علاقمند اند كه از خانه هاي اين نويسندگان يا شاعران بازديد كنند تا بدينوسيله با محل هايي كه آثار بزرگ ادبي تاليف و نگارش شده اند از نزديك آشنا شده، در آنجا قدم بزنند و آنچه را كه به نظر مي رسد كه آن هنرمند مشاهده كرده است، را از نزديك ببينند اين گردشگران حتي ممكن است براي پيدا كردن محل هاي الهام اين شعرا و نويسندگان، سفرهاي طولاني انجام داده و به محل هايي كه اين شعرا در طول زندگي سفر كرده اند، مسافرت نموده و حتي براي اداي احترام بر سر مزار آنها حاضر شوند.(Robinson and Andersen,2002) گردشگری ادبی شامل سه دسته زیر میشود و مردم به دلایل متنوع از یک مکان ادبی دیدار میکنند. (Fawcett and Cormack ,2004; Smith, MacLcleod, Robertson 2010:p.112;Herbert,2001 and 1996):
 الف) مکان های واقعی: جذابیت اصلی در این گونه مکانها برای بازدیدکنندگان به این است که آنها بی پرده و حقیقی از میز کار نویسنده زمانی که او شروع به نوشتن رومانهای معروف خودش میکرد، دیدن می­کنند و یا به این نکته پی می­برند که زندگی یک نویسنده تا چه میزان بی پیرایه  و جذاب بوده است. این مکان ها با زندگی یک نویسنده ارتباط واقعی دارند و معمولاً محل تولد، زندگی، آفرینش آثار، مرگ و دفن آنها هستند. به همین دلیل مردم جذب این مکانها می­شوند. شهر قونیه که مقبره شاعر و عارف بزرگ مشرق زمین مولانا در ان واقع است از موفق ترین مکانهای گردشگری ادبی در دنیا میباشد.خانه جین آستین[2] در چاوتاون[3] در همپ شایر[4]، و محل تولد روبرت بورنز[5] در آلووی[6] (ادینبورگ[7]-اسکاتلند)، نیز از این گروه هستند. کلبه ویلیام ورسدورد[8]، محل تولد توماس هاردی[9] و آرامگاه شکسپیر [10]از مهمترین مکانهای گردشگری ادبی در بریتانیا محسوب میشود.

 ب) مکان های خیالی:  تلفیقی از خیال و واقعیت در نوشته های یک نویسنده  درباره  یک مکان و یا شخصیتهای خیالی یک اثر، از این نوع می­باشند. این مکان ها بیانگر یا تجلی فضای رمان، نمایش نامه یا شعر هستند.  به عبارت دیگر مردم جذب مکانهایی میشوند که با محل وقوع یک داستان، در ارتباط است. خیابان های دوبلین[11] در اولیس[12] نوشته جیمز جویس[13]، خیابان باکر [14]در لندن، خانه خیالی شرلوک هلمز[15] نوشته سر آرتورکونان دویل[16] از جمله این جاذبه های معروف از مقاصد گردشگران هستند. البته خیلی از از این نوع مکانها هم خانه یک نویسنده و هم الهام بخش کارهای او بوده است. الیته بعضی مکانها هم منزل و هم الهام بخش آثار آنهایند و اینجاست که در صحت آنها ابهام بوجود می آید زیرا مکانهای واقعی با مکانهای خیالی آمیخته میشوند. دو نمونه از این نوع مکانها عبارتند از یورکشیر مورس[17] از برونتس[18] و  پارک ملی پرینس ادوارد ایسلند در کانادا، خانه و الهام بخش لوک ماود مونت گومری[19] برای رومان معروف آنا از گرین گیبل[20]. 

