تبليغاتX
siyamiyan.gasht - gozar.blogfa.com
جهانگردی، هتلداری، خدمات مسافرتی، فرصت ها و چالش ها


سفر > ایرانگردی  - دکتر علی دنیادیده*:
به جرات می‌توان گفت که برقراری روابط متقابل بین گردشگران و مردمان بومی مناطق گردشگری و تمایل به مبادله فرهنگی بین آنان دلیل اصلی گذران ایام تعطیل برای بیشتر گردشگران است.

شاید بهترین روش برای تحلیل و بررسی دقیق این روابط و عوامل مؤثر بر آن، پیش از هر چیزی تعیین و تشخیص عواملی است که باعث به‌وجود آمدن کدورت‌ها حتی در مواردی خصومت بین طرفین می‌شود.

 ریشه بیشتر مشکلات پیش آمده در روابط متقابل گردشگران و مردمان بومی مناطق گردشگری را می‌توان در رعایت نکردن مواضع فرهنگی مردمان این مناطق از طرف گردشگر و حتی متأسفانه در برخی موارد تحقیر این مواضع دانست.تفاوت‌ها و گاهی اختلاف‌های گریزناپذیر موجود در فرهنگ‌های گردشگران و مردمان بومی مناطق گردشگری را نیز می‌توان در این عامل مؤثر دانست.

 به‌طور کلی می‌توان آگاهی نداشتن و شناخت کافی از فرهنگ مردمان بومی مناطق گردشگری از طرف گردشگران را عامل اصلی این موارد دانست.نوع و نحوه دیدگاه و برخورد گردشگران با مواضع فرهنگی مردمان بومی مناطق گردشگری را می‌توان در چند گروه عمده که در ادامه آمده است طبقه‌بندی کرد:

بی‌توجهی و تمایل: برخی از گردشگران به‌خصوص کسانی که تنها به قصد گذران روزهای تعطیل خود به سیاحت می‌پردازند و هیچ تمایلی به آشنایی با فرهنگ مردمان بومی مناطق گردشگری ندارند و تمایلی هم به برقراری روابط متقابل با آنان بروز نمی‌دهند. همین امر موجب دوری این افراد از مردمان این مناطق می‌شود و بیشتر مواقع باعث به‌وجود آمدن سوءتفاهم شده و مشکلات زیادی را به‌وجود می‌آورد.

برخورد و مشاجره: برخی از گردشگران به‌دلیل نداشتن آگاهی و شناخت کافی از فرهنگ مردمان بومی مناطق گردشگری اعمالی را انجام می‌دهند که با مواضع فرهنگی این مردمان همخوان نیست و در نتیجه باعث بروز برخوردها و مشاجره‌هایی بین آنان می‌شود. این امر در بسیاری از موارد موجب بروز سوءتفاهم می‌شود و اساس بسیاری از مشکلات ممکن در روابط متقابل گردشگران و مردمان بومی مناطق گردشگری را رقم می‌زند.

تعجب و همدردی: در برخی از مواقع گردشگران با مشاهده زندگی پرمشقت و سخت مردمان بومی مناطق گردشگری به‌خصوص وضعیت کودکان در بیشتر این مناطق متعجب شده و با آنان احساس همدردی می‌کنند که بروز این عواطف و احساسات می‌تواند زمینه را برای برقراری روابط خوب متقابل مهیا سازد.

دید از بالا و برخورد تحقیرآمیز: برخی از گردشگران به دلایل واهی فرهنگ جامعه‌ای که به آن تعلق دارند را بسیار برتر و بالاتر از فرهنگ مردمان بومی مناطق گردشگری فرض می‌کنند و با نگرشی تحقیر آمیز به مواضع فرهنگی این مردمان می‌نگرند. این افراد که بیشتر موارد خود را بافرهنگ‌ترین مردمان زمین می‌پندارند، دانسته یا ندانسته موجب رنجش خاطر مردمان بومی مناطق گردشگری می‌شوند.

در کنار این موارد، مواردی چون ساختار اجتماعی فرهنگی جوامع گردشگری، دیدگاه مردمان بومی مناطق گردشگری اساساً به گردشگری و به تبع آن به گردشگران، برخورد نامناسب گردشگران با ساختار اجتماعی فرهنگی جوامع گردشگری، ویژگی‌های اساسی سیاحت‌های گروهی و یا دسته جمعی و... نیز می‌توانند بر روابط متقابل گردشگران و مردمان بومی مناطق گردشگری و مردمان تاثیر‌گذار باشند.

ذکر این مطلب هم خالی از لطف نیست که دیدگاه طبقات متفاوت جوامع گردشگری به این روابط متفاوت است. به‌عنوان مثال امکان برقراری روابط متقابل با گردشگران برای طبقه‌ای از جوامع گردشگری که به زبان و خصوصیت‌های فرهنگی گردشگران آگاهند و کمابیش از شیوه زندگی همسان و یا حتی یکسانی با آنان برخوردارند به‌طور حتم بالاتر از طبقات دیگر این جوامع خواهد بود.

 از همین رو امکان برقراری روابط متقابل برای افرادی از این جوامع که خود در فعالیت‌های گردشگری و یا غیرمستقیم در مؤسسات وابسته به صنعت گردشگری شاغلند نیز بالاتر از بقیه افراد این جوامع خواهد بود. اما در کل می‌توان گفت که اساس روابط متقابل گردشگران و مردمان بومی مناطق گردشگری بر مبنای 4 عامل زیر شکل می‌گیرد:موقت و گذرا بودن این روابط، مقتضیات زمانی و مکانی، برخورداری از تجربیاتی ناهمسان و حتی ناهمگون، بهره‌مند نبودن از اختیار لازم در این زمینه.

