X
تبلیغات
www.gasht-gozar.blogfa.com

www.gasht-gozar.blogfa.com

جهانگردی، هتلداری، خدمات مسافرتی، فرصت ها و چالش ها

گردشگری خانه های دوم

نقش گردشگری خانه های دوم در توسعه پایدار روستایی

در مورد خانه های دوم تعریف واحدی وجود ندارد؛ در فرهنگ جغرافیای انسانی در این مورد چنین آمده است: خانه های دوم خانه هایی است که بوسیله خانوارهای ساکن در نقاط دیگر خریداری و یا به مدت طولانی اجاره می شود. چنین خانه هایی معمولاً در نواحی روستایی قرار داشته و برای مقاصد تفریحی استفاده می شوند، دارای اسامی خانه های آخر هفته و خانه های تعطیلات نیز هستند(جانستون، 1988، 423). موسسه ابداعات اجتماعی در امریکا نیز خانه های دوم را بدین صورت تعریف می کند: خانه های دوم خانه هایی هستند که کمتر از 91 روز در هر سال تقویمی اشغال می شود. به هرحال می توان گفت خانه های دوم یا تعطیلات، مساکنی هستند که در نواحی مختلف از جمله نواحی روستایی توسط ساکنان شهرها معمولا ساخته و یا خریداری می شود و در روزهای معینی مانند روزهای تعطیلات و فصل تابستان عمدتاً با هدف فراغت و تفریح مورد استفاده قرار می گیرند(رضوانی، 1381).

3-2- توسعه روستایی

برداشت مشترک از مفهوم توسعه حاکی از این است که هدف اساسی توسعه، رشد و تعالی  همه جانبه جوامع انسانی است و از این رو شناخت و درک شرایط و مقتضیات جوامع انسانی و نیازها و تقاضاهای آنان در ابعاد مادی و معنوی از جمله اقدامات اساسی در مسیر پیشرفت و توسعه تلقی می شود. از آنجا که روستاها و مردم ساکن در آنها دارای شرایط، امکانات و مسائل خاص خود هستند، بنابر این توسعه روستایی ضرورت و توجیه پیدا می کند. در تعریف توسعه روستایی آمده است؛ فرایند همه جانبه و پایداری است که در چارچوب آن توانایی های اجتماعات روستایی در رفع نیازهای مادی و معنوی و کنترل موثر بر نیروهای شکل دهنده نظام سکونت محلی (اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی) رشد و تعالی می یابد(شهبازی، 1376، 11).

4-2- توسعه پایدار

توسعه ای درون زا و نظام مند و متعادل است که بینشی سیستمی را در همه رشته ها مطرح می سازد. از طرف دیگر توسعه پایدار حالت تکاملی برنامه های توسعه است که با دیدی کل نگر و نیز با تاکید بر بینش سیستمی سعی دارد یک رهیافت تعادل بخش را دنبال کند(لطیفی، 1380، 139).

5-2- گردشگری روستایی

گردشگری روستایی دارای اشکال متعددی است به همین دلیل ارائه تعریف جامع و دقیق از آن دشوار است. در حقیقت توریسم روستایی یکی از مفاهیم و اشکال توسعه پایدار است که در آن از منابع موجود در مناطق روستایی استفاده می شود. این گونه توسعه، کمترین تاثیر مخرب را دارد یا اصولا فاقد چنین تاثیراتی است و از رهگذر ارتقای سطح بهره وری در مناطق روستایی، ایجاد اشتغال، اصلاح توزیع درآمد، فقط محیط روستا و فرهنگی بومی، جلب مشارکت مردم محلی و ارائه شیوه های مناسب برای منطبق ساختن باورها و ارزش های سنتی با شرایط امروزی منافع روزافزون را نصیب مناطق روستایی می سازد(خیاطی، 1382، 28).

3- گردشگری روستایی و خانه های دوم

به طور کلی پدیده خانه های دوم را می توان متاثر از عواملی دانست که سبب توسعه گردشگری روستایی می شوند. رشد و گسترش این پدیده در مناطق روستایی عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم و تحت تاثیر افزایش درآمد و توان مالی، لزوم بهره گیری از اوقات فراغت و تسهیل در جابجایی به دلیل بهبود شبکه حمل و نقل بوده است، سابقه شکل گیری این پدیده در ایران از قدمت بیشتری برخوردار بوده و مشخصاً به دوران قاجار باز می گردد و حتی برخی از روستاهای شمال کشور از گذشته های بسیار دور با این پدیده مانوس بوده اند(آمار، 1385)، از طرف دیگر «روی آوری به برپایی و ساخت یک سکونتگاه دوم در نقاط روستایی را می توان به عنوان انگیزه هایی برای انجام سرمایه گذاری، عاملی برای ارضای نیاز و کسب حیثیت و وجهه اجتماعی و مکانی برای تدارک روزهای بازنشستگی دانست» (شاریه، 1372، 235). در این رابطه مهاجرتهای مردم روستایی به شهرها و بازگشت موقت آنها به روستاها برای فراغت و ملاقات اقوام و دوستان یا گذراندن تعطیلات در خانه هایی که از طریق ارث به آنها تعلق گرفته، نقش موثری در گسترش خانه های دوم داشته است. علاوه براین پدیده گریز از شهرنشینی[1] و مهاجرت معکوس به نواحی روستایی که از اوایل دهه 1800 در جهان شروع شده، زمینه ساز افزایش این خانه ها در روستاها بوده است(رضوانی، 1381) ضمن این که سهولت در مالکیت مسکن در نواحی روستایی نیز در این امر موثر است.

شکل گیری و توسعه خانه های دوم در نواحی روستایی به شیوه های گوناگون انجام می گیرد؛ که تبدیل مساکن روستایی به خانه های دوم، ساخت خانه های دوم در زمین های تملک شده خصوصی، و توسعه این پدیده توسط شرکت های ساختمانی از آن جمله اند(رضوانی، 1382، 183) علاوه بر روش فوق شیوه مشارکتی (خرید یک خانه به طور مشترک و استفاده چرخشی از آن در طول سال) که عمدتاً در آمریکای شمالی رواج دارد از روش های نوین توسعه خانه های دوم است در کشور ما استفاده از مساکن روستایی به عنوان خانه های دوم و تدارک زمین جهت ساخت مساکن فصلی بیشتر است. اما تقریباً تمامی نواحی توریست پذیر کشور شاهد شکل گیری و گسترش این پدیده در اراضی روستایی هستند (آمار، 1385). تقاضای روز افزون گردشگران خانه دوم و رونق فعالیت های بورس بازی زمین و ویلا، در کنار ضعف بخش کشاورزی در فرآیند تولید، درآمدزایی و اشتغال زایی سبب عرضه سریع و گسترده اراضی زراعی، باغات از سوی جامعه محلی به تقاضای اغوا کننده و میلیونی گردشگران خانه دوم شده است(قدمی و همکاران، 1389).

از طرف دیگر تنوع جغرافیایی باعث شده تا مطالعه اثرات این پدیده در قالب یک مدل مشترک کاری مشکل باشد. تغییر فرم، نقش و کارکرد روستاها از بدیهی ترین آثار این پدیده است؛ گو این که پیامدهای زیست محیطی ناشی از بارگذاری خارج از ظرفیت بر فضا نیز در نتیجه این پدیده قابل توجه است. از جنبه دیگر مشکل تملک زمین، قوانین رسمی و ساختار عرفی حاکم بر تغییر کاربری اراضی، کاهش ظرفیت های تولیدی به ویژه در بخش کشاورزی، برهم خوردن ساختار سنتی و ناهمگونی ساخت و ساز در نواحی روستایی از جمله مهمترین دغدغه ها و چالش های این پدیده در نواحی روستایی است. جدول1. پیامدهای احتمالی گسترش خانه های دوم بر نواحی روستایی را نشان می دهد

سیده زهرا میرانی1، بنفشه فراهانی2

[1]*دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت جهانگردی، موسسه آموزش عالی مازیار

2مدرس کارشناسی ارشد مدیریت جهانگردی،  موسسه آموزش عالی مازیار

**به دلیل مقاله بودن نوشته حاضر٬ تنها بخشی از این اثر جهت آشنایی با خانه های دوم برای خوانندگان محترم وبلاگ و علاقه مندان به حوزه مطالعات گردشگری روستایی آورده شد. 

[1] E-mail: s.zahramirani@yahoo.com 

[1] Counter- urbanization

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 17:48  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

دهکده­هاي گردشگری

در اواخر سال­های 1940، بازرگان بلژیکی «جرالد بیتز[1]» به هنگام عزیمت به «باراتی» در ناحیه توسکانا، چادرهای نظامی خود را نیز، به همراه برد. ایده­ای این چنینی مورد توجه دوستان و آشنایان قرار گرفت و در نتیجه او فکر کرد می­تواند از آن استفاده تجارتی نماید. چنین بود که در سال 1950 «باشگاه مدیترانه» چند ملیتی با ریشه­ای فرانسوی به وجود آمد. بیتز عضو آن گردید و در منطقه­ی «بالئاری[2]» اولین دهکده­ی تعطیلات تاریخ گردشگری مدرن را افتتاح کرد (گولتا، 1384). دهکده­هاي گردشگری مکان­هايي از يک استان هستند که، آن مکان يا فواصل نزديک به آن به لحاظ جاذبه­هاي طبيعي، فرهنگي و تاريخي قابليت­هاي لازم را براي جذب گردشگران دارند و نيازمند ايجاد تاسيسات و امکانات گردشگری و نيز اطلاع­رساني مناسب­اند. اين کانون­ها مي­بايست داراي تمامي امکانات ويژه مورد نياز ساکنان، جهانگردان و ساير کساني که اوقات فراغت خود را در دهکده­ها مي­گذرانند باشند. بنابراين ساخت فضاهاي تفريحي، ورزشي، اقامتي، خدماتي، تجاري و رفاهي در حد استانداردهاي جهان امروز و گرد آوردن همه نيازهاي شهري در يک مجموعه متمرکز، از ويژگي­هاي دهکده­هاي گردشگری است (کیومرثی، 1389).

به قلم: فاطمع فرهانی. کارشناس ارشد مدیریت گردشگری-برنامه ریزی  توسعه گردشگری


ويژگي اصلي دهکده­هاي گردشگري، تعريف فضايي مصنوعي اما در دل طبيعت و براي هدفي خاص است، که تنها سابقه تاريخي آن، گردشگرپذير بودن آن است و به نوعي با فرهنگ منطقه پيوند خورده است. معمولا این پیوند با ارئه غذای مخصوص محلی صورت می­گیرد یا توسط شب­هایی با هنر فولکلور (گولتا، 1384)..

اما، دلایل بسیاری مردم را به سوی گذران چنین مسافرتی می­کشانید:

الف) دهکده­ها در مکان­هایی بی­نهایت زیبا ساخته می­شدند و از آلودگی­های محیط زیست به­دور بودند.

ب) فراخوانی به یک زندگانی ورزشی همراه با آزادی، آن­هم در جامعه­ای که با بی­هویتی در کار و مشکلات ارتباطی افراد با یکدیگر دست به گریبان است و از آن رنج می­برد همواره انگیزه­ای قوی بوده است.

ج) فرمول هزینه شامل همه چیز از لحاظ اقتصادی جالب توجه و حمایت­کننده است و اجازه برنامه­ریزی به مسافر می­دهد.