 ج) مکان های ساخته شده: مکان هایی هستند که به عمد برای جذب بازدیدکننده خلق شده­اند چرا که احساس هیجان عمیقی در گردشگران برای بازدید از این مکانها ایجاد می­کند. "هیل تاپ فارم" خانه یک کشاورز در انگلستان، دنیای دیکنز[21] که به تازگی در چاتهام[22] افتتاح شده است و بیتریکس پوتر[23] در ویندرمر[24] از این نمونه مکان های در حال توسعه هستند. در واقع ارتباط با یک چهره یا شخصیت ادبی به مقصد امکان می دهد تا دامنه وسیعی از جاذبه های موضوعی گردشگری را توسعه دهد. در اینجا می توان به استراتفورد-اپان-آوون[25] اشاره کرد که دارای تسهیلات متنوعی با مضمون شکسپیر است. مسیرهای ادبی زیادی برای ترغیب بازدیدکنندگان به دیدن سایت های تأثیرگذار در زندگی ادیبان و مکان های خیالی تر خلق شده اند. مانند مسیرهایی که زندگی توماس هاردی[26]، جورج الیوت[27]، آگاتا کریستی[28] و روبرت بورنز[29] را نمایش می دهند. تمرکز این مسیرها معمولاً بر زندگی این ادیبان است اما مسیرهایی نیز وجود دارند که خود آثار را تفسیر می کنند مانند مسیر کد داوینچی[30] (بر اساس رومان پرفروش داون براون[31]) و مسیر هری پاتر[32]. سرانجام، به این گروه می توانیم شهر کتاب یا شهر ادبی را نیز بی­افزاییم. این مقصدها به ترویج ارتباط خود با نویسندگان یا شخصیت های ادبی می پردازند، برای مثال دوبلین[33] و جیمز جویس[34]، ادینبورگ[35] و والتر اسکات[36]. احساس غرور نسبت به وجهه و اعتبار ادبی یک ناحیه می تواند حتی شکل یک جشنواره به خود بگیرد. مانند Hay-on-Wye  در چیلتنهام[37] و وینگتون[38] از این دسته فستیوالها میباشند. گردشگران زیادی برای فعالیتهای ادبی و مجالی که برای بازدید از کتابفروشی های ویژه دایر میشود یه این مکانها می آیند.
به طور خلاصه این سه دسته از کیفیت عمومی و مختص به یک مکان ادبی می­باشند که برای ترویج یک مکان جهت استفاده از جاذبه ها باید دارا باشند.(Herbet,2001:315)
 خصوصیات یک مکان ادبی: 
يك مقصد گردشگري ادبي، مي تواند دو نوع جاذبه خاص و كلي را در بر گيرد. جاذبه هاي خاص مربوط به يك مقصد ادبي، به جاذبه هايي اطلاق مي شود كه يا با محل زندگي و كار يك نويسنده ارتباط داشته باشد يا ستينگ يا محل وقوع داستان يا رمان در آن اتفاق افتاده است. گاهي هم، سفر به مكاني ادبي، با گذشته و خاطرات يك فرد نسبت به يك اثر ادبي يا نويسنده خاص مرتبط است كه در اين حالت، گردشگران ادبي براي فرو نشاندن احساسي ناستولژيك و عاطفي به مكاني سفر مي كنند . منظور از جاذبه هاي عام، كه روي محبوبيت يك مكان گردشگري ادبي تاثير مي گذارد، مناظر زيبا، امكانات رفاهي و اينكه يك مكان ادبي تا چه اندازه در دسترس گردشگران باشد برمي گردد. در مرحله توسعه مكانهاي گردشگري ادبي، اهدافي كه معمولا براي آنها در نظر گرفته مي شود، در عين حال كه ضروريست در بر گيرنده و پاسخ دهنده به نيازهاي و خدمات مورد نياز گردشگران ادبي با انواع مختلف سطح توقع و درآمد باشد، لازم است كه رابطه تاريخي – ادبي اين مكانها هم حفظ گردد. (زحمت کش، 3:1390)