بدیهی است که مدت کوتاه تماس گردشگران با مردمان بومی مناطق گردشگری محدودیت‌های اساسی را بر روابط متقابل آنان تحمیل خواهد کرد، به این صورت که در بیشتر موارد به‌خصوص در سیاحت‌های یکی دو روزه رابطه‌ها هنوز شکل نگرفته تمام می‌شوند. تغییر عادت‌های همیشگی برای بیشتر گردشگران در طول 3 روز سیاحت یا اندکی کمتر یا بیشتر غیرممکن است.

 اما همان طور که پیش‌تر هم عنوان شد به‌دلیل دوری مکانی از محل زندگی همیشگی و برخی عوامل دیگر چون ناشناخته بودن در این مکان جدید بیشتر افراد در طول سیاحت خود بر خلاف عادت‌های همیشگی خود رفتار می‌کنند.همچنین باید نقش واسطه‌هایی چون مترجمان، راهنمایان سفرهای گردشگری و... را نیز در این روابط در نظر گرفت که از تاثیر بسزایی در این زمینه برخوردار هستند.

 می‌دانیم که بیشتر این افراد به زبان طرفین این روابط مسلط بوده و از فرهنگ هر دوی آنان نیز به اندازه کافی شناخت و آگاهی دارند. اما با توجه به این‌که این افراد در هر حال برای یک مؤسسه (مؤسسات گردشگری) فعالیت می‌کنند و در اصل هدفشان کسب سود بیشتر است، پیش می‌آید که برای منافع مؤسسه بخشی از فرهنگ طرفین را کتمان می‌کنند و یا حتی در این مورد به دروغگویی نیز می‌پردازند.

 توانایی و تسلط این افراد به زبان گردشگری و آشنایی آنان بافرهنگ این افراد بدیهی است که برای آنان در سرزمین بیگانه (مناطق گردشگری)اطمینان و اعتماد کسب می‌کند .نقش راهنمایان تورها در برقراری روابط متقابل از هر عامل دیگری مهم‌تر است. یک مورد اساسی در این زمینه، توجه به این مطلب که درست در زمانی که گردشگران در ایام سیاحت و گذران تعطیلات خود هستند، مردمان بومی مناطق گردشگری سر‌کارند و به فعالیت می‌پردازند، بنابراین دیدگاه آنان نسبت به برقراری روابط متقابل متفاوت خواهد بود.

نتیجه‌گیری:با توجه به مقاله حاضر بررسی تحقیقات انجام شده در رابطه با اثرات مثبت و منفی گردشگری، برخی از اثرات مثبت روابط متقابل را می‌توان به‌صورت زیر ذکر کرد:بهبود دیدگاه طرفین به هم، مبادله فرهنگی و به تبع آن افزایش آگاهی و شناخت از هم، کاهش پیش‌داوری‌ها و اندیشه‌های کلیشه‌ای نسبت به هم، افزایش روابط دوستانه، افزایش توجه و تمایل به فرهنگ یکدیگر و حتی بزرگداشت آن برای هم، افزایش اعتماد به نفس طرفین خصوصا مردمان بومی مناطق گردشگری و کاهش فشارهای عصبی و روانی در نتیجه برقراری روابط حسنه با هم.

* دکترای بازاریابی توریسم در کیشهمشهری اس

نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 13:50 | لینک  | 


پایداری عوامل فرهنگی و اجتماعی، بدین معنی كه توسعه موجب كنترل انسان بر زندگی خود می شود و توسعه با عوامل فرهنگی و ارزشی كه در این راه تحت تاثیر قرار می گیرند منافات ندارد و موجب تقویت هویت جامعه می گردد.

●تعریف توسعه پایدار از دید كلان

حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی برای تعادل بخشیدن به حیات انسانها و دست یابی به توسعه پایدار و ارگانیك كه روند تكامل تمدن بشری را در پی خواهد داشت. از چنان اهمیتی برخوردار است كه یك بسیج عمومی، جهانی، دولتی و مردمی را می طلبد. مردم باید محیط های طبیعی و فرهنگی را به عنوان نهاد همبستگی معنوی در اجتماعات محلی خود تلقی كنند و بپذیرند كه همانگونه كه با انهدام و تخریب منابع طبیعی زندگی بشر به مخاطره می افكند، امروزه اهمیت حفاظت از محیط زیست كه میراث های طبیعی و فرهنگی در آن جای گرفته اند در تمامی كشورها بر همگان روشن است. (رضوانی، ۱۳۷۸، ص ۶۷)

۳ اصل اساسی پایداری عبارتند از:

پایداری زیست محیطی، بدین معنی كه توسعه با حفظ فرایندهای زیست محیطی، بیولوژیك و منابع ذیربط سازگار است.

پایداری عوامل فرهنگی و اجتماعی، بدین معنی كه توسعه موجب كنترل انسان بر زندگی خود می شود و توسعه با عوامل فرهنگی و ارزشی كه در این راه تحت تاثیر قرار می گیرند منافات ندارد و موجب تقویت هویت جامعه می گردد.