د) تنوع سرویس­های ارائه شده از ترانسفر به دهکده؛ ورزشی و انیمیشن مطمئنا باعث صرفه­جویی در هزینه و در وقت می­گردد.

ه) ایجاد باشگاه­های کوچک در داخل دهکده و افرادی که وقت خود را صرف مراقبت از بچه­ها می­نمایند باعث آمدن زوج­های زیادی همراه با فرزندان کوچک آن­ها می­گردید. این گروه بچه­دار، معمولا، در هتل­ها دچار مشکلات زیادی می­شوند.

و) فضای محدود دهکده، ارتباط سازمانی شناخته­شده، قابل احترام و اعتماد متقابل: اینکه شما توسط مجموعه محافظت و مراقبت می­گردید و با انسان­هایی که همطراز خودتان هستند مصاحب می­شوید باعث امنیت­خاطر و اعتماد می­شود (گولتا، 1384).

بنا به به تعريف سازمان ايرانگردي و جهانگردي، دهکده گردشگري به مکان­هايي گفته مي­شود که در وضعيت موجود در آن مکان يا فواصل نزديک به آن از جنبه­هاي طبيعي، فرهنگي و تاريخي قابليت­هاي لازم براي جذب گردشگران وجود دارد. اين در حالي است که اين مکان­ها به لحاظ خدمات و امکانات گردشگري و نيز اطلاع ­رساني به اتخاذ تدابيري موثر نياز دارند (هاشمي، 1388).

امکانات مورد نیاز دهکده­های گردشگری شامل تاسیسات اقامتی(در دهکده­های گردشگری عشایری نیاز به تاسیسات گران­قیمت نیست. در این مکان­ها سیاه‌چادرهای عشایری به منظور اقامت گردشگران در نظر گرفته خواهد شد)، تاسیسات تجاری-خدماتی (شامل تاسیسات پذیرایی، رستوران­ها، فروشگاه­ها و نظایر آن­ها می­باشد)، تاسیسات تفریجی(شامل زمین­های ورزشی، فضای بازی کودکان، دریاچه­های مصنوعی، استخر، سالن سینما و تئاتر می­باشد. در دهکده گردشگری عشایری براي ايجاد سرگرمي و تنوع و هم­چنین زندگی شبانه مناسب است، محل­هايي سرباز و يا سرپوشيده مطابق اصول فني براي اجراي موسیقی محلی یا اجرای مراسم­های سنتی یا زمین بازی­های محلی احداث نمود)، اداری و انتظامی ( شامل مدیریت، نگهبانی، پارکینگ، دفتر راهنمایی و اطلاعات و دیگر امکانات زیربنایی و روبنایی)



[1]. Gerard Bitz

[2]. Baleari

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 17:39  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

گردشگری عشایری

به قلم: فاطمه فرهانی
عشایر، یک مکتب فرهنگی_محیطی است که مولفه­های برجسته­ای چون نوع زبان، بوم، درآمد و تولید، ارزش­های اخلاقی، مسکن، رفتارها، آیین­ها، آداب و رسوم، صنایع­دستی و پوشاک شامل می­شود. در طبقه­بندی­های گردشگری، کمتر اشاره­ای بر عشایر شده و در عموم موارد در قالب گردشگری طبیعی یا روستایی بیان شده است. ولی در پسامدرنیسم و فراپسامدرنیسم، به عنوان جاذبه­ی ممتاز مطرح شده است با شاخص­های فرهنگی، محیطی، اجتماعی که در بستری به نام بوم و منطقه­ای محلی و کوهستانی پدیدار است (قراگوزلو، 1391). گردشگران عشایری زائران پسامدرنی هستند که اصالت معنایی خود را در چشم اندازهای فرهنگی مناطق عشایری جستجو می­کنند. این نوع گردشگری به منظور مشاهده سبک زندگی افراد بومی و اقوام انجام می­شود هدف گردشگری قومی، شناخت اقوام مختلف و شرکت در تجربه­های آن­ها است. تماشای مراسم سنتی، جشن­ها و آئین­ها از جمله جذابیت­های این نوع گردشگری است و برخی نیز جهت درک بهتری از موقعیت خود و یا دنیای معاصر به این گونه سفرها روی می­آوردند (رنجبریان و زاهدی، 1387). ایران به دلیل وجود اقوام مختلف لر، کرد، ترک، بلوچ، عرب، ترکمن و خصوصیاتی که هرکدام از آنها دارند واجد جذابیت­های فراوانی برای هر ناظر و گردشگر بیرونی است. بسیاری از گردشگران علاقه دارند تا از نزدیک به تماشای زندگی سنتی بپردازند. توسعه خدمات گردشگری عشایری دارای آثار مثبت و  منفی و چالش­هایی است که با برنامه­ریزی کار فرهنگی می­توان از آثار منفی و چالش­ها کاست و بر محاسن آن افزود. ایران در این زمینه به طرز چشمگیری غنی است و می­تواند موفق به جذب هزاران گردشگر، محقق و انسان­شناس از سراسر جهان شود (مستخدمین حسینی و کرکه آبادی، 1389).

به منظور تعريف گردشگري عشايري بايد چند معيار را مد نظر داشت از جمله:

1 ـ در نواحي عشايري واقع شده باشد (در ييلاق، قشلاق، نواحي ميان­بند مسيرهاي حركتي عشاير واقع شود).

2 ـ به لحاظ عملكردي عشايري باشد (بر پايه ويژگي­ها و فعاليت­هاي كوچك مقياس دنياي عشايري، فضاي باز، تماس با طبيعت و دنياي طبيعي، ميراث­ها، اجتماعات سنتي و فعاليت­هاي سنتي عشاير باشد)‌.

3 ـ داراي ويژگي­هاي سنتي باشد و رشد آهسته و ارگانيكي داشته باشد و مرتبط با خانواده­هاي محلي باشد.

 به عبارت ديگر گردشگري عشايري نوعي گردشگري است كه در محيط­هاي وابسته به قلمرو كوچندگي عشاير انجام مي­شود و بازديد از جاذبه­هاي فرهنگي و اجتماعي مرتبط با زندگي عشايري و با جاذبه­هاي طبيعي موجود در منطقه ييلاقي ـ قشلاقي عشاير مدنظر گردشگر باشد.

تماشای شیوه زندگی عشایر کوچ نشین یکی از مهم­ترین جاذبه­های گردشگری اجتماعی را تشکیل می­دهد. عشایر دارای مسکن خاص­، صنایع دستی و لباس­های رنگارنگ و دیدنی خود هستند و به همین لحاظ برای بازدیدکنندگان جذاب هستند. به طور کلی عشاير ایران که معيشت و آداب و رسوم خاص خود را دارند در ايران يكی از جذاب­ترين شيوه­های زندگی اجتماعی به شمار می­آيند. عشاير از نظر لهجه، سنن، آداب و رسوم و برخي مسايل مذهبي با يك ديگر تفاوت دارند. نوع زندگى، آداب و رسوم حاكم بر جامعه عشايري و نظام­هاى كهنه و نو عشايرى در هر منطقه­ای به تنهايى يكى از جاذبه­هاى بى­نظير و چشم­گير اين منطقه است. زندگى ايلى با الگوى سكونت و آداب و رسوم ويژه كه مورد علاقه گردشگران و ديداركنندگان داخلى و خارجى است. توسعه گردشگري عشايري نه‌تنها تعداد گردشگران داخلي و خارجي را در كشورمان افزايش مي‌دهد، بلكه به حفظ بقاي زندگي عشايري مي‌انجامد.

 

2-2- قابلیت­های گردشگری در مناطق عشایری

گردشگری فرهنگی در پی آشنایی با فرهنگ­های مناطق مختلف، خواهان کاوش در چشم­اندازهای فرهنگی جوامع انسانی و درک آنهاست. نوع زندگی، آداب و رسوم، آیین­ها و دیگر مواردی که نمادهای میراث فرهنگی را در روابط اجتماعی جوامع نشان می­دهد مورد علاقه گردشگران است. این نمادها در مناطق عشایری به وفور یافت می­شود. می­توان به نحوه سلوک و آداب و معاشرت، نحوه زندگی، نوع البسه و پوشاک، خلق­خو و مراسم مختلف عشایر اشاره کرد که برای گردشگران بسیار جذاب است. اشارات کوتاه به این قابلیت­ها در مناطق عشایری ایران ضروری است. به طور کلی می­توان این قابلیت­ها را به صورت زیر برشمرد:

1-     آداب و رسوم. ویژگی­های فرهنگی کوچ­نشینان که متاثر از اعتقادات و باورهای آن­هاست چشم­انداز فرهنگی آن جوامع را خلق می­کند[1].

2-   جشن­ها و اعیاد عشایری در تبلور آداب و رسوم اهمیت خاصی دارد و زمینه­ساز همبستگی و اتحاد روانی مردم و تجلی روح­جمعی در ساختار ایلی جوامع عشایری است. جشن­ها خود خالق جذابیت­های گردشگری­اند.

3-   مسکن. نوع مسکن کوچ­نشینان در مناطق عشایری یکی دیگر از قابلیت­های گردشگری است[2]. به­خصوص آنکه مسکن آنها در تطبیق با محیط بوده، تبلور سبک باری برای حرکتی دائم است. از این رو معماری و شکل مساکن کوچ­نشینان و نوع آنها به طور کلی هم محصول پدیده فنی و پاسخی صوری و مادی به قیود محیط­اند و هم نشانه­هایی را برای شناخت منزلت و مقام اشخاص و هم علایق منطقه­ای و اجتماعی و هم نهادهای حاکی از انگاره­های ذهنی، روحیات و نظام ارزش­ها در برمی­گیرد. شکل مسکن عشایری متاثر از بافت جغرافیایی هر ناحیه است، و گذشته از شرایط فیزیکی و طبیعی به عواملی چون قدمت و رویدادهای تاریخی و مذهبی و قومی بستگی دارد. مسکن اکثر عشایر ایران چادر است و زندگی چندروزه زیر چادر تنوعی است برای گردشگران پسامدرن.

4-   پوشاک. شکل، دوخت، اندازه و انتخاب رنگ­های لباس زنان در طوایف کوچ­نشنیان یک نوع وحدت فرهنگی به آنان بخشیده و علاوه بر جذابیت، شهرت ویژه­ای برای جوامع کوچ­نشین فراهم کرده است[3]. لباس بخشی از هویت فرهنگی هر ایل و طایفه است. دیدن مردم عشایری در لباس­های سنتی خود و در محیط زندگی آنها برای گردشگران عصر پسامدرن جذاب است.

5-   صنایع دستی. صنایع دستی برخاسته از نیازهای اولیه مردم کوچ­نشین در تطبیق با محیط جغرافیایی و فناوری سنتی حاکم بر مناطق عشایری است. صنایع دستی عشایری امروزه با جایگزینی فناوری مدرن دچار چالش­های وجودی شده است. توسعه گردشگری در مناطق عشایری می­تواند سبب افزایش فروش صنایع دستی و دوام گردد و از دیگر سو به ایجاد اشتغال و درآمد در مناطق عشایری کمک می­کند.