برخی شهرها و جاذبه های گردشگری ادبی در دنیا

      قاره اروپا از اوایل قرن چهاردهم میلادی وارد دوران جدیدی از تاریخ خود گردید که به عصر نوزایی یا رنسانس[1] معروف است. دوران گذار از قرون وسطی با تحولاتی در سیر اندیشه و فلسفه همراه بود که تاثیراتی فراوان بین رابطه ملت-دولت و عموم جامعه گذاشت. در این عصر بود که مشاهیر ادبی و علمی و فلسفی در آن قاره پا بر عرصه وجود نهادند و بنیان جامعه اروپا را دگرگون ساختند. در حالیکه به گفته ویل دورانت، "مشرق زمین،گهواره تمدن" بود، این غرب بود که گوی سبقت را از شرق ربود و به سرعت در سیر اندیشه پیشی گرفت به گونه ای که حال از میان ده شهر برتر ادبی جهان، شش شهر از کشورهای اروپایی قرار دارند.

      همانطور که گفته شد گردشگری ادبی با مکانهایی که با زندگی نامه شاعران، نویسندگان و یا آثارشان ارتباط دارد گفته میشود. به عنوان نمونه در ادینبورگ[2] اسکاتلند که به عنوان اولین شهر ادبی جهان در فهرست یونسکو به ثبت رسیده است، که درآن خالق داستانهای هری پاتر[3] ، جی. کی. رولینگ[4] ساکن آن میباشد و موزه نویسنگان شهر ادینبورگ نیز مرجعی کامل از تمام نویسندگان، شاعران و هنرمندان این منطقه به شمار میرود. موزه نویسندگان دوبلین و کتابخانه ملی ایرلند جنوبی از جمله مراکز تفریحی و گردشگری ادبی این کشور محسوب میشوند که اطلاعات کاملی از ادبیات نوین این کشور را برای بازدیدکنندگان به تصویر می­کشند. پایتخت انگلستان را مرکز ادبیات جهان می­شناسند، بسیاری از نویسندگان مشهور جهان یا در این شهر زاده­اند یا بخشی از عمر خود را در  آن سپری کرده­انده و یا حتی از نام این شهر در رمانها و داستانهای خود اسم برده­اند. امروزه نیز این شهر به لطف برخورداری از چنین گذشته باشکوهی میزان علااقه مندان زیادی است. برای مثال دوستداران چالز دیکنز از خانه او که در حال حاضر به موزه ای تبدیل شده است، دیدن کرده و یا علاقه مندان به داستانهای پلیسی سر آرتور کانن[5] دایل از مکانهایی بازدید میکنند که شرلوک هلمز، کارآگاه معروف داستانهای پلیسی در آن زندگی کرده و یا حتی در آن به بازرسی پرداخته است (Literary tourism website, n.d.). استرانفورد، کعبه مشتاقان ادبیات است و مهمترین ویژگی­اش این است که محل تولد شکسپیر است(خبر آنلاین، 1390). ازدیگر نمونه های سایتهای گردشگری ادبی ساخته شده را میتوان به محل ساخت [6] و بازیگری فیلم پرفروش ارباب حلقه ها[7] در نیوزلند اشاره نمود که امروزه به یکی از مکانهای جذاب جهت بازدید در این کشور تبدیل گردیده است(New Zealand Tourism GuideWebsite, 2012) . شهرهای ورونا در ایتالیا و پاریس در فرانسه نیز از دیگر شهرهای ادبی معروف دیگر در دنیا می­باشند که زندگی فلاسفه و شاعران و هنرمندان بسیاری با این شهرها پیوند خورده است. خانه و موزه شخصی مارک تواین[8] در هارتفورد[9] یکی دیگر از سایتهای ادبی است که به زندگی­نامه این نویسنده مربوط می­باشد (Mark Twain House& Museum Website, n.d.). پارک ملی پرینس ادوارد ایسلند[10] در کانادا خانه و الهام بخش لوک ماود مونت گومری[11] برای رومان معروف آنا از گرین گیبل[12] نیز از دیگر مکانهای معروف گردشگری ادبی میباشد(Fawcett and Cormack ,2001:686).