پایداری اقتصادی بدان معنی است كه توسعه از نظر اقتصادی با راندمانی بالا انجام شده، به گونه ای است كه نظارت و كنترل لازم بر منابع اعمال می شود و می توان آن را برای نسلهای آینده حفظ كرد. (پارسائیان و اعرابی، ۱۳۷۷، ص ۳۵۲)

در كنفرانس سازمان ملل در زمینه محیط زیست و توسعه، معروف به "اجلاس زمین" در ریودوژانیرو سال ۱۹۹۲، توسعه پایدار در بند ۲۱ دستور كاربه تصویب رسیده تشریح و تبیین شد. در حال حاضر توسعه پایدار به عنوان روشی تازه مطرح است كه جوامع می توانند به این وسیله درباره سطح زندگی، عدالت اجتماعی و حفظ منابع بیندیشند.

بعد از كنفرانس ریو در سال ۱۹۹۲، كمیته محیط زیست سازمان جهانی گردشگری فعالیت هایی را انجام داد و توسعه گردشگری پایدار به این شكل تعریف كرد:

توسعه گردشگری پایدار نیازهای گردشگران فعلی و مناطق میزبان را برآورده و شانس آیندگان را حفظ و تقویت می كند. توسعه گردشگری پایدار منجر به مدیریت منابع تمام مناطق به شیوه ای می شود كه نیازهای اقتصادی و اجتماعی و زیبایی شناسی را برآورده و تعامل فرهنگی، فرایندهای اكولوژیكی، تنوع حیات و سیستم های حمایت از حیات حفظ می شود.

در این تعریف توسعه پایدار به عنوان فعالیتی شناخته شده است كه نه تنها منابع طبیعی و فرهنگی را حفظ كند، بلكه ظرفیت آن را برای ایجاد درآمد و اشتغال افزایش دهد. برای دستیابی به موفقیت در یك جامعه، گردشگری به بهبود زندگی ساكنین و حفاظت از محیط زیست محلی، طبیعی و فرهنگی برنامه ریزی و مدیریت شود.

اهداف گردشگری پایدار به عنوان الگویی برای توسعه پایدار عبارتند از:

الف) اصلاح كیفیت زندگی جامعه میزبان

ب) تامین تجارب كیفی برای بازدیدگر

ج) حفاظت محیط زیست جامعه میزبان

تاكید بر كیفیت زندگی مبین آن است كه گردشگری پایدار از هدفهای محدود كمی رشد و كسب درآمدهای اقتصادی فراتر می رود. و مواردی مانند امنیت، حفظ ارزشهای فرهنگی، دسترسی به خدمات، مالكیت واحد مسكونی، داشتن اوقات فراغت، رفاه اقتصادی و مشاركت و اشتغال مطمئن را شامل می شود.

با این نگرش حفاظت از فرهنگ و ارزشهای فرهنگی و انسانی علاوه بر آنكه جنبه مهمی از توسعه پایدار محسوب می شود، برای حفاظت از محیط زیست نیز اهمیت اساسی دارد.

توسعه پایدار گردشگری دارای دو بعد اصلی حفاظت از محیط زیست و منابع گردشگری و میراث فرهنگی و یك مفهوم اساسی و كلیدی "ظرفیت پذیری" است. این ابعاد اصولاً در چارچوب ظرفیت پذیری و سنجش مرزهای آن در قالب تعیین خط مشی و برنامه ریزی های منسجم و یكپارچه محلی به اجرا در می آید.

ظرفیت پذیری (Carring capacity) دارای دو بعد اساسی است. كه یك بعد آن اجتماعی (Sociological carring capacity) و بعد دیگر آن اكولوژیكی (Ecological carring capacity) است.

و به طور كلی منظور از ظرفیت پذیری شامل موارد زیر است:

۱ چه تعدادی مسافر می تواند از یك مكان بازدید كند بدون اینكه آب و هوا محیط آلوده شوند بدون اینكه حیات وحش آسیب ببیند.

۲ ساكنان افراد محلی تحمل پذیرایی از چه تعداد گردشگر را دارند.

۳ چه تعدادی می توانند در یك مكان اقامت گزینند بدون اینكه شلوغی و هیاهو را احساس كنند.

۴ منابع آب، تاسیسات زیربنایی و روبنایی چه میزان جمعیت را پاسخگو هستند.

●خصوصیات گردشگری پایدار

۱ حفظ منابع به صورت پایدار

۲ بازاریابی و تبلیغات مناسب

۳ كاهش بیش از حد مصرف و اتلاف منابع

۴ حفظ تنوع

۵ استراتژیك بودن در برنامه ریزی

۶ حفاظت از نظام اقتصاد محلی برای حفظ محیط زیست

۷ مشاركت محلی مردم در برنامه ریزی

۸ مذاكره با افراد با نفوذ محلی

۹ انجام تحقیقات در جهت بهبود كیفیت خدمات

۱۰ آموزش نیروی انسانی ماهر

۱۱ كنترل و نظارت بر فعالیت های خدماتی و استفاده از تجارب دیگران

●توسعه پایدار و برنامه ریزی جهانگردی

توسعه در هر بعدی نیازمند برنامه ریزی می باشد و در واقع برنامه ریزی نقش مهم و كلیدی در توسعه اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایفا می كند. گرچه توجه به نقش برنامه ریزی در توسعه در كشورهای توسعه یافته دارای سابقه ای نسبتاً طولانی می باشد و این گونه كشورها به منظور دستیابی به یك توسعه پایدار همواره از برنامه ریزی علمی و دقیق بهره برده اند اما در كشورهای حال توسعه عموماً كمتر به این امر توجه كافی داشته اند.