6-   موسیقی. اصیل­ترین آوای موسیقی را می­توان در میان کوچ­نشینان یافت. زیرا موسیقی عشایری میراث انسان­های گمنامی است که قرن­ها سینه به سینه و نسل به نسل حفظ شده است، و در آن عشق، عاطفه، مردی و رشادت تبلور می­یابد. آوای موسیقی عشایری رویکردی به ساختار سنتی جوامع کوچ­نشین دارد و بیانگر خواسته­هایی است که نیازها در مناطق عشایری پدید می­آورد. شاهد مدعا مراسمی است که در  میان کوچ­نشینان از تولد تا مرگ در رابطه با آوای موسیقی شکل می­گیرد[4]. موسیقی سنتی عشایر نه تنها یکی از جاذبه­های گردشگری عشایری، بلکه یکی از جاذبه­های هنری است که گردشگران بسیاری را به جشن­ها و جشنواره­هایی که در آن موسیقی عشایری اجرا می­شود جلب می­کند، ولو آنکه این مراسم در قلب شهرها انجام شود.

7-   ادبیات عامیانه. ادبیات برخاسته از جوامع کوچ­نشین خارج از جلوه­های فرهنگی نخبه­گرا بازگوکننده تمامی واقعیتی است که مردم این جوامع با آن سر می­کنند؛ به خصوص در جوامع ایلی بازتاب این ادبیات در گویش­های مختلف و به صورت گوناگون، از واقعیت­ها و باورهای پنهان در پشت نقاب زندگی روزمره حکایت دارد. این ادبیات در جوامع کوچ­نشین بیانگر فرهنگ قومی و الگوی رفتار اجتماعی است. امروزه در ساختارشکنی نگرش مدرن و پاگیری گردشگری پسامدرن، جذابیت­های ادبیات عامیانه در جوامع کوچ­نشین به عنوان یکی از جلوه­های فرهنگی مناطق عشایری مورد توجه بسیار است.

8-   نوع معیشت. زندگی دامداری در کوهستان­ها و دشت­ها، تهیه آتش و پشم­چینی جاذبه­­های اصیل طبیعی و فرهنگی بسیار جالبی برای گردشگر خسته از ترافیک شهری است.

9-     اقلیم. زندگی عشایری در آب و هوای کوهستانی یکی از جاذبه­های مهم گردشگری است.

10- چشم­اندازهای طبیعی. طبیعت توام با زندگی کوچ­نشینی و اقلیم مساعد یکی از جاذبه­های مهمی است که می­تواند برای مثال سالیانه صدها هزار گردشگر ثروتمند گرمازده را از شهرها داخل ایران و شهرهای کشورهای حاشیه خلیج فارس به مناطق عشایری بکشاند.

به طور کلی آنچه از قابلیت­های گردشگری در مناطق عشایری بیان گردید، بیانگر توان بالقوه بالا در جذب گردشگر است. با توجه به علاقه روزافزون گردشگران کشورهای صنعتی به گردشگری در فضاهای دور افتاده عشایری (هم برای استراحت و هم برای آموختن و دیدن چیزهای جدید) و با توجه به امکانات بالقوه موجود در مناطق عشایری ایران، گردشگری عشایری باید در برنامه­ریزی گردشگری در سطح کلان دیده شود (پاپلی­یزدی و سقایی، 1390).



[1] . در این زمینه به عنوان مثال می­توان به آداب و رسوم ترکمن­های ایران به خصوص در قالب اعیاد و مراسم مختلفی چون ازدواج، مراسم طلب باران وبازی­های ترکمنی اشاره کرد.

[2] . در این زمینه می­توان به سیاه­چادرهای بختیاری اشاره کرد.

[3] . در این زمینه می­توان به لباس­های زنان عشایر قشقایی اشاره کرد.

[4] . در این زمینه می­توان به موسیقی " چمن " در جوامع کوچ­نشین  ایلام اشاره کرد که در سوگ افراد اجرا می­شود.


برچسب‌ها: گردشگری عشایری٬
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 17:35  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

مروری بر مفاهیم گردشگری


گردشگری :

تغییر مکان موقتی افراد به مقاصدی خارج از محل معمول کار یا اقامتشان . فعالیتهایی که در طول  اقامت افراددر آن مقاصد انجام می گیرد و تسهیلاتی که به منظور برآوردن نیازهای آنان فراهم می شود.

بازدید کننده (Visitor)

شامل افرادی می شود که به محلی غیر از محل اقامت و معمول خود برای مدت زمانی کمتر از یک سال سفر کرده و هدف اصلی آنها از سفر چیزی غیر از انجام فعالیت است که به واسطه آن از سوی محل مورد بازدید فرد دریافت نماید .

گردشگری : Tourism))

بازدید کننده ای است که حداقل یک شب در محل مورد بازدید اقامت نماید .

انواع گردشگری :

·          گردشگری ورودی: (In baund Tourism)

سفر و گردشگری به یک کشور توسط ساکنان سایر کشورها مانند سفر خارجی به ایران

·         گردشگری بومی : (Damestic Tourism)

سفر و گردشگری توسط ساکنین یک کشور به سایر مناطق واقع در همان کشور در آمارهای سفر و گردشگری خارجیان مقیم یک کشور همانند ساکنان همان کشور محسوب می شود .

·         گردشگری داخلی: (Internal Tourism)

گردشگری بومی + گردشگری ورودی

به عنوان مثال سفرهای ساکنین ایران در داخل ایران و سفرهای بازدید کننده های خارجی به ایران .

·         گردشگری ملی : (Nationa Tourism)

عبارت است از گردشگری بومی + گردشگری خروجی به عنوان مثال گردشگری ملی ایران شامل گردشگری ساکنان ایران در داخل کشور و سفرهای آنان به خارج از کشور

 

·         گردشگری بین المللی (International Tourism)

سفر و گردشگری بین کشورها یعنی سفر و گردشگری خارجی توسط ساکنین یک کشور به مقصد و یا در داخل سایر کشورها . گردشگری بین المللی شامل گردشگری ورودی و گردشگری خروجی می باشد .

شاخص سنجش داگسی :

در اواسط دهه 1970 نگرانی فزاینده ای در مورد اثرات منفی بالقوه و موجود گردشگری بر مناطق مقصد وجود داشت . در آن زمان فردی به نام داکسی طرحی را که شاخص رنجش داکسی در سال 1975 ارائه کرد رابطه میان گردشگران و محلی ها را مورد توجه قرار داد. ایده ی اصلی شاخص رنجش داکسی این بود که هر چه در طول زمان تعداد گردشگران افزایش می یابد ، خصومت بیشتری در محیط ها نسبت به گردشگران ایجاد می شود . نظریه داکسی برپایه این فرضیه شکل گرفته است که مقصد های گردشگری در طی دوره ای از زمان توسعه یافته و رشد می کنند . با این حال اشاره مهم نظریه داکسی بر این است که امکان دارد مقصد های گردشگری پتانسیل کافی برای رشد و توسعه بدون نظارت را نداشته باشند . بر اساس این نظریه با افزایش خصومت محلی ها نسبت به بازدیدکنندگان در طول زمان ، دیگر تعداد بازدیدکننده گان با همان میزان سابق به رشد خود ادامه نخواهند داد . در حقیقت ممکن است رو به افول حرکت کنند . اگرچه شاخص رنجش داگسی در آن زمان مهم تلقی می شد هنوز هم به عنوان طرحی سودمند در بالابردن فهم ما از تعاملات میان گردشگران و میزا در نظر گرفته می شود .

مراحل مختلف نظریه شخص سنجش داگسی عبارتند از :

1 . رضایت        2 . بی تفاوتی    3. آزردگی         4.  خصومت

 

 

نظریه باتلر

باتلر جغرافیدان از نظریات مختلفی از جمله کریس تایلر ، پلاگ ، کوشن و داگسی کمک گرفت تا نظریه و مدل فرد را ارائه نماید . باتلر مدل خود را در سال 1980 ارائه داد که نه تنها اذعان کرد که نظریات وی با نظریه های پیشین پیوند دارند . بلکه اظهار نمود که نظریاتش بر پایه مفهوم بازرگانی و بازاریابی چرخه عمر محصول هستند . چرخه عمر محصول به طور خلاصه نظریه ای است که در آن اینگونه تصور می شود . که میزان فروش یک محصول جدید به آرامی رشد می کند . و پس از آن رشد سریعی را تجربه می کند تا جایی که به ثبا ت می رسد . و متعاقباً آن رو به افول می رود . و به کارگیری ایم مدل در مور مقصد های گردشگری نشانه گر این است که تفریحگاهها در طول زمان توسعه و ثبات یافته و طی این مراحل صنعت گردشگری شمار روز افزون از گردشگران را دارا می باشد.

پس از مرحله ثبات احتمالات زیادی وجود دارد . ممکن است تفریحگاهها یا مقصد بدون هیچگونه افزایش یا کاهش در تعداد گردشگر به رکورد برسد دچار افول شده و یا تجدید حیات نماید . اکنون ویژگی های هر مرحله را بررسی می کنیم .

1.        مرحله اکتشاف : درا ین مرحله ، تعداد بسیار اندکی از گردشگران ماجراجو که بدون هیچگونه تسهیلات عمومی از اماکن بازدید می کنند جذب منطقه می شوند . بازدید کنندگان به جهت خصیصه فیزیکی و طبیعی در تفریحگاهها جذب آن می شوند .

2.       مشارکت : تعامل محدود میان ساکنین محلی و صنعت در حال توسعه گردشگری منجر به فراهم آوردن خدمات اولیه می شود . تبلیغات بیشتر الگوهای تعریف پذیری از تنوع فصلی ارائه می دهد ، بازار معینی پدید می آید .

3.      توسعه : دیگر تسهیلات گردشگری و افزایش تلاشهای پیشبردی به همراه کنترل بیشتر بازار گردشگری توسط غیر محلی ها از ویژگی های این مرحله است .

4.       ثبات : گردشگری تبدیل به بخش مهمی از اقتصاد محلی شده است . اما شاخص های رشد و کاهش نداشته اند . ناحیه تجاری مناسبی شکل گرفته است . و برخی از تسهیلات گروه دوم در نظر گرفته می شود . در این مرحله گردش های محلی برای توسعه فصل گردشگری صورت می گیرد .

برنامه ریزی گردشگری :

در کشورهایی که گردشگری رونق زیادی ندارد برنامه ریزی می تواند رهنمون لازم را برای توسعه آن فراهم نماید. برای مناطقی که گردشگری دارند ، برنامه ریزی اغلب برای حیات دوباره این بخش و حفظ صنعت در آن منطقه لازم است . ابتدا گردشگری باید در سطوح منطقه ای و ملی برنامه ریزی گردد . در این سطوح برنامه ریزی سیاسته های توسعه گردشگری ، طرح های ساختاری ، استانداردهای تسهیلات ، عوامل سازمانی و عناصر دیگر لازم برای توسعه و مدیریت گردشگری مد نظر قرار می گیرد . سپس در چهارچوب برنامه ریزی محلی و منطقه ای می توان طرحهای تفضیلی بیشتری برای جاذبه های گردشگری ، تفرجگاهها ، توسعه گردشگری شهری و روستایی و سایر اشکال توسعه گردشگری تهیه نمود . برنامه ریزی گردشگری ملی و منطقه ای چندین فایده خاص و مهم دارد . این امتیازات عبارتند از :

1.        تعیین سیاستها و اهداف کلی توسعه گردشگری و اینکه بدانیم گردشگری در صدد انجام  چیست و چگونه این اهداف را می توان بدست آورد .