[1] . Renaissance

[2] . Eadinburgh

[3] . Harry Potter

[4]. J. K. Rowling 

[5] . Sir Arthur Conan

[6] . Location

[7] . The Lord of the Rings

[8] . Mark Twain

[9] . Hartford

[10] . Prince Edward Island, Canada

[11] . Lucky Maud Montgomery

[12] . Anne of Green Gables

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

نتیجه گیری و پیشنهادات

      در حالیکه از زمان اولین سفرها برای بازدید از مزار مشاهیر دوران کلاسیک بیش از  دو قرن می­گذرد، امروزه بازدید از مکانهای ادبی تنها به آرامگاهها محدود نمی­گردد بلکه به مکانهای ساخته شده بر اساس آثار و نوشته ها و نقاطی که در این آثار اشاره گردیده و یا حتی مکانهایی که الهام بخش شاعران و یا نویسندگان بوده است، گسترش یافته است. بنابراین می­توان اذعان نمود که بازار این نوع گردشگری از تنوع و جذابیت ویژه­ای برخوردار است. سرزمین ایران که زادگاه فرهنگ و هنر و ادبیات است در مقیاس بی­همتایی در سطح جهانی از پتانسیل  جذب گردشگران علاقه­مند به ادبیات برخوردار است. حافظ و سعدی دوتن از شاعران بنام این خطه میباشند که بخشی از  هویت و میراث معنوی ارزشمند این سرزمین هستند. در سطح جهانی هم این حافظ و سعدی، تنها دو شاعر نمی­باشند، بلکه معرف بخشی از فرهنگ غنی این خطه می­باشند که متعلق به همه مردم مخصوصا پارسی زبانان در جهان هستند. شایسته است برای بزرگداشت این مفاخر ایران، مسئولین گردشگری کشور، اقداماتی به منظور ثبت آثار این مشاهیر در میراث معنوی جهانی، ثبت آرامگاه این دو شاعر در فهرست میراث فرهنگی جهانی و ثبت روز حافظ و سعدی در تقویم جهانی یونسکو، انجام دهند. بر این اساس می­توان این دو بزرگوار را به عنوان برندهای گردشگری ادبی ایران معرفی کرد.

جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به:
( صیامیان، ابوالفضل.، و یوسفی، علی. (1391). شاعران ایرانی سبک عراقی، فرصتهای گردشگری ادبی ایران. همایش بین المللی گردشگری ادبی)
[1]. Literary tourism [2]. Jane Austen’s [3]. Chawton [4]. Hampshire [5].Robert Burns’ [6]. Alloway [7]. Edinburgh [8]. William Worsdqorth’s [9]. Thomas Hardy’s [10]. Shakespear’s [11]. Dublin street [12]. Ulysses [13]. James Joyes’s [14]. James Joyce’s [15]. Sherlok Holmes [16]. Sir Arthur conan Doyle’s [17]. Yorkshire Moors [18]. Brontes [19]. Lucy Maud Montgomery [20]. Anne of Green Gables [21]. Dickens World [22]. Chatham [23]. Beatrix Potter [24]. Windermere [25]. Stratford-uoun-Avon [26]. Thomas Hardy [27]. George Eliot [28]. Agatha Christie [29]. Robert Burns [30]. Da Vinci Code [31]. Dan Brown’s [32]. Harry Potter [33]. Dublin [34]. James Joyce [35]. Edinburgh [36]. Walter Scott [37]. Cheltenham [38]. Wigtown

برچسب‌ها: گردشگری ادبی
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 0:24  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