به هر حال امروزه تمام كشورها اعم از توسعه یافته و در حال توسعه و حتی كشورهای عقب مانده نیز پذیرفته اند كه هر توسعه ای تنها با برنامه ریزی امكان پذیر است. این موضوع به خصوص در ارتباط با توسعه پایدار بیشتر اهمیت می یابد. توسعه گردشگری پایدار، به دلیل اهمیت آن و اثرات بالقوه مثبت و منفی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی كه می تواند داشته باشد بدون برنامه ریزی امكان پذیر و دست یافتنی نخواهد بود.

به طور كلی برنامه ریزی قادر است تا نقش مهم و كلیدی در حل تضادهایی كه این توسعه می تواند ایجاد نماید، ایفا كند. توسعه گردشگری از یك سو می تواند اثرات و منافع مثبت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی در جامعه گردشگرپذیر داشته باشد و از یك سوی دیگر دارای اثرات منفی در تمامی ابعاد و به خصوص در بعد زیست محیطی ایجاد نماید. ایجاد تعادل در این زمینه به گونه ای كه اثرات مثبت بیش از اثرات منفی باشند نیازمند اتخاذ سیاست گذاری اصولی از طریق فرایند برنامه ریزی می باشد. (خاكساری، ۱۳۸۲، ص ۵۲)

فرایند برنامه ریزی می تواند به منظور توسعه پایدار گردشگری در ابعاد زیر موثر واقع شود.

۱ همسو كردن توسعه گردشگری با سایر بخش های اقتصادی كشور

۲ برنامه ریزی، سازمان دهی و كنترل الگوهای كالبدی توسعه گردشگری

۳ حفاظت از منابع مهم و كمیاب طبیعی و زیست محیطی

۴ فراهم آوردن چارچوب مناسب جهت پیشرفت اقتصادی و مقاصد بازاریابی

با توجه به این مباحث می توان نتیجه گرفت كه در صورت فقدان یك فرایند برنامه ریزی، توسعه گردشگری می تواند ناكارآمد و ناهماهنگ با سایر بخش های اقتصادی و سازمان نیافته باشد كه منجر به ایجاد و یا تشدید اثرات منفی اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی فرهنگی گردد. (خاكساری، ۱۳۸۲، ص ۵۲)

●توسعه پایدار و گردشگری پایدار

فلسفه گردشگری پایدار نشات گرفته از توسعه پایدار می باشد و لذا با توجه به اینكه توسعه پایدار از اصول و مبانی پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهان محسوب می شود و به دلیل نقشی كه گردشگری می تواند در این زمینه به خصوص در كشورهایی مانند ایران ایفا نماید، لزوم و ضرورت توجه به گردشگری پایدار حائز اهمیت فراوان می باشد.

در عین حال گردشگری پایدار نتیجه ضرورت و نیاز به پاسخگویی و مقابله با اثرات منفی این صنعت در كشورها و یا به طور مقاصد گردشگرپذیر می باشد.



منبع : سایت آفتاب
 
نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 13:23 | لینک  | 



20 مرداد 1389 | نقش مدیریت در توسعه صنعت گردشگری
در این مقاله سعی گردیده تا در خصوص نقش صنعت گردشگری بعنوان یک صنعت مولد و اشتغال زا مباحثی بیان گردد و همچنین وضعیت این صنعت در ایران مورد بررسی قرار گیرد و علل عدم موفقیت متولیان صنعت گردشگری ایران در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده نیز نقد گردد. و علل عدم رشد کشورمان در این صنعت نسبت به سایر کشورهای منطقه مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای نیز در خصوص حل مشکلات این صنعت بیان گردد.
کشورمان ایران به عنوان یکی از کشورهای مستعد در زمینه صنعت گردشگری مورد توجه گردشگران سایر کشورها میباشد و در زمینه سرمایه گذاری نیز صاحبان سرمایه و سرمایه گذاران بین المللی در این صنعت نیز توجه ویژه ای به ایران دارند ولی چرا رشد این صنعت در کشورمان بسیار کند و نامحسوس است. یکی از علل آن ضعف مدیریت کلان، قوانین و دولتی بودن دیدگاه مدیران در تمام سطوح در این صنعت میباشد که میتوان با اصلاح سیستم مدیریت و با استراتژیک خاصی زمینه های رشد و شکوفائی این صنعت مولد را ایجاد کرد.

● مقدمه
در ابتدا برای آشنائی بیشتر با صنعت گردشگری به تاریخچه این صنعت می پردازیم :
برای اولین بار بصورت رسمی در سال ۱۹۳۷ کلمات توریست و توریسم توسط سازمان ملل مورد استفاده قرار گرفت ولی پیشینه این صنعت به سالها قبل از این تاریخ برمیگردد. کشور انگلستان در میان کشورهای اروپائی از اولین کشورهائی بود که به این صنعت روی آورد و با صنعتی شدن کشورها در غرب فرهنگ توریسم در بین مردم رواج یافت. و با اختراع راه آهن این صنعت به یک صنعت بین المللی مبدل گردید. و بدین ترتیب این صنعت ابتدا در اروپا و سپس در سایر قاره ها گسترش یافت. ولی امروزه توجه دولتمردان و صاحبنظران بیش از پیش به این صنعت معطوف گردیده تا آن حد که برای توسعه این صنعت بودجه های بیش از بودجه های دفاعی در نظر گرفته میشود.