2.       توسعه گردشگری به شکلی صورت می گیرد که منابع فرهنگی و طبیعی آن برای مدتی نامحدود نگهداری و برای استفاده حال و آینده حفظ شود .

3.      ادغام گردشگری با سیاستهای توسعه کلان و الگوهای کشور و منطقه و ایجاد پیوندهای نزدیک میان گردشگری و دیگر بخشهای اقتصاد.

4.       فراهم کردن شالوده منطقی برای تصمیم گیری بخش های دولتی و خصوصی درباره توسعه گردشگری

5.      مطلوب سازی و تعدیل منافع اقتصادی ، محیطی و اجتماعی گردشگری با تقسیم صحیح این منافع و کاهش مشکلات اجتماعی گردشگری .

6.       ممکن ساختن توسعه هماهنگ بسیاری از عناصر بخش گردشگری به عبارت دیگر مرتبط ساختن جاذبه ها ، فعالیت ها، تسهیلات و خدمات گردشگری با بخش های گوناگون و فزاینده بازارهای گردشگری مختلف.

اکنون روش برنامه ریزی شده برای توسعه گردشگری در سطوح منطقه ای و مالی بصورت یک اصل در بسیاری از نقاط پذیرفته شده است . گرچه هنوز اجرای طرحها و سیاستها در برخی از مناطق ضعیف می باشد . بسیاری از کشورها و مناطق آنها برنامه گردشگری در دست تهیه دارند . کشورهایی که تاکنون چنین طرحهایی را اتخاذ نکرده اند . می بایست در آینده ای نزدیک این مسئله را مد نظر خود قرار دهند . 

در برخی از کشورها طرحها از مدتها پیش برنامه ریزی شده اند . و شاید امروز قدیمی و منسوخ گردیده باشند . لازم است بر اساس شرایط کنونی و روند آتی کشور بازنگری شود. در حال حاضر بر اساس تجربه بدست آمده روش ها و فنون برنامه ریزی گردشگری به خوبی درک شده است .  با اطمینان زیادی می توان گفت  که  اگر  برنامه ریزی اجرا گردد منافع زیادی برای هر منطقه به همراه خواهد آورد .  برنامه ریزی گردشگری به عنوان یک نظام هماهنگ یکی از مفاهیم اساسی برنامه ریزی گردشگری این است که گردشگری باید به عنوان یک نظام مرتبط با عوامل عرضه و تقاضا در نظر گرفته شود . عوامل تقاضا بازارهای گردشگری داخلی و بین المللی و ساکنین محلی می باشند که جاذبه های گردشگری ، تسهیلات و خدمات استفاده می کنند. عوامل عرضه فعالیتها و جاذبه های گردشگری محل اقامت و دیگر تسهیلات و خدمات می باشد .

جاذبه ها شامل : هتل ها ، متل ها ، مهمانپذیرها و هر مکان دیگر است که گردشگران در آنجا شب را به استراحت می گذرانند . مقوله خدمات و تسهیلات گردشگری نیز در بر گیرنده مواردی چون امور سیاحتی و مسافرتی ، رستورانها ، خرید و امور بانکی ، ارز ، خدمات و امکانات پستی و پزشکی است . عوامل عرضه تولیدات گردشگری نامیده می شود .  

عناصر دیگری نیز به عناصر عرضه مربوط می گردد به منظور قابل استناد کردن خدمات و امکانات و تاسیسات زیربنایی مورد نیاز است . تاسیسات زیربنایی گردشگری به طور ویژه شامل :

تاسیسات هوایی ، زمینی ، راه آهن ، دریایی ، آب رسانی ، برق رسانی ، فاضلاب ، دفع فاضلاب، و زباله و مخابرات می باشد.

سیستم گردشگری :

                      عوامل عرضه                                  عوامل تقاضا

                جاذبه ها و فعالیتها                                  بازارهای گردشگری بین المللی

                       محل اقامت                                      بازارهای گردشگری داخلی

       دیگر خدمات و تسهیلات                                    استفاده ساکنین از جاذبه ها

                 عناصر سازمانی                                      امکانات و خدمات گردشگری

ایجاد تاسیسات زیربنایی مناسب نیز برای حفاظت از محیط زیست حائز اهمیت می باشد . این امر به حفظ سطح بالایی از کیفیت محیطی کمک می نماید که برای گردشگری نیازمند عناصر نهادی معین است . این عناصر عبارتند از :

1.        ساختارهای سازمانی بویژه دفاتر گردشگری دولتی و اتحادیه گردشگری بویژه بخش خصوصی مانند اتحادیه  هتل ها .

2.       قوانین و مقررات مربوط به گردشگری از قبیل تعیین استاندارد ها و صدور مجوز برای هتلها و آژانسهای مسافرتی و سیاحتی

3.      برنامه های آموزشی و کارآموزی و موسسات کارآموزی برای آماده سازی افراد جهت کار موثر درامروز گردشگری و پرورش نیروی کار

4.       فراهم نمودن سرمایه به منظور توسعه جاذبه ها ، تسهیلات ، خدمات و تاسیسات زیربنایی گردشگری و ایجاد ساز و کارهایی برای جلب سرمایه گذاری

5.       تدوین برنامه های بازاریابی و تبلیغاتی جهت شناشاندن کشور و منطقه به گردشگران و ترغیب آنها به بازید از منطقه ایجاد تسهیلات و خدمات و اطلاع رسانی گردشگری در مناطق مختلف گردشگری.

6.       ایجاد تسهیلات مسافرتی شامل اخذ ویزا  گمرک و ارائه دیگر خدمات و امکانات برای ورودی و خروجی گردشگری      

همچنین عناصر سازمان شامل نحوه بالا بردن و تصمیم منافع اقتصادی گردشگری و اقداماتی برای حفاظت از محیط زیست و کاهش مسائل اجتماعی زیان آور و حفظ و نگهداری میراث فرهنگی مردم در  مناطق  سیاحتی  می باشد . به عنوان یک نظام مرتبط ، این امر حائز اهمیت که هدف برنامه ریزی گردشگری توسعه کلی همه بخش های نظام ، اعم از عوامل عرضه و تقاضا و عناصر سازمانی است . اگر ا ین نظام در جهت توسعه هماهنگ همه بخش ها برنامه ریزی گردد عملکرد موازی خواهد داشت و منابع مطلوبی را به ارمغان خواهد آورد .

تدوین و اتخاذ طرح و سیاست های توسعه گردشگری برای یک ناحیه به منظور هدایت و تصمیم گیری در خصوص سیاست های توسعه گردشگری می باشد . برنامه ریزی گردشگری باید به عنوان یک روند دائمی و انعطاف پذیر شناخته شود  . در چهار چوب سیاست ها و پیشنهادها باید انعطاف پذیری وجود داشته باشد . تا امکان  سازش با تغییر شرایط حاصل گردد یک برنامه ریزی انعطاف ناپذیر اجازه نخواهد داد که توسعه پذیرای تغییرات باشد . ممکن است با پیشرفتهای فن آوری حمل و نقل تحولی بر اشکال جدید گردشگری تغییراتی در روند بازار رخ دهد. چنین حالتی اگر برنامه گردشگری انعطاف پذیر باشد اهداف اساسی آن نباید از میان برود . ولی ممکن است الگوهای توسعه تغییر یابند به هر حال توسعه پایدار باید کماکان حفظ گردد .

برنامه ریزی برای توسعه پایدار :

در حال حاضر روش اساسی که در برنامه ریزی توسعه به کار می رود همانطور که در سایر انواع توسعه اعمال     می گردد ، نایل شدن به توسعه پایدار است . روش توسعه پایدار مستلزم این می باشد که منابع طبیعی و فرهنگی و سایر منابع گردشگری برای استفاده دائم درآیند ، حفظ گردد. در همین حال همچنان منافعی برای جامعه امروز داشته باشد . از اوایل دهه هشتاد نظریه توسعه پایدار در سطح بین الملل از اهمیت بیشتری برخوردار است . با وجود این طرحهای گردشگری تا پیش از این دوره اغلب به مسئله حفاظت از منابع گردشگری می پردازند . روش توسعه پایدار در برنامه گردشگری بسیار حائز اهمیت است . چرا که بیشترین توسعه گردشگری متکی بر جاذبه ها و فعالیتهایی است که به محیط طبیعی ، میراث تاریخی ، و الگوهای فرهنگی مناطق مربوط می شود . اگر این منابع ضایع و نابود گردند مناطق سیاحتی نمی توانند گردشگران را جلب کنند و در نتیجه گردشگری موفقی وجود نخواهد داشت . به طور کلی اکثر گردشگران به دنبال مقصدهایی هستند که از کیفیت محیطی بالایی برخوردارند . این از فوائد مهم گردشگری این است که بر اساس مفهوم پایداری به درستی توسعه یابد . می تواند تا حد زیادی به توجیح حفظ منابع طبیعی و فرهنگی یک منطقه و پرداختن هزینه بر حفظ ان کمک کند . بنابراین گردشگری می تواند وسیله ای مهم برای حفظ محیط زیست در مناطقی باشد که در غیر این صورت قابلیت محدودی برای برآوردن اهداف حفاظت و حرات محیطی باشد .

یک روش اساسی برای نیل به توسعه پایدار روش برنامه ریزی محیطی می باشد . برنامه ریزی محیطی مستلزم این است که تمام عناصر محیطی در تعیین مناسب ترین محل و نوع توسعه به دقت مورد بررسی تحلیل و توجه قرار می گیرد . به عنوان مثال در این روش تویعه کامل گردشگری در دشتهای سیلابی و با تپه هایی با شیب تند مورد بررسی قرار نمی گیرد .یک جنبه مهم توسعه پایدار تاکید بر گردشگری مبتنی بر جامعه است . در این رویکرد به گردشگری و دخالت جامعه در فرایند برنامه ریزی پیشبرد انواع گردشگری پرداخته می شود . که فوایدی برای اجتماعات محلی ایجاد می کند .  این رویکرد فنونی را به کار می گیرد  که تعیین کننده بیشتر منافع گردشگری به ساکنان محلی و نه تخریب آن تعلق می گیرد . و حداکثر رساندن منافع ساکنین منجر به پذیرش هر چه بیشتر آن در گردشگری می باشد .  روش گردشگری مبتنی بر اجتماعات در سطوح محلی و تفصیلی به کار برده می شود . اما می تواند به عنوان یک سیاست کلی در سطوح منطقه ای و ملی ارائه گردد . منافعی که به جوامع محلی تعلق می گیرد برای کشور نیز سود مند می باشد . از طریق درآمد و ارز حاصله از اشتغال به وجود آمده و به حمایت اجتماعات محلی از توسعه ملی گردشگری و سیاسته های حفظ محیط زیست می انجامد .

مفهوم گردشگری کیفی نیز به توسعه پایدار مربوط می شود . امروزه این روش بیش از پیش به کار برده می شود . از نقطه نظر بازاریابی می توان به گردشگری موفقی دست یافت . و همین طور منافع زیادی را برای ساکنین محلی و محیط زیست آنها به همراه آورد . گردشگری کیفی الزاماً به معنای گردشگری پرخرج نیست . بلکه به آن دسته از جاذبه ها ، تسهیلات و خدمات گردشگری اشاره می کند . که در مقابل پول پرداختی ارزش دارند و منافع گردشگری را حفظ می کنند . و نوعی از گردشگری را جذب می کنند که برای جامعه و محیط محلی احترام و ارزش قایلند .