گردشگری پايدار


گردشگری در مفهوم پايداری در برگيرنده پردازش معنايی خاص خود است.در اين ميان زايش اين مفهوم در ادبيات گردشگری حاصل تلاش در دستيابی به توسعه پايدار در تمامی زمينه های توسعه می باشد.بخصوص بعد از اجلاس زمين در سال 1992در ريودوژانيرو که دولت ها را به سمت توسعه‌ای سوق داد که حداقل زيان ولطمه را برمحيط زيست وارد سازد ؛ توافقات حاصله در دستور کار جلسه 21(يعنی برنامه‌های مربوط به قرن بيست ويکم) قرار گرفت. اين دستور جلسه در واقع شامل مجموعه‌ای از طرح ها عملی مفصل بود که نقش هر کشور در رسيدن به توسعه پايدار بيان می نمود.از اين رو بر مبنای دستور جلسه 21، از سوی سازمان های بين المللی گردشگری در سطح جهان « دستور جلسه 21برای گردشگری » منتشر شد.که در آن نياز به رسميت شناختن نقش گردشگری را در فرايند توسعة مناسب گوشزد می کرد و ضرورت طرح عملی برای سازمان های گردشگری را در راستای به فعليت در آوردن اصول گردشگری پايدار را پيش می‌کشيد(لومسدن،‌375،1380).به دنبال اين روند اولين کنفرانس جهانی گردشگری پايدار در سال 1995 در مادريد برگزار شد. برخی از نکات مطرح شده در اين کنفرانس پيرامون گردشگری پايدار عبارت بودند از (کاظمی ،129،1380):

·   توسعه گردشگری بايد براساس معيارهای پايداری باشد.بدين معنا که مسايل اکولوژيکی در بلند مدت ، مسايل اقتصادی وتعهدات لازم نسبت به جنبه های اجتماعی و اخلاقی بايد رعايت شود.

·        ماهيت پايداری گردشگری مستلزم محيط های طبيعی ، فرهنگی وانسانی است.

·        گردشگری بايد جنبه های فرهنگی ، ارزشی وعناصر سنتی جوامع محلی را مد نظر داشت باشد.

بطور‌کلی اين تلاش ها نشان ازآن دارد که گردشگری بتواند  در پردازش توسعه پايدار راهکاری عملی را شکل دهد.از اين رو هدف اصلی در بسط معنايی گردشگری پايدار پيرامون ارائه روش های منطقی در بهره گيری از منابع طبيعی و انسانی و ممانعت از به کارگيری غير علمی اين منابع می باشد. توسعه پايدار گردشگری دارای دو جنبه حفاظت از محيط زيست ومنابع وميراث فرهنگی جوامع است. از اين روگردشگری پايدار بايد با سياست مشخص و مدونی به اجرا در آيد تا بتواند حرکت اميد بخشی را در توسعه همه جانبه فضاهای جغرافيايی تضمين کند(منصوری ،37،1381).گردشگری پايدار برای کارايی بالاتر در اين زمينه دارای اصولی می باشد که هماهنگ کننده اهداف و راهکارهای عملی می باشد.اصول گردشگری پايدار را می توان به شرح زير بيان نمود(لومسدن ،378،1380):

1.   استفاده از ماهيت پايدارگونة منابع :حفظ و استفاده از منابع(طبيعی ، اجتماعی و فرهنگی)بسيار حائز اهميت است وبه معنای تجارت دراز مدت می باشد.

2.   کاهش بيش از حد مصرف و اتلاف : که جلوی هزينه های بازسازی زيان های دراز مدت را گرفته وبه کيفيت گردشگری کمک می کند.

3.   حفظ تنوع : حفظ و ارتقای تنوع طبيعی ، اجتماعی وفرهنگی برای پايداری دراز مدت گردشگری اهميت ويژه دارد وپايگاه انعطاف پذيری را برای گردشگری به وجود می آورد.

4.   برنامه ريزی : بسط وتوسعه گردشگری که وارد يک چارچوب برنامه ريزی راهبردی محلی وملی شده وتاثيرات محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، پايايی دراز مدت گردشگری را افزايش می دهد.

5.   حمايت از نظام اقتصاد محلی : گردشگری که تعداد زيادی از فعاليت های اقتصادی محلی را مورد حمايت وتحت پوشش خود قرار می دهد و ارزش ها و هزينه های محيط زيست را مد نظر قرار می دهد ، علاوه بر حمايت از اين نظام های اقتصادی جلوی انهدام محيط زيست را می گيرد.

6.   مشارکت اجتماع های محلی : مشارکت کلی اجتماع های محلی در بخش گردشگری نه تنها به نفع خود آنها ومحيط است بلکه نوع تجربه گردشگری را بهبود می بخشد.