● صنعت گردشگری
در سالیان اخیر بدلیل اهمیت گردشگری از آن بعنوان یک صنعت نامبرده میشود و این صنعت به اندازه ای درآمدزا و پرسود میباشد که بسیاری از کشورها به اندازه درآمد نفتی کشورمان ایران از این صنعت کم هزینه و پرسود درآمدزائی کرده اند.
صنعت گردشگری و یا اصطلاحاً صنعت توریسم، سومین صنعت مولد شغل و سرمایه بعد از صنعت نفت و خودرسازی میباشد. به همین دلیل در دهه های اخیر بسیاری از دولتها، مسئولین اقتصادی و صاحبنظران با حساسیت بیشتری به گسترش این صنعت روی آورده اند و در تلاش هستند سهم بیشتری از بازار جهانی این صنعت را برای جوامع خود به ارمغان ببرند. گردشگری در چند دهه اخیر به یکی از مهمترین بخش های فعالیت اقتصادی کشور ها تبدیل شده است. بر اساس پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی UNWTO تا سال ۲۰۲۰ درآمد حاصل از توریسم بین الملل به ۶/۱ میلیارد دلار برسد. این صنعت بعنوان یک سیستم جهانی بخش قابل توجهی از تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است.

● صنعت گردشگری از دیدگاه اقتصاد
اقتصاد دانان از صنعت گردشگری بعنوان یک صنعت مولد سرمایه و اشتغال زا نام میبرند و توجه خاصی به این صنعت دارند لذا معتقدند توسعه صحیح گردشگری به لحاظ اقتصادی موجب افزایش ارز آوری می شود. صاحبنظران علم اقتصاد معتقدند اگر کشوری بتواند از پتانسیلها استفاده کرده و چرخهای این صنعت را در کشورش به حرکت درآورد شاهد شکوفائی شگرفی در سطح اقتصاد کشور خواهند بود. تاثیر این صنعت از جهات مختلف قابل بررسی و مهم است که به تعداد از این مولفه ها در زیر اشاره شده است :
- ورود ارز به کشور
- اشتغال در بسیاری از زمینه ها
- پویائی بازار خرده فروشی
- فعال شدن فرودگاهها و سیستم های حمل و نقل
- افزایش سرمایه گذاری
- افزایش تولیدات محلی و بومی و صنعتی(صنایع دستی و محصولات فرهنگی)
- افزایش میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی (هتل سازی و سایر خدمات مرتبط)
و بسیاری از موارد دیگر که هر یک به تنهائی قابل بررسی و مطالعه میباشد.

● صنعت گردشگری از دیدگاه اسلام
دین مبین اسلام نسبت به مفهوم گردشگری و سیاحت دیدگاه خاص و متفاوت دارد. اسلام گردشگری را حمل بر امور والا و ارزشهای اخلاقی می کند. یکی از این دیدگاهها، سیر و سفر در کشورها برای گردش، آشنائی، جستجو و کشف و نه برای کسب درآمد و اقامت گزیدن می باشد. در تفکر دینی اسلام برای جهانگردی کارکردی خاص مورد توجه قرار گرفته است، به گونه ای که حرکت در زمین برای رسیدن به درکی بالا جهت ستایش قدرت مطلق و تامل در نظام آفرینش خداوند باریتعالی از سفارشهای موکد قرآنی است.
در خصوص فواید سفر و مسافرت از ائمه اطهار و نبی اکرم (ص) احادیث و روایتی ذکر شده است. البته در اسلام علاوه بر اینکه به فواید آن اشاره شده است محدودیتهای را هم برای بعضی از سفرها در نظر گرفته است.
در روایاتی، مسافرت مورد تشویق قرار گرفته و فواید معنوی و مادی آن یادآوری شده است. از جمله در حدیث نبوی آمده است:
▪ سافروا تصحوا، سافروا تغنموا؛
▪ مسافرت کنید تا سلامتی و عافیت یابید. مسافرت کنید تا بهره مند شوید.
در حدیثی دیگر از پیامبر صلی اله علیه و آله آمده است:
▪ سافروا تصحوا و ترزقوا؛ (( مسافرت کنید تا سلامتی و روزی پیدا کنید.))
حال با توجه به شریعت اسلام و بهره گیری از فرامین دین مبین اسلام ما میتوانیم بعنوان یک کشور اسلامی بنیان گذار صنعت گردشگری اسلامی باشیم و مدیران با برنامه ریزی دقیق و با بهره گیری از صاحبنظران اسلام نسبت به تعریف صنعت گردشگری اسلامی اقدام کنند.

● موقعیت ایران در صنعت گردشگری
بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری، ایران رتبه ۱۰ جاذبه های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه های طبیعی را داراست با این وجود از لحاظ بهره برداری از این منابع در جایگاه مطلوبی قرار نگرفته است. در حالی که سهم ایران با وجود رتبه ممتازش در جاذبه های جهانگردی از درآمد گردشگری جهان حتی به یک درصد هم نمی رسد.
کشور پهناور ایران با ویژگیهای طبیعی و اقلیمی خاص و همچنین آثار تاریخی و هنری برای علاقه مندان به گردشگری مقصد بسیار مستعدی میباشد و همچنین در سطح بین المللی هم به دلایل ویژگیهای جغرافیائی و قرار گرفتن در راه شرق آسیا و اروپا (جاده ابریشم) مورد توجه میباشد. کشور ایران در گروه کشورهای برتر جهان از نظر قابلیت های طبیعی و تاریخی است. تنوع زیستی و وجود چهار فصل کامل و جاذبه های طبیعی بی همتا در کنار فرهنگ اصیل ایرانی بیانگر قابلیت بالای توسعه گردشگری در ایران است.
این ویژگیها فرصت بی نظیری را در اختیار ایران قرار داده است تا با توسعه صنعت گردشگری کشورمان، از دیدگاه فرهنگی ایران را به عنوان یکی از گهواره های تمدن در سطح بین الملل معرفی نماییم.