توسعه گردشگری کیفی می تواند به صورت موثرتری در جلب گردشگران باریک بین به رقابت بپردازد . همچنین از نظر زیست محیطی و اجتماعی گردشگری کیفی بیشتر می تواند خود را حمایت کند . رسیدن به گردشگری کیفی وظیفه بخشهای خصوصی و دولتی می باشد . این مفهوم باید به عنوان مفهوم ضروری در برنامه ریزی گردشگری و فرایند مدیریت و توسعه جای گیرد .

مشارکت مردم در برنامه ریزی :

برنامه ریزی به نفع مردم صورت می گیرد و آنها باید در برنامه ریزی و توسع گردشگری در مناطق خود دخیل باشند . از طریق این مشارکت ، توسعه گردشگری اتفاق نظر مردم را از انچه آنها می خواهند نشان می دهد . همچنین اگر ساکنین در تصمیمات مربوط به توسعه و برنامه ریزی گردشگری شرکت کنند و اگر متوجه مزایای امر گردشگری باشند ، احتمالا بیشتر انها حمایت خواهند کرد . در سطوح ملی و منطقه ای برنامه ریزی در طرحهای گردشگری روش معمول برای جلب مشارکت مردم ایجاد کمیته تدارکاتی می باشد . این کمیته تیم برنامه ریزی را راهنمایی کرده و کار آنها را بویژه گزارش های پیش  نویس  شده   پیشنهادی سیاستی و برنامه ریزی  را  مرور  می کنند. یک کمیته تدارکاتی نوعاً متشکل از نمایندگان آژانس های دولتی و وابسته به امور گردشگری ، بخش خصوصی ، سازمانهای اجتماعی ، مذهبی و دیگر سازمانهای مربوط است .

همچنین دوباره طرح مزبور می توان جلسات علنی همکانی را برگزار نمود . در این جلسان برای اشخاص فرصتی ایجاد می شود تا دوباره این طرح اطلاعاتی نظرات مناسب را کسب کرده و نسبت به آن آگاه گردند . زمانی که طرح تکمیل می گردد .  روش معمول دیگر برگزاری سمینار گردشگری در حوزه منطقه ای و ملی است . این سمینارها به شرکت کنندگان و امور مردم در ارتباط با اهمیت توسعه کنترل شده گردشگری از پیشنهادهای طرح آگاهی می دهد . چنین سمینارهایی ، اغلب از تبلیغات گسترده در رسانه های گروهی برخوردار است ...

 در یک کشور یا منطقه پهناور معمول این ا ست که مراجع اصلی با مشارکت مردم مانند آنچه ذکر شده طرحح گردشگری را تهیه کنند . این روش را می توان رویکرد از   « بالا به پایین »   نامید .

رویه دیگری که بعضی از موارد استفاده قرار می گیرد رویکرد از « پایین به بالا  »  می باشد . این روش شامل برپایی جلساتی با حضور جوامع یا بخش های محلی به منظور تعیین نوع توسعه ای است که آنها می خواهند داشته باشد.سپس این عقاید و اهداف محلی در طرح منطقه ای و ملی گنجانیده می شود . این روش به مشارکت محلی بیشتر عامه مردم در روند برنامه ریزی نائل می گردد .

ولی زمان بیشتری صرف می گردد و ممکن است منجر به ایجاد اهداف سیاست ها و پیشنهاد های توسعه متضادی در میان مناطق محلی شود .

برای ایجاد یک طرح منسجم باید این اختلافات در سطوح منطقه ای و ملی برطرف شود . این نکته حائز اهمیت است که الگوهای توسعه مناطق محلی ، مکمل و تقویت کننده یکدیگر می باشند . و در عین حال احتیاجات و خواسته های جوامع محلی را منعکس می کنند .  اغلب موارد ادغام روشهای از« بالا به پائین و از پائین به بالا » نتایج خوبی را به بار می آورد .

فرایند تهیه طرحهای گردشگری مبتنی بر روش پایدار ، منسجم و قابل اجرا در سطوح منطقه ای و ملی است ، که به آنها اشاره گردید . که از آن به عنوان روش «  قدم به قدم »   نام برده می شود . که قابل استفاده در هرگونه شرایط برنامه ریزی ملی و منطقه ای است .

تدارکات تحقیق :

نخستین قدم در فرایند برنامه ریزی تدارکات تحقیق است . تانوع هدایت توسعه مورد لزوم را فراهم کند . تدارکات تحقیق محدوده اختیارات پروژه ، انتخابات تیم تحقیق برای اجام تحقیق ، تعیین یک کمیته تدارکاتی و سازماندهی فعالیت های تحقیق را در بر می گیرد . برای تحقیق برنامه ریزی ، محدوده اختیارات و فنون اجرایی و اگر طرح ملی و منطقه ای باشد ( ملاحظه خاص آن از جمله موضوعات اقتصادی محیطی و یا اجتماعی و عناصر مهم سازمان ) باید در محدوده اختیارات مشخص گردد . تا این تحقیق به نتایج دلخواه منتج گردد .بسیاری از مکانها از لحاظ گردشگری به طور محدودی توسعه یافته اند و الگوهای موجود باید در این مکانها مشخص گردیده و محدوده اختیارات مد نظر قرار گیرد . سایر کشور ها و مناطق ممکن است توسعه قایل ملاحظه ای از نظر گردشگری داشته باشند . ولی احتمالاً این توسعه در حال کاهش و یا در شکلی نیست که منافع مطلوب تولید را در بر داشته باشد . بنابراین محدوده اختیارات بر نحوه شکوفا ساختن و اصلاح توسعه حاضر و نحوه هدایت گسترش گردشگری در آینده تاکید خواهد داشت .

در یک مطالعه و تحقیق گنجاندن سطوح مختلف برمامه ریزی از قبیل طرحهای ملی و منطقه ای انظمام برنامه ریزی مشروح برای پروژه ها و ناحیه های نیازمند توسعه امری متداول می باشد . برنامه ریزی برای این سطوح باید در محدوده اختیارات باید یک افق زمانی (سال) ارائه کند که در آن تاریخ طرح ، اهداف و توصیه های آن محقق شود . برنامه ریزی افق های زمانی معمولاْ ۱۰ ساله و ۱۵ ساله تا ۲۰ ساله است . مرحله بندی و چهارچوب توسعه افق های زمانی برنامه ریزی (معمولا برای دوره های ۵ ساله) باید تعیین شود . تعیین افق زمانی و دوره های مرحله بندی یک چهار چوب زمانی برای انجام ژیش بینی ها ، هدف گیری و زمان بندی توسعه فراهم می نماید .

 تعیین اهداف  :

در اوایل اهداف برنامه ریزی ، اهداف توسعه گردشگری باید مشخص گردد . تعیین اهداف از اهمیت بالایی برخوردار است .زیرا آنها نتایج مورد نظر و دلخواه را از توسعه گردشگری در کشور یا منطقه بیان می کنند . معمولاْ اهداف به انواع مختلف از جمله فواید اقتصادی و اجتماعی مربوط می گردند . بعلاوه این اهداف ملاحظات خاصی را مشخص می نمایند . که باید در توسعه گردشگری از قبیل به حداقل رسانیدن اثرات محیطی ، اجتماعی و فرهنگی رعایت شوند .اهداف یابد یا مشورت نزدیک با دولت یا کمیته تدارکاتی تعیین گردند . زیرا عوامل تعیین کننده اولیه طریح و سیاست های توسعه در گردشگری می باشد . ابتدا اهداف به طور مقدماتی تعیین می گردد و سژس بر اساس نتایج بررسی ها ، تحلیل ها و تدوین طرح پالایش می گردد. برخی از اهداف مقدماتی ممکن ا ست در تضاد با یکدیگر باشند نمی توان به طور واقع گرایانه به تمام آنها دست یافت . برای مثال یکی از اهداف ممکن است به حداکثر رساندن فواید اقتصادی گردشگری باشد و هدف دیگر ممکن است به حداقل رساندت اثرات محیطی ، اجتماعی و فرهنگی باشد . امکان ندارد که طرح و سیاستی را تهیه نمود که به طور همزمان به هر دو هدف مذبور حداقل در دوره دراز مدت نایل گردد . اهداف باید میان ملاحظات اقتصادی ، محیطی و فرهنگی توازن ایجاد کند . اهداف توسعه گردشگری باید تمام اهداف توسعه جامعه را که برای کشور یا منطقه پذیرفته شده  اند در خود منعکس و آنها را تقویت کنند . این امر بسیار حائز اهمیت است . تا گردشگری در الگوهای جامع توسعه به خوبی ادغام شود . با این وجود در پاره ای از موارد ممکن است برای رسیدن به آن دسته از اهداف گردشگری که منطقی به نظر برسند و به توسعه جامعه ملی و منطقه ای کمک می کنند . تصمصم بر تعیین اهداف عمومی نیز گرفته شود 

منبع:http://thekeeper.blogfa.com/cat-42.aspx


برچسب‌ها: شاخص رنجش داکسی٬ برنامه ریزی گردشگری٬ مدل باتلر
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 2:58  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

برنامه ریزی استراتژیک گردشگری

رسول محمد علی پور

تلخیص از کتاب tourism policy and planning


یک مکانیسم فراگیر برنامه ریزی گردشگری، برنامه ریزی استراتژیک است. برنامه ریزی استراتژیک گردشگری فرایندی است که هدفش بهینه سازی مزایای گردشگری به گونه ای است که نتیجه اش توازن میان کیفیت و کمیت عرضه با مقدار صحیحی از تقاضا، بدون ناسازگاری با توسعه اجتماعی، اقتصادی، محیطی و پایداری است. فرآیند برنامه ریزی استراتژیک اینگونه است که یک مقصد بایستی با روندهای جدید، بازارهای در حال تغییر و محیط بازار رقابتی منطبق باشد.

مدیریت گردشگری پایدار که به عنوان جنبه ای مهم از برنامه ریزی گردشگری شناخته می شود، درحال حاضر مورد توجه فراوانی قرار می گیرد. بطور خلاصه برنامه ریزی گردشگری لازمه پایداری آینده بوده و بایستی از منابع که گردشگری وابسته به آنان است حفاظت کرده و کیفیت زندگی اکثریت افراد مقیم را افزایش دهد.

یک برنامه گردشگری خوب مزایای فراوانی را برای یک مقصد بدنبال دارد که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. یک رابطه نزدیک میان سیاست و برنامه ریزی وجود دارد. برنامه ریزی گردشگری موجب تقویت فضای سیاست گردشگری می شود.
  2. برنامه ریزی گردشگری یک تلاش سازمان دهی شده از تفکر منطقی است، که بر اهداف اخذ شده از محل متمرکز است.
  3. برنامه ریزی گردشگری متشکل از گام های متفاوتی است که از سیاهه برداری محصول محیط درجهت تشکیل برنامه کاری آغاز می شود.
  4. برنامه ریزی گردشگری موجب ایجاد توازن میان اهداف اقتصادی با نیاز حفظ محیط و بهبود کیفیت زندگی مردم محلی می شود.
  5. برنامه ریزی استراتژیک گردشگری بر کیفیت، بهره وری و اثربخشی تمام فرآیند می شود.