7.   مشاوره با افراد ذی نفع وعامه مردم : مشاوره بين صنعت گردشگری و اجتماع ها ، سازمان ها و نهادهای محلی مهم است البته در صورتی که دوشادوش هم کار کنند واختلافات منافع را کنار بگذارند.

8.   آموزش خدمه : آموزش خدمه که گردشگری پايدار را وارد روش های اشتغال می کند و در کنار آن استخدام خدمة محلی در تمامی مقاطع ، سبب بهبود کيفيت گردشگری می شود.

9.   مسئوليت بازار يابی صنعت گردشگری : از آنجا که بازار يابی ، اطلاعات کاملی را در اختيار گردشگران قرار می دهد ، نه تنها سبب افزايش احترام نسبت به محيط فرهنگی ، اجتماعی وطبيعی نواحی ديدنی می شود ، بلکه رضايت مشتری را نيز افزايش می دهد.

10. انجام تحقيق : پژوهش در حال پيشرفت ونظارت برآن از طريق صنعت با استفاده از تجزيه وتحليل وجمع آوری موثر اطلاعات نه تنها ما را در حل وفصل مشکلات گردشگری ياری می کند بلکه مزايايی را برای مقاصد ، صنعت ومشتريان در بر خواهد داشت.

برگرفته شده از:http://touristy.blogfa.com/cat-9.aspx


برچسب‌ها: گردشگری پایدار
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1391ساعت 17:37  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

گردشگری تقاضا محور یا عرضه محور؟

امروزه، گردشگری، جایگاه ویژه ای در اقتصاد ملل دارد؛ جایگاهی که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. لذا گردشگری تبدیل به صنعتی شده که ارتقاء و توسعه ی پایدار آن، اهمیت بسیار زیادی در سرنوشت اقتصادی ملل دارد، تا جایی که بسیاری از غول های اقتصادی دنیا، نظیر اقتصاد ایالات متحده ی آمریکا و کشورهای اروپایی، وابستگی شدیدی به این صنعت دارد.

وابستگی شدید اقتصادی نسبت به این صنعت، منجر به اتخاذ استانداردهایی راجع به آن شده که تاثیر مستقیمی بر توسعه ی پایدار آن دارد. اعمال این استانداردها, منجر به بروز حداقل کیفیتی در ارائه ی خدمات شده است که به تبع منجر به بروز خاطره و تجربه ای خوش در لحظات گردشگران میشود. این امر تکرار سفرها و گردشگری پایدار را موجب می شود اما به چه هزینه ای؟ آیا افزایش تعداد گردشگران یک منطقه، به طور قطع منجر به موفقیت این صنعت می گردد؟ آیا واقعا موفقیت اقتصادی یک منطقه، موفقیت صنعت گردشگری آنجاست؟

آیا ممکن است که این استانداردها به جای بهبود کیفیت گردشگری به بهبود کمیت های گردشگری پرداخته باشند؟

واقعا می توان استانداردهای ثابتی را برای این صنعت تعریف کرد؟

کشورهای مختلفی سعی کرده اند که این استانداردها را در سطوح مختلف گردشگری خود، اعمال کنند؛ از آن جمله می توان کشورهای آلمان، فرانسه، سنگاپور و مالزی را نام برد. نتیجه ی اعمال این استانداردها، مسلما چیزی جز افزایش تعداد گردشگران و همچینین افزایش ارقام اقتصادی و مالی این کشورها نبوده است؛ چرا که این استانداردها در جهت افزایش رضایت مشتری است. اما قبل از اتخاذ یک نتیجه ی کلی و قطعی باید به معنای رضایت در این صنعت برگردیم.

صنعت گردشگری، از صنایع نوینی است که به تازگی صنعت بودن خود را به مرحله ی اثبات رسانده است. این صنعت نوین تفاوت های برجسته ای با سایر صنایع دارد که برجسته ترین آن، پیچیدگی اش است. چیزی که سلیقه های مختلف، ملیت های مختلف، فرهنگ های مختلف، ادیان مختلف، مناطق مختلف و ... را دربرمیگیرد!