● وضعیت ایران در صنعت گردشگری
در ده سال گذشته تا به امروز بسیاری از کشورهای اطراف ایران با هدف جذب گردشگر بیشتر با تمام توان پا به میدان این صنعت گذاشته اند و بر درآمدهای ملی خود افزوده اند و از مزایای توریسم و سرمایه گذاری در این زمینه سود هنگفتی را برای کشورشان بوجود آورده اند ولی متاسفانه کشورما ایران با وجود بسیاری از ویژگیهای لازم برای صنعت گردشگری نتوانسته است در این میدان سهم واقعی خود را بدست آورد و از رقیبان تازه به دوران رسیده خود بسیار فاصله دارد. با توجه به اینکه مدیران و مسئولین دولتی با وجود وضع قوانین حمایتی برای این صنعت، نتوانسته اند به اهداف اصلی خود برسند، نیاز به بازنگری و تغییراتی در ساختار ساختمان این صنعت در کشورمان ضروری احساس میشود.

● موانع رشد صنعت گردشگری در ایران
علی رقم آنکه ایران یکی از کشورهای مستعد در زمینه گردشگری محسوب میشود اما به دلایل بسیاری رشد این بخش در کشورمان در مقایسه با سایر کشورهای منطقه مطلوب و قابل توجه نبوده است. کارشناسان و صاحبنظران دلایل فراوانی را بعنوان موانع بر سر راه رشد این صنعت بیان نموده اند که مختصراً به هر یک از آنها میپردازیم.

۱) ضعف مدیریت کلان در صنعت گردشگری :
مدیریت کلان در بحث صنعت گردشگری از مهمترین مولفه های موفقیت در این صنعت نوظهور میباشد. با توجه به اینکه مدیریت کوتاه مدت و سطحی نگر در صنعت گردشگری جوابگو نخواهد بود و این صنعت را به مرحله سود دهی نخواهند رساند لذا مدیریت دولتی و دیگاههای سیستم های دولتی پاسخگوی نیازهای این صنعت نخواهند بود. در صنعت گردشگری ایجاد زیرساختهای لازم به همراه برنامه ریزهای کوتاه مدت و بلند مدت میتواند این صنعت را به شکوفائی برساند، لذا مدیریت دولت به دلیل کوتاه بودن عمر مسئولیت شان و تغییرات مدیریتی در تمام سطوح سازمانی، اجرای برنامه ریزهای بلند مدت امکان پذیر نمی باشد و همچنین تغییرات پی در پی مدیران، اجرای برنامه های کوتاه مدت را هم مختل می کند، و از همه مهمتر نبود احساس رقابت در میان مدیران دولتی باعث می شود تا صنعت گردشگری توسعه نیابد و علاوه بر آثار اقتصادی منفی باعث تخریب آثار تاریخی، هنری و محیط زیست و طبیعت هم گردد. در کشور، صنعت گردشگری بصورت دولتی و نهادی اداره میشود. تصمیم گیری ها و اجرای تصمیمات همه توسط دولت صورت میگیرد، بیشتر هتلها توسط بخش دولتی اداره میشوند، شرکتهای هواپیمائی همه به نوعی وابسته به دولت هستند. لذا برای پویائی و افزایش مزیت نسبی و ایجاد رقابت، باید بخش های خدماتی از قبیل هتلها، شرکتهای حمل ونقل و فرودگاهها به بخش خصوصی واگذار شود تا در محیط رقابت به ارائه خدمات بهتر روی آورند تا شاهد رشد و پویائی در این صنعت باشیم و از آثار مثبت آن بهره مند گردیم.

۲) عدم توجه به توسعه منابع انسانی در صنعت گردشگری :
یکی دیگر از مشکلات ما در این صنعت عدم توسعه منابع انسانی میباشد. بیشتر نیروهای بکار گرفته شده در صنعت جهانگردی عموماً از لحاظ علمی غیر مرتبط با صنعت گردشگری میباشند و در این صنعت بدون توجه به ویژگیهای این صنعت و فقط با دید تجاری و درآمد زائی وارد میدان عمل شده اند. که این خود باعث افزایش هزینه ها و آثار منفی و عدم توسعه گردشگری در کشورمان شده است. با تاسیس مدارس فنی و حرفه ای و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی مرتبط با صنعت گردشگری باید به تربیت نیروهای متخصص و کارآمد بپردازیم و نیروهای موجود را با برگزاری دورهای کوتاه مدت علمی و آموزشی با تکنولوژی و علم روز در صنعت گردشگری آشنا سازیم و با برگزاری سمینارهای تخصصی برای مدیران از تجربیات سایر کشورها بهره ببریم.