 


tourism startegy


تعریف برنامه ریزی استراتژیک گردشگری:

ممکن است تمرکز یک برنامه استراتژیک بر ظرفیت محل باشد و تمرکز دیگری بر ایجاد عرضه مناسب باشد. برنامه ریزی استراتژیک در صنعت گردشگری معمولا یک ابزار مدیریتی، برنامه ریزی، سیاسی در جهت کمک به ذات گردشگری درجهت سازماندهی اهداف آن است و در حالی که تمرکز خود را بر منابع دردسترس برای کسب بیشترین منابع قرار داده است. امروزه بسیاری از برنامه های استراتژیک گردشگری شامل گلم های متعددی می شوند: توسعه یک چشم انداز در قالب یک جمله، بیانیه ماموریت که به تشریح چشم انداز می پردازد، و سپس اهداف کیفی و کمی، استراتژی ها و تاکتیک ها. برخی از سازمانها همچنین به ایجاد تحلیل های موقعیتی و رقابتی می پردازند. در اوایل این امر باید به تشکیل گروهی از افراد علاقه مند پرداخت.

نگارش چشم انداز اولین گام از برنامه ریزی استراتژیک است. این جمله شامل ایده آل ها و آرمان های تمامی ذینفعان مقصد می شود. برنامه ریزان در این مرحله باید اطلاعات جامعی از آن محل داشته باشند. راه های مختلفی برای این امر وجود دارد که از آن جمله می توان به طوفان مغزی اشاره داشت، و تکنیک دیگر گروه های کانون است که عقاید مختلف برای شکل دادن به چشم انداز در آن دسته بندی می شوند.

بیانیه ماموریت گام اساسی دوم است که با حمایت از چشم انداز، راه های تکمیل آن را بررسی نماید. بیانیه ماموریت چگونگی رسیدن به آن را مشخص می سازد. اهداف عینی نیروی محرک آنچه که برنامه قصد رسیدن به آن را دارد، می باشد. یک پروژه می تواند دارای اهداف کوتاه مدت (1ساله)، میان مدیت (2 تا 4 ساله) و یا بلند مدت (4 و بیش از آن) باشد. بهتر است که این اهداف قابل سنجش باشند. اهداف عینی گام های واقعی و عملی هستند که به تعریف دستاوردهای مورد انتظار پروژه می پردازند.

استراتژی ها اشاره بر اعمال و فعالیت هایی دارند که لازمه دستیابی اهداف عینی موجود در برنامه هستند. بعد استراتژی های تاکتیک ها قرار دارند. در فرایند برنامه ریزی گردشگری یک تاکتیک یک فعالیت کوتاه مدت اجرا شده برای دستیابی سریع به اهداف است. در واقع راه ها و ابزاری هستند برای تضمین اهدافی که توسط استراتژی ها تعیین گردیده اند.

 

مثال برنامه ریزی:

در میان برنامه ریزی استراتژیک، میتوان از جدول قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها استفاده نمود. در فاز تدوین اهداف، برنامه یک کشور باید دارای اهداف خاص، قابل سنجش، دست یافتنی، مرتبط و منعطف زمانی باشد. برای هر سازمان گردشگری ایجاد تصمیمات مشهود، فرایند برنامه ریزی باید بر اساس توجه به داده های معتبر هم برای بخش عرضه گردشگری و نیز بخش تقاضا که محیط داخلی و خارجی را دربر می گیرد باشد:

 

تحلیل داخلی:

تحلیل داخلی، عوامل مشخص کننده مقصد را مشخص می نمایند. گام های لازم برای تحلیل داخلی برنامه ریزی گردشگری عبارتند از:

الف: محیط طبیعی مقصد را تحلیل کنید.

ب: عوامل جمع شده را مورد تحلیل قرار دهید.

ج: یک تحقیق جامع از بازدید کننده انجام دهید.

د: بخش های صنعت محور را مورد بررسی قرار دهید.

 

تحلیل خارجی:

برای یک مقصد گردشگری، فهم اینکه چگونه در صنعت گردشگری بزرگتر از خود هماهنگ می شود و اینکه چگونه عوامل مختلف تمام سطوح می توانند در سطح محلی بر بازدید تاثیرگذار باشند، حیاتی است.

الف: جزئیات صنعت گردشگری بزرگتر را مورد بررسی قرار دهید.

ب: یک تحلیل رقابتی ارائه دهید.

 

اثر گردشگری پایدار بر برنامه ریزی:

امروزه بیشتر برنامه های استراتژیک گردشگری سیاستهای گردشگری پایدار را مد نظر قرار می گیرند. اگرچه منابع گردشگری پایدار اجزاء یک مقصد موفق هستند، معمولا مورد توجه برنامه ریزان قرار نمی گیرد. بطورخلاصه برنامه ریزی استراتژیک گردشگری شیوه ای ایده محور و عملی برای بهبود موقعیت یک مقصد درجهت پایداری بلندمدت می باشد. اجرای موفق استراتژی های توسعه مقصد خوب، منجر به تولید مشاغل جدید، مخارج بازدیدکننده بیشتر و درآمدهای مالیاتی میگردد.


برچسب‌ها: برنامه ریزی گردشگری, برنامه ریزی استراتژیک
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1392ساعت 2:20  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

گردشگری فرهنگی چیست؟

گردشگری فرهنگی ، بخش مهمی از تقاضای جهانی گردشگری را تشکیل می دهد. طبق آمار سازمان جهانی گردشگری ۳۷ درصد گردشگری بین المللی با انگیزه فرهنگی انجام می شود و این تقاضا در حال افزایش است. رشد گردشگری فرهنگی و گردشگری میراث (heritage tourism) به عنوان عناصر گردشگری نوین، توجه سیاستگزاران و محققان را در سراسر دنیا به خود جلب کرده است.«گردشگری فرهنگی عبارت است از مسافرت افراد از محل سکونت خود به مکان هایی که جاذبه های فرهنگی دارند. این جا به جایی به قصد کسب اطلاعات و تجارت برای ارضای نیازهای فرهنگی گردشگران انجام می شود.» (کاظمی، ۱۳۸۵: ۱۵۴)

از جمله ویژگی های گردشگران فرهنگی می توان به سطح بالای تحصیلات آنان، بالا بردن میانگین سنی آنان و شاغل بودن آنان اشاره کرد. «گردشگری فرهنگی مایل به آشنایی با فرهنگ مناطف مختلف، خواهان کاوش در چشم اندازهای فرهنگی جوامع انسانی و درک آنها است (tribe, ۱۹۹۷, ۷۳) در این نوع گردشگری به جذابیت های فرهنگی توجه می شود. از قبیل موزه ها، نمایشگاه ها، ارکسترها، نمایشنامه ها، هنرهای دستی، معماری در ایران علاوه بر موارد فوق، آئین های سنتی نظیر تعزیه، مراسم چهارشنبه سوری، جشن های مذهبی زرتشتی و اسلامی، عزاداری ها مانند محرم و ... نیز از جذابیت های فرهنگی می تواند تعریف شود. در سال های اخیر از سوی مسئولان گردشگری ایران بارها درخصوص میزان اهمیت گردشگری فرهنگی و سهمی که ایران می تواند در این زمینه به دست آورد تأکید شده است و ایران در تلاش است در نبود امکانات و شرایط مناسب در دیگر انواع گردشگری، این نوع گردشگری را تبلیغ و رواج دهد. 

مقصود گردشگري فرهنگي (Cultural tourism) آن بخش از جریان گردشگري است كه به جذابيتهاي فرهنگي خاص توجه مي كند. اين جنبه هاي جذابيت متفاوتند و شامل كارهاي انجام شده، موزه ها ، نمايشگاهها و از اين قبيل چيزها مي شود.در كشورهاي توسعه يافته جذابيتهاي فرهنگي شامل حوزه هاي هنري ، نمايش نامه ها ، اركسترها . ساير كارهاي هنري و موسيقي مي شود . مسافر به محل خاصي مي رود تا از يك موزه مشهور ، مثل پرادو در مادريد يا لوور در فرانسه ديدن نمايد . يا در سالني بنشيند كه اركستر سمفوني وين برنامه اجرا مي كند . 

گردشگري فرهنگي طبق اصول جهاني به 2 نوع تقسيم مي شود :

1-              گردشگري نوع اول كه ديدار از سايتهاي ملموس مانند موزه ها، سايتهاي تاريخي ، باستان شناسي ، معماري و  مي شود

 گردشگري نوع دوم : كه شامل آثار ميراثي ناملموس مانند آداب و رسوم ، فرهنگ ، نوع معيشت و  جنبه هاي علمي مردم شناسي مي باشد.

1024x768

طبق آمار سازمان جهانی گردشگری، ۳۷درصد گردشگری بین‌المللی با انگیزۀ فرهنگی است و به‌طور چشمگیری این فرایند در حال افزایش است. رشد روزافزون این نوع از گردشگری، توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران را در جهان به خود معطوف کرده است و در فرایند برنامه‌های توسعۀ ایران نیز این تأثیر به‌خوبی مشاهده می‌شود. درهرحال، به‌نظر کارشناسان، گردشگری فرهنگی عبارت است از:

مسافرت افراد از محل سکونت خود به مکان‌هایی که جاذبۀ فرهنگی و تاریخی و یادمانی دارند. این جابه‌جایی به‌قصدِ کسب اطلاعات و ارضای نیازهای فرهنگی انجام می‌شود.

مشخصه‌های گردشگران فرهنگی عبارت است از: تحصیلات دانشگاهی، بالابودن میانگین سنی، شاغل‌بودن، تمایل به آشنایی با فرهنگ مناطق مختلف، علاقه‌مندی به چشم‌اندازهای فرهنگی، برنامه‌ریزی برای بازدید از موزه‌ها، نمایشگاه‌های هنرهای سنتی و صنایع دستی و آثار معماری، تمایل به شناخت آیین‌ها و سنت‌ها و رویدادهایی نظیر چهارشنبه سوری، عزاداری‌ها، تعزیه‌خوانی و لذت‌بردن از آثار هنری شامل، نقاشی، خوشنویسی، فیلم، تئاتر، موسیقی، مینیاتور، کاشی‌کاری، قالی‌بافی و انواع تزیینات وابسته به معماری.


برچسب‌ها: گردشگری فرهنگیگونه شناسی گردشگریانواع گردشگری
+ نوشته شده توسط دکتر مهدی سقایی در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 و ساعت 2:1 | 7 نظر

اصول و منشور گردشگري فرهنگي

 

بايد گفت گردشگري در زمره مهمترين ميراث طبيعي و فرهنگي مي باشد که به همه مردم و جهانيان تعلق دارد. بنابراين هر يک از ما حق و مسئوليت داريم که به اين ميراث برجاي مانده از گذشته حفاظت کنيم.

بنابراين همکاريهاي بين المللي و مشارکت مردم و کشورهاي مختلف جهان به عنوان عامل مؤثر در اين بسيج همگاني مي باشد. در اين راستا کنوانسيون ميراث جهاني از جمله سازمان جهاني است که با هدف جلب همکاريهاي همه جانبه ملل جهت حفاظت از ميراث گرانبهاي فرهنگي و طبيعي جهان فعاليت دارد .