بنا بر این تفاوت ها، تعریف رضایت برای هر ملیتی ، هر قشری، هر فرهنگی و هر ناحیه ای متفاوت است؛ با وجود این تعاریف مختلف از رضایت، هر منطقه ای استانداردهای ویژه ی خود را می طلبد. استانداردهایی که باید توجه ویژه ای به هزینه ی فرصت آنها کرد. گاه اتخاذ یک استاندارد، ارقام مالی و اقتصادی را به شدت دگرگون میکند اما آثار تخریبی جبران ناپذیری بر فرهنگ و روحیات منطقه ی میزبان میگذارد؛ تخریب فرهنگ، هزینه ی هنگفتی است که با هیچ اسکناسی نمی توان غرامت آن را پرداخت. تخریب فرهنگ ممکن است در کوتاه مدت، اقتصاد ناحیه ای را دگرگون کند و چه بسا آن را از حالت کمتر توسعه یافته به حالت توسعه یافته تبدیل کند؛ اما در بلندمدت، فرهنگ، روحیات، غرور ملی و به تبع صنعت گردشگری را فلج خواهد کرد؛ چیزی که تیشه بر ریشه ی گردشگری میزند، چیزی جز تهاجم فرهنگ بیگانه نیست که در قالب استانداردهای بین المللی و نه ملی ، بر این صنعت نوپا تحمیل می گردد.

البته نباید این موضوع را نادیده گرفت که وجود حداقلی از استانداردها؛ موجب افزایش سطح رفاه و بهبود امنیت و بهداشت گردشگری می گردد، اما گاه این استانداردها، جنبه ی تجاری پیدا می کنند که علاوه بر محصور و محدود کردن گردشگران، فرهنگ بومی و ناب منطقه ی میزبان را نیز در زیر تازیانی از اسکناس و پول، شکنجه میکنند. شکنجه ای که استعدادهای بومی منطقه را کور میکند و در آینده ای بلند مدت، منابع گردشگری آنجا را به تاراج می برد.

با توجه به نکاتی که گفته شد، به نظر میرسد که همواره رونق اقتصادی یک منطقه موجب رونق صنعت گردشگری آن منطقه نمی شود و گاه نتیجه ای معکوس دارد.

مسئولان منطقه ای، ملی و بین المللی باید این نکته را به خاطر داشته باشند که استانداردهای وضع شده در سازمان "ایزو"، تنها در صورتی به معنای کلمه، به معنای استاندارد هستند که موجب رونق صنعت موردنظر شوند، رونقی که در مسیر موفقیت و پایداری، معنا می شود.

توجه به این نکته ضروری است که مشتریان گردشگری، تنها بیگانگان تازه وارد به منطقه ی میزبان نیستند؛ بلکه در مرتبه ی نخست، مشتریان گردشگری، مردمان بومی و محلی آن منطقه هستند.مردمانی که اگر غرور ملی و منطقه ای خود را ببازند، قلب فرهنگی خویش را شکسته اند، آن زمان است که دیگر چیزی جهت عرضه نخواهند داشت و اقتصاد آنها و مهم تر از آن، روحیات تاریخی شان، ضربه ی سختی خواهد دید.

بنابراین، هر ناحیه ای استانداردهای ویژه ی خود را می طلبد که در راستای تقویت فرهنگ میزبان است نه تقویت صفرهای اسکناس جیب های سرمایه داران اقتصادی...!

برگرفته از:http://www.safar-bank.ir/forum/showthread.php?tid=5
منابع:

1.UNWTO,2002, report of standards for sustainable tourism for the purpose of multilateral trade negotiations

2.Pindar,Arnold, consumer,s participation in international standardization

3.Report for the WTO: opportunities for collaboration in the international standardization of tourism services

4.CEN seminar,2010, benefits from established European tourism standards

5.Jentzsch,Anja, tourism standards

6.CEN-CENELEC meeting center, 2010, seminar on standardization in the tourism sector


برچسب‌ها: گردشگری تقاضا محور یا عرضه محور
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 14:19  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  |