۳) ضعف در اطلاع رسانی و تبلیغات در زمینه جذب گردشگر:
یکی دیگر از مهمترین عوامل جذب گردشگر از سایر کشورها اطلاع رسانی و تبلیغات در خصوص کشور ایران و امکانات و جاذبه های گردشگری آن میباشد که متاسفانه سازمانها و نهادهای درگیر با صنعت گردشگری که متوالیان اصلی این صنعت میباشند در این خصوص فعالیتی ندارند و یا بسیار ضعیف عمل کرده اند. لذا گردشگران خارجی بدلیل عدم آشنائی با کشورمان، نام ایران را بعنوان یکی از مقاصد گردشگری در لیست خود قرار نمی دهند در صورتی که کشورهای نوظهوری همچون کشور امارات متحده عربی با تبلیغات گسترده اقدام به جذب گردشگران خارجی می نماید و سالانه درآمد کلانی از این صنعت دارد. لذا باید با تهیه برنامه های تلویزیونی و فیلمهای مستند در خصوص جاذبه های گردشگری ایران و پخش آنها از شبکه های تلویزیونی بین المللی زمینه های آشنائی با ایران را برای گردشگران خارجی فراهم کرد.

۴) سایر موانع رشد صنعت گردشگری در ایران :
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در کشورمان ایران و کوتاه شدن دست استعمارگران غربی از منافع ملی، بسیاری از کشورهای غربی با ایجاد جنگ روانی و تبلیغات منفی توسط رسانه های بین المللی و نشان دادن چهره منفی از کشورمان باعث تغییر مسیر بسیاری از گردشگران شدند و بعد از آن با آغاز جنگ تحمیلی و نا امن نشان دادن ایران به مردم جهان باعث کاهش جذب گردشگران خارجی به مقصد ایران شدیم. این دو عامل هم خود نقش مهمی را در عدم رشد صنعت گردشگری در ایران داشتند ولی با مدیریت خاص، میتوانستیم آثار این عوامل را کم رنگ و حتی خنثی کنیم.

● عوامل و عناصر موثر در صنعت گردشگری
در صنعت گردشگری بخش دولتی و خصوصی مکمل همدیگر هستند و نبود یکی از آنها باعث نا کارآمدی وجود دیگری میشود، لذا باید بخش دولتی و بخش خصوصی هر یک در جایگاه خود قرار بگیرند تا شاهد رشد و شکوفائی این صنعت باشیم.
- بخش دولتی با ایجاد زیرساختهای میتواند نقش اساسی را در توسعه این صنعت داشته باشد. یکی از مهمترین وظایف بخش دولتی، مدیریت کلان و تعیین سیاست های کلی در این صنعت باشد. با مطالعه بر پتانسیلهای موجود در ایران، نقشه و طرح جامع گردشگری را برای کشور تدوین کنند و با تخصیص بودجه زیر ساختهای لازم برای سرمایه گذاری بخش خصوصی را مهیا کنند. با گسترش جاده ها، تجهیز فرودگاهها و ترمیم و اصلاح سیستم های حمل و نقل زمینه های امنیت و آرامش خاطر گردشگران را ایجاد کنند. با وضع قوانین و مقررات بستر سازی جهت ایجاد امنیت روانی و اجتماعی برای گردشگران و جهانگردان که فاکتور مکمل و بسیار مهمی در راستای توسعه صنعت گردشگری است صورت گیرد. به توسعه منابع انسانی و ایجاد مراکز آموزشی تخصصی بپردازند. با تدوین قوانین حمایتی از سرمایه گذاری در این صنعت راه را برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی هموار سازند. با تبلیغات و اطلاع رسانی، زمینه های لازم را برای سفر گردشگران به ایران ایجاد کنند.
میتوان به این نتیجه رسید مدیریت کلان و متخصص در صنعت گردشگری حرف اول را میزند. برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت به همراه استراتژیک میتواند زمینه های لازم جهت توسعه و گسترش این صنعت را در پیش داشته باشد.
- بخش خصوصی با احساس امنیت اقدام به سرمایه گذاری میکند، بخش خصوصی با در نظر گرفتن طرح جامع گردشگری که توسط مدیریت کلان تدوین شده است باید طراحهای خود را به اجرا بگذارد، ساخت هتلها و تاسیسات گردشگری و ایجاد دفاتر خدمات مسافرتی و ارائه تورهای ایرانگردی و ارائه اطلاعات به گردشگران جهت سفر به شهرهای مختلف ایران دامنه توسعه صنعت توریسم و گردشگری را گسترش میدهند و منجر به پویای گردشگری در کشور خواهند شد.
- تامل بخش خصوصی و دولتی هم جایگاه خاص خود را دارد. پس از ارائه طرح جامع گردشگری و سیاستهای کلی برای این صنعت از سوی مدیریت کلان دولتی و آغاز به فعالیت بخش خصوصی، نیاز به تامل این دو بخش بیشتر احساس میشود زیرا زمینه های لازم برای جذب گردشگر مهیا شده حال باید بخش دولتی با برنامه ریزی های کوتاه مدت مانند برگزاری نمایشگاههای ایران شناسی و ایرانگردی در سایر کشورها اقدام نماید و امکان بازار یابی را برای شرکتهای خصوصی میسر سازد تا با معرفی خدمتشان به گردشگران بتوانند زمینه های جذب حداکثری را امکان پذیر نمایند. از دیگر اقدمات این دو بخش میتوان به تولید برنامه های رادیوئی و تلویزیونی، تهیه فیلم های سینمائی و مستند از جاذبه های گردشگری و ایرانگردی به زبانهای پر مخاطب و پخش آنها در شبکه های بین المللی اشاره کرد. همچنین میتوان به تهیه و چاپ راهنماهای گردشگری به زبانهای مختلف و توزیع آنها از طریق سفارتخانه های ایران در کشورهای دیگر نیز اشاره نمود.
در صنعت گردشگری بخش دولتی و خصوصی به همراه هم میتوانند به نتایج مطلوب برسند و هر یک به تنهائی فقط قسمتی از چرخهای این صنعت را بگردش در می آورند و در صورت نادیده گرفتن هر یک از این دو بخش قطعاً به بازده مثبت و شکوفائی در این صنعت نخواهیم رسید و حتی بهره برداری ناپایدار از عرصه های طبیعی میتواند موجبات نابودی منابع طبیعی را بهمراه داشته باشد و هزینه های جبران ناپذیری را به کشور تحمیل نماید.