مأموريت اوليه اعضاء کنوانسيون مشخص نمودن زمينه هاي فرهنگي وميراث جهاني براي تنظيم و درج آنها در فهرست بناهاي تاريخي و محوطه هاي باستاني کشور هاي عضو،جهت اطلاع آنها براي تمام افراد بشر است . مجمع ميراث جهاني کنوانسيون ميراث جهاني همه ساله گردهم مي آيند و دو وظيفه عمده و اساسي را بر عهده دارند الف ) تعيين هويت ميراث جهاني که در برگيرنده عجايب و شگفتيهاي طبيعي و فرهنگي است. اين مجمع در اجراي وظايف خود از جانب سازمان هاي بين المللي ايکوموس[1] (شوراي بين المللي بناها و محل هاي باستاني ) و ايوسن[2] (شوراي بين المللي حفاظت از منابع طبيعي)حمايت مي شود. ب) صندوق ميراث جهاني که تأمين بودجه مربوط به کمک هاي فني درخواستي کشورهاي عضو را رسيدگي مي کند بر اين اساس در ذيل شرح هشتمين پيش نويس منشور بين المللي گردشگري ، کمسيون بين المللي ،شوراي بين المللي بناها و محل ها (ايکوموس ) که براي تصويب در دوازدهمين مجمع عمومي (ايکوموس ) در کشور مکزيک ، اکتبر 1999 تهيه شده است را معرفي مي کنيم

اصل 1

چون گردشگري داخلي و بين المللي در زمره مهمترين محل هاي تبادل فرهنگي است ، حفاظت از محيط زيست بايد فرصت هاي مسئولانه و هدايت شده اي را به منظور کسب تجربه و شناخت دست اول از ميراث و فرهنگ آن جامعه براي اعضاي جامعه ميزبان و بازديد کنندگان فراهم کند .

1ـ 1

ميراث طبيعي و فرهنگي يک ذخيره مادي و معنوي است که داستان توسعه تاريخي (جامعه) را بازگو مي کند. اين ميراث نقشي مهم در زندگي مدرن دارد و بايد براي عموم به لحاظ عيني ، فکري و يا احساسي قابل دسترسي باشد. برنامه هاي حفظ و نگهداري از ويژگي هاي طبيعي و جنبه هاي ناملموس ، ظواهر فرهنگي امروزي و بافت کلي ، بايد شناخت و درک اهميت ميراث را به شيوه اي معقول و قابل دسترس براي جامعه ميزبان و گردشگر آسان کند.

2ـ1 تک تک جنبه هاي ميراث طبيعي و فرهنگي در سطوحي مختلف ازاهميت قرار دارند ؛ برخي با ارزش هاي جهاني و برخي ديگر با اهميت ملي و منطقه اي يا محلي ، برنامه هاي توجيهي بايد آن اهميت را به شيوه اي مربوط و قابل دست يابي به جامعه ميزبان و گردشگر ، به وسيله اشکال برانگيزنده آموزشي ،رسانه اي و فن آوري امروزي و با توضيح شخصي اطلاعات تاريخي ،محيطي ، فرهنگي معرفي کند.

3ـ1 برنامه هاي توجيهي و معرفي بايدسطح آگاهي عمومي را بهتر تشويق کنند و حمايت لازم را براي حيات دراز مدت ميراث طبيعي و فرهنگي به عمل آورند.

 4ـ1برنامه هاي توجيهي بايد اهميت مکان هاي ميراث، سنت ها و رسوم فرهنگي را در چارچوب تجارب گذشته و دشواري هاي کنوني منطقه و جامعه ميزبان ،از جمله دشواري هاي گروه هاي اقليت فرهنگي و زباني ، معرفي کند . بازديدکننده همواره بايد از ارزش هاي مختلف فرهنگي که ممکن است به يک منبع خاص ميراث نسبت داده شود ،آگاه باشد.

اصل 2

رابطه بين مکان هاي ميراث و گردشگري رابطه اي پوياست و مي تواند شامل ارزش هاي متضاد شود . اين رابطه بايد به شيوه اي پايدار براي نسل هاي امروز و فردا هدايت شود .

1ـ2 مکان هاي داراي اهميت ميراث ارزشي براي مردم ، به عنوان يک پايه مهم در تنوع فرهنگي و توسعه اجتماعي ، ارزش واقعي دارند. حفظ و نگهداري دراز مدت فرهنگ هاي زنده ، مکان هاي ميراث ، مجموعه ها ، يکپارچگي طبيعي و بومي و بافت آنها بايد جزء سازنده اصلي سياست هاي اجتماعي ، اقتصادي ،سياسي ، حقوقي ، فرهنگي  و توسعه گردشگري باشد.

2ـ2 تعامل بين منابع يا ارزش هاي ميراث و گردشگري تعاملي پويا و تغيير يابنده است که فرصت ها ،چالش ها و نيز اختلافات بالقوه ايجاد مي کند. توسعه ها ،فعاليت ها و طرح هاي گردشگري بايد نتايج مثبت به بار آورند و اثرات منفي بر ميراث و سبک زندگي جامعه ميزبان را به حداقل برسانند . و در همين حال پاسخ گوي نيازها و خواسته هاي گردشگر باشند.

3ـ2 برنامه هاي حفظ ، توجيه و توسعه گردشگري بايد بر مبناي شناختي جامع از جنبه هاي مشخص ، اما اغلب پيچيده و متضاد ، اهميت ميراث مکان خاص استوار باشند . پژوهش و راي زني مستمر براي تقويت شناخت و درک آن اهميت ،مهم است.

4ـ2 حفظ اصالت مکانهاي ميراث و مجموعه ها حائز اهميت است . اين امر عنصر اصلي اهميت فرهنگي آنهاست ،زيرا در ماده طبيعي ، حافظه مشترک و سنت هاي ناملموس که از گذشته باقيمانده اند تجلي مي يابند. بنابراين برنامه هايي بايد اصالت مکانها و تجارب فرهنگي را معرفي و تبيين کنند تا شناخت و درک از ميراث هاي فرهنگي افزايش يابد.

5-2 طرح هاي توسعه گردشگري و زيربناي بايد ابعاد هنري ، اجتماعي و فرهنگي ، چشم انداز هاي طبيعي وفرهنگي و ويژگيهاي تنوع زيستي و بافت ديداري وسيعتر مکان هاي ميراث را به حساب آورند. بايد به استفاده از محصولات محلي اولويت  داده شود و سبک هاي معماري محلي يا سنت هاي بومي و محلي مدنظر قرار گيرند.

6 ـ2 قبل از آنکه مکان هاي ميراث به منظور گردشگري حمايت و توسعه يابند ، طرح هاي مديريت بايد ارزش هاي طبيعي و فرهنگي آن مکانها را برآورده کنند. آنگاه اين طرح ها بايد حدود مناسب تغييرات قابل قبول ، به خصوص در ارتباط با تأثير شمار بازديدکنندگان بر ويژگي هاي طبيعي ، يکپارچگي ،بوم شناختي و تنوع زيستي آن مکان ، سيستم هاي جاده هاي محلي و حمل و نقل و رفاه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي جامعه ميزبان را تعيين کنند. چنانچه سطح احتمالي تغييرات غير قابل قبول باشد ، طرح هاي پيشنهادي توسعه بايد اصلاح شوند.

7ـ 2 تدوين برنامه هاي ارزشيابي مستمر براي تخمين اثرات تدريجي فعاليت هاي گردشگري و توسعه بر روي مکان يا اجتماعي خاص ضروري است .

 

اصل 3

برنامه ريزي حفظ ،نگهداري و گردشگري مکان هاي ميراث بايد بازديدي ارزشمند ، رضايت بخش و دلپذير براي گردشگر باشند.

1ـ3 برنامه هاي حفظ و نگهداري و گردشگري بايد اطلاعاتي باکيفيت عالي ارائه دهند تا شناخت بازديدکننده را ازاهميت ويژگيهاي ميراث و ضرورت حفظ آنها به حد مطلوب برسانند تا او بتواند به شيوه  اي مناسب از بازديد مکان مورد نظر لذت ببرد .

2ـ3 بازديد کنندگان ، چنانچه مايل باشند ، بايد بتوانند مکان ميراث را با سرعت دلخواه خودشان بازديد کنند . تعيين مسيرهاي خاص گردشي براي به حداقل رساندن اثرات بازديدها بر انسجام و بافت طبيعي يک مکان و ويژگيهاي طبيعي و فرهنگي آنجا، ممکن است ضروري باشد.

3ـ3 محترم شمردن قداست اماکن و رسوم و سنت هاي مذهبي براي مديران آن اماکن ، بازديد کنندگان ، سياست گذاران ،برنامه ريزان وتورگردانان امري بس مهم است . بازديدکنندگان رابايد تشويق کرد که به عنوان مهماناني ارزشمند براي ارزش ها و سبک زندگي جامعه ميزبان احترام قايل شوند؛ از سرقت اشياء فرهنگي يا خريد و فروش غير قانوني آنها بپرهيزند ؛ و به شيوه اي مسئولانه رفتار کنند تا اگر خواستند دوباره به آن مکان بازگردند از آنها مجدداً استقبال شود.

4ـ3 برنامه ريزي فعاليت هاي گردشگري بايد امکانات مناسب براي آسايش ، امنيت و رفاه بازديد کننده را فراهم کند؛ به طوري که لذت بازديد افزايش يابد ،ولي اثر مخرب بر اجزاي مهم يا ويژگي هاي بومي نداشته باشد.

اصل 4

جوامع ميزبان و مردم بومي بايد در برنامه ريزي حفظ و نگهداري و گردشگري درگير باشند .

1ـ4 حقوق و منابع جامعه ميزبان ، در سطوح محلي و منطقه اي ، صاحبان املاک و مردم بومي ذيربط که ممکن است حقوق يا مسئوليت هاي سنتي خود را بر سرزمين و جاهاي مهم آن اعمال کنند ، بايد محترم شمرده شوند . آنها بايد در تعيين اهداف ، راهبردها و پروتکل هاي مربوط به شناسايي ، حفظ ، مديريت ،ارائه و تبيين منابع ميراث خودشان ،رسوم فرهنگي و جلوه هاي فرهنگي معاصردر زمينه گردشگري درگير باشند.

2ـ 4 درحالي که ممکن است ميراث يک مکان يا منطقه اي خاص،بعدي جهاني داشته باشد ، ولي نيازها و خواسته هاي برخي از جوامع يا مردم محلي در مورد تجديد يا مديريت دست يابي عيني ، معنوي يا فکري بازديدکنندگان به برخي رسوم ، دانش ها، باورها ، فعاليت ها ، اشياء يا محل هاي فرهنگي بايد محترم شمرده شوند.

اصل 5

فعاليت هاي گردشگري و حفظ و نگهداري بايد به نفع جامعه ميزبان باشد.

1ـ 5 سياستگذاران بايد از اقداماتي براي توزيع عادلانه منافع گردشگري حمايت کنند تا تمام مناطق کشور در آن سهيم شوند. اين امر سطوح توسعه اجتماعي ـ  اقتصادي را بهتر مي کند و در کاهش فقر ، در هر کجا که لازم باشد ، تأثير مي گذارد .

2ـ 5 مديريت حفظ ، نگهداري و فعاليت هاي گردشگري بايد منافع اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي عادلانه اي را براي مردان و زنان جامعه ميزبان يا محلي ، در تمام  سطوح ، از طريق آموزشي ،کارآموزي و ايجاد فرضت هاي شغلي تمام وقت فراهم کند.

3ـ 5 بخش قابل توجهي از درآمد حاصل از گردشگري مکان هاي ميراث بايد به حفظ ، نگهداري و معرفي آن مکان ها؛ از جمله موقعيت طبيعي و فرهنگي آنها اختصاص يابد . بازديدکنندگان بايد ، در هر کجا که ممکن باشد از اين اختصاص درآمد مطلع شوند.