● شناسائی فرصت های پنهان گردشگری در ایران و اثرات آن بر جامعه
در کشور ما ایران فرصت های گردشگری فراوانی وجود دارد که تاکنون به آنها پرداخته نشده است. مدیریت کلان در صنعت گردشگری باید فرصت ها را در کشور شناسائی کرده و آنها را در طرح جامع گردشگری کشور بگنجاند و زمینه سرمایه گذاری را در آنها مهیا کند. گردشگری اسلامی و جاذبه های فرهنگی میتواند بعنوان یکی از فرصت های مناسب برای کشور باشد. از دیگر فرصتها در این صنعت میتوان به گردشگر سلامت اشاره کرد که باعث میشود تا سالانه بدون توجه به زمان خاص موجب سفر افراد برای دریافت خدمات پزشکی را مهیا کند. از دیگر فرصتهای که به آنها تاکنون توجه نشده وجود صحراها و کویرهای فلات ایران میباشد، سرمایه گذاری در این مناطق، اشتغال زائی را به همراه خواهد داشت و این امر از مهاجرت ساکنین این مناطق به شهرها جلوگیری می کند.
توجه به اینگونه فرصتها علاوه بر اشتغال زائی و ایجاد درآمد، شاهد کاهش بسیاری از ناهنجاریها همچون مشکلات امنیتی، فرهنگی و اجتماعی که عامل اصلی همه آنها فقر میباشد خواهیم بود.

● نتیجه گیری
دستیابی کشور به موقعیت مطلوب در زمینه گردشگری در عرصه بین المللی بر اساس چشم انداز ۲۰ ساله و قانون برنامه توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دولت جمهوری اسلامی ایران تدوین گردیده. با توجه به چشم انداز ۲۰ ساله محقق شدن این اهداف در صنعت گردشگری قطعاً بر رسیدن به اهداف سایر قوانین برنامه توسعه تاثیر گذار خواهد بود. ورود گردشگر به کشور بیش از در آمدهای نفتی برای ما درآمد و منفعت خواهد داشت، توسعه صنعت گردشگری موجب شکوفائی اقتصادی و کاهش بیکاری و اشتغال زائی خواهد شد و در مجموع توسعه پایدار در صنعت گردشگری اثراتش را در تمام بخشهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بسرعت نشان خواهد داد.
بر اساس تصمیمات گرفته شده در اجلاس مجمع جهانی unwto (سازمان جهانی جهانگردی) کشورمان به عنوان یکی از هشت عضو کمیته برنامه ریزی unwto انتخاب و صاحب کرسیه ویژه شد و همچنین ایران به همراه هندوستان به عنوان اعضای آسیایی شورای اجرایی unwto انتخاب شدند. حال میتوان ابراز امیدواری کرد کشورمان از این پس نقش تعیین کننده تری در مجموعه سیاستهای کلان جهانگردی در سطح بین المللی ایفا کند.
مدیریت کلان متخصص و مسلط به علم روز در زمینه صنعت گردشگری میتواند باعث رشد و شکوفائی این صنعت شود و مدیریت ضعیف میتواند زیان اقتصادی در بر داشته باشد.
لذا اگر بخواهیم در یک جمله این بحث را کامل کنیم باید بگوئیم مدیریت کلان متخصص در این صنعت حرف اول را میزند ولی در امور اجرائی، خدماتی و سرمایه گذاری فقط باید بعنوان قانونگذار، ناظر و حامی بخش خصوصی باشد و انجام امور خدمات رسانی را به بخش خصوصی واگذار نماید، در این صورت شاهد صنعت گردشگری پویا، پایدار و درآمدزا خواهیم بود.

نویسنده : علیرضا اژدری -
نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 13:21 | لینک  | 



از آنجا كه جهانگردي يك فعاليت خدماتي است و كاركنان آن را ارايه مي‌كنند توجه به آموزش و ارتقا دانش آنان يكي از رموز اصلي تضمين حيات اين صنعت به شمار مي‌رود و باز به اين دليل كه اين صنعت بسيار متاثر است ارتباط دو سويه ميزبان و مهمان بوده و بدون شك محصول اين ارتباط تجربه‌أي فراموش نشدني است و منجر به تصميم‌گيري در مورد تجربه مجدد و يا عدم تكرار آن مي‌شود، نقش كاركنان در آن از اهميت ويژه‌أي برخوردار است.
دولتها با توجه به جايگاه مهم صنعت گردشگري به همكاري تنگاتنگ با اين صنعت مي‌آيند و با تنظيم سياستهاي مورد نياز در جهت توسعه مهارتها و استانداردهاي حرفه‌اي گردشگري تلاش مي‌كنند تا بتوانند در فضاي