4ـ 5 برنامه گردشگري بايد کارآموزي و اشتغال راهنماها و راهنمايان محل را از ميان اعضاي جامعه ميزبان به منظور افزايش مهارت هاي مردم محلي در معرفي و تبيين ارزش هاي فرهنگي شان تشويق کنند.

5ـ 5 برنامه هاي توجيهي و آموزشي ميراث در ميان مردم جامعه ميزبان بايد دخالت راهنمايان محلي را ترغيب کنند. اين برنامه ها بايد به افزايش آگاهي مردم محلي از ميراث خودشان و محترم شمردن آن کمک و آنان را تشويق کنند که در مراقبت و نگهداري آن سهمي مستقيم داشته باشند.

6 ـ5 برنامه هاي مديريت حفظ ،نگهداري و گردشگري بايد شامل فرصت هاي آموزشي و کارآموزي براي سياست گذاران ، برنامه ريزان ، پژوهشگران ،طراحان ، معماران ،ديلماج ها، متصديان نگهداري و تورگردانان باشد. شرکت کنندگان در اين برنامه ها بايد تشويق شوند تا موضوع ها ، فرصت ها و مسائل متضادي را که همکارانشان با آنها مواجه ميشوند بفهمند و به حل آنها کمک کنند.

اصل 6

برنامه هاي حمايتي از گردشگري بايد ويژگيهاي طبيعي و ميراث را حفظ و بهتر کنند.

1ـ6 برنامه هاي حمايتي گردشگري بايد انتظارات واقع بينانه ايجاد کنند و بازديدکنندگان بالقوه را مسئولانه از خصوصيات خاص ميراث يک مکان يا جامعه ميزبان مطلع نمايند و بدين طريق آنان را تشويق کنند تا به نحوي شايسته رفتار کنند.


برچسب‌ها: گردشگری فرهنگی, گونه شناسی گردشگری, انواع گردشگری
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392ساعت 23:4  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

ايده هاي جديد، کليد گردشگري نوين


 به وجود آوردن ساختارهاي جديد در تعاملات گردشگري به ويژه توريسم فرهنگي مي تواند ايران را به جايگاه و مرتبه اي بالا در گردشگري سوق دهد.گردشگري ايران در جهت تغيير در رويه موجود نياز به يک بازنگري دارد و در اين ميان توجه به اين نکته ضروري است که سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به عنوان متولي دولت در اين بخش بايد به نقش خود به عنوان حامي بخش خصوصي به بهترين نحو ايفاي نقش کندکه در صورت چنين اتفاقي و با برنامه ريزي و بهره گيري از متخصصان خواهيم توانست با صرف زمان و هزينه کمتر به اهداف تعريف شده دست يابيم. 
مسعود سامان مقدم در ادامه مقاله خود آورده است: صنعت گردشگري کشور در حال حاضر نيازمند پوست اندازي است.امروزه سرعت در زمان تصميم گيري و سپس در اجراي طرح ها ميزان موفقيت طرح را تضمين مي کند.چه بسا تعلل و طولاني کردن زمان براي تاييد طرح ها، ارزيابي فني و مالي قابليت هاي طرح را از بين مي برد و طرح فرسايشي مي شود. 
در حال حاضر دو طرح يکي در بعد بين المللي و ديگري در بعد تاريخي و فرهنگي که مطمئنا بعد از بررسي کارشناسان به اهميت اجراي آن پي برده خواهد شد را مطرح مي نمايم. 
با تشکيل مرکزفرهنگي يا پايگاه بين المللي توريسم   که اعضاي اوليه و اصلي آن شامل کشورهاي ايران - چين - مصر - يونان - ايتاليا خواهند بود.(در واقع اين گروه کشورهايي هستند که هر يک به تنهايي از نقطه نظر تاريخي فرهنگي و تمدن جايگاهي بسيار ويژه و خاص را به خود اختصاص داده اند) و همکاري اين گروه تاثيري قابل توجه در ارتباط فرهنگي بالاخص در حوزه توريسم فرهنگي خواهد داشت. 
1 -تشکيل اين مرکز در ايران موجب بازگرداندن نگاه ها به سوي ايران و مرکزيت دادن به ايران دراين حوزه از گردشگري خواهد شد و اين خود موجب تغيير نگاه ها نسبت به ايران خواهد شد.(مقابله با تبليغات منفي عليه ايران) 
2 -با تشکيل اين مرکز در ايران، کشورمان  در صدر اخبار بين المللي گردشگري قرار خواهد گرفت و در واقع با اين گام ايران تبديل به يک مرکز مهم برنامه ريزي و تصميم سازي در حوزه  گردشگري فرهنگي خواهد گرديد. 
3 -با تشکيل اين سازمان و برگزاري جلسات و امضاي توافق تفاهم نامه ها در بخش گردشگري، نسبت به برنامه ريزي و طراحي دربخش تورهاي ورودي و خروجي نيز گامي بسيار مهم برداشته خواهد شد و با برنامه ريزي و هماهنگي گردشگران ايراني که در طول سال به خارج از کشور سفر مي کند مقصد خود را تغيير خواهند داد و به جاي سفر به کشورهاي مانند دوبي، تايلند، مالزي و...به کشورهايي سفر خواهند کرد که علاوه بر استراحت و تفريح با فرهنگ ها و تمدن هاي تاثيرگذار در طول دوران زندگي بشر آشنا خواهند شد، و دربخش گردشگري ورودي نيز که بخش مهمي از اهداف اين طرح مي باشد مي توانيم به موفقيت هاي چشمگيري دست يابيم. 
4 -همان طور که مستحضر هستيد امروزه فعاليت در هر حوزه تاثيرات مستقيم و غير مستقيم بر فعاليت و برنامه ريزي و سياست گذاري در ديگر حوزه ها را نيز به همراه دارد، لذا تشکيل اين مرکز با اعضاي فوق مي تواند دريچه اي باشد جهت گسترش ارتباطات در ديگر حوزه ها ( اقتصادي - سرمايه گذاري - سياسي و ...)   
 توجه به اين نکته ضروري است که هر يک از کشورهاي نامبرده فوق امروزه جايگاهي خاص و ويژه در منطقه خود دارند و در واقع ما در هر يک از قاره هاي مهم با يکي از نمايندگان مهم و اصلي قاره در ارتباط خواهيم بود و در صورت موافقت سازمان و با تلاش بخش خصوصي در جهت تشکيل ا ين مرکز با حضور بخش هاي مختلف خصوصي کشورهاي عضو مي تواند تحولي قابل توجه را در حوزه گردشگري فرهنگي در اين کشورها به وجود آورد و بخش بسيار بالايي از گردشگران بينالمللي را در سال هاي آتي به خود اختصاص دهد که اين حرکت کمک بسيار شاياني خواهد بود در جهت رسيدن به اهداف اقتصادي ترسيم شده در سازمان در جهت رونق بخشيدن به فعاليت هاي گردشگري کشور. 
ضمنا اين سازمان و يا کارگروه هر ساله خواهد توانست در صورت درخواست ساير کشورها تعدادي عضو بپذيرد و در واقع با يک برنامه ريزي طولاني مدت ايران را به يکي از محورهاي مهم در حوزه گردشگري تبديل خواهد شد و مي تواند حتي حوزه فعاليت خود را تا سطحwto    نيز بالا ببرد و به يکي از سازمان هاي مهم گردشگري بين المللي تبديل شود. 
البته با اين تفاوت که اين سازمان با حضور بخش هاي خصوصي کشورها تاسيس و تشکيل خواهد شد و در واقع گام هاي اجرايي و بازدهي آن با سهولت و سرعت بيشتري انجام خواهد پذيرفت. 
  -   برقراري ارتباط مستمر و پرگير را فعالان و دست اندرکاران گردشگر کشورهاي فوق الذکر جهت توسعه روابط و همکاري در ارتباطات تبادل گردشگر. 
  -برگزاري سمينارهاي پژوهشي، تخصصي، کاربرد ي با حضور متخصصان و دست اندرکاران فعال در بخش خصوصي کشورهاي نامبرده. 
-   چاپ و نشر يک نشريه تخصصي به زبان انگليسي جهت ارايه و توزيع در کشورهاي عضو و برقراري ارتباط بين المللي در کشورهاي نامبرده. 
-   ساخت و تجهيز يک سايت اينترنتي جهت اطلاع رساني به فعالان و علاقه مندان و عموم جامعه علاقه مند به گردشگري با هدف جذب و برقراري ارتباط بهتر و بيشتر کشورهاي عضو. 
-   برقراري ارتباط با سازمان ها و جوامع مشابه و هم رديف بين المللي وفعال در حوزه گردشگري جهت بهبود گسترش روابط و تبادل گردشگر. 
-   انتقال تجربيات کشورهاي عضو به يکديگر وسرعت بخشيدن به گسترش و توسعه فعاليت هاي في ما بين در بخش گردشگري در يک راستا و هدف. 
-   ارايه و بررسي طرح هاي جديد، در جهت توسعه و معرفي بيشتر گردشگري فرهنگي و جايگاه بسيار ويژه کشورهاي عضو   
-  تلاش در جهت جذب اعضاي جديد و هويت بخشي به گردشگري فرهنگي در سطح بين المللي. 
-   بررسي ساليانه عملکرد اين مرکز با حضور اعضاي و سرعت بخشيدن به همکاري ها جهت دستيابي به طرح ها و برنامه ها. 
-   فعال تر کردن بخش خصوصي متعهد و متخصص در جهت برقراري ارتباط با ساير کشورها. 
-   طراحي يک برنامه جامع در جهت توسعه و گسترش توريسم فرهنگي. 
موزه ها معرف و نگاهدارنده هويت ملي - تاريخي و فرهنگي هر ملت و جامعه اي هستند و در واقع وجود و حضور موزه در واقع شناسنامه آن جامعه است و يکي از بخش هاي قابل تامل و تفکر در اين بخش معرفي بزرگان علم - ادب و فرهنگ هر سرزميني مي باشد و سرزمين تاريخي ما در اين زمينه داراي انسانهاي بزرگي در حوزه هاي مختلف  فلسفه، نجوم، ادبيات و...بوده است که معرفي هر چه بهتر و بيشتر و حفظ تاريخچه اين بزرگان وظيفه ملي ما بالاخص سازمان ميراث فرهنگي و گرشگري مي باشد. 
ساخت چنين موزه اي معرفي هر چه جامع - علمي  و بهتر اين بزرگان و دانشمندان به عموم مردم و جامعه بالاخص جوانان و نسل آينده خواهد بود و حافظ تاريخ، فرهنگ اين سرزمين کهن و باستاني و مطمئنا گامي بعدي اين موزه معرفي تاريخ و دانشمندان کشورمان خواهد بود به ساير کشورها و گردشگران خارجي.  تني چند بزرگان همچون ابوعلي سينا، ابوريحان بيروني، زکرياي رازي، مولانا، سعدي، حافظ، شمسي تبريزي، شيخ بهايي، کمال الملک و.  ..  
منبع:http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=8551


برچسب‌ها: گردشگری نوین, گردشگری فرهنگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392ساعت 22:57  توسط ابوالفضل صیامیان گرجی  | 

مطالب قدیمی‌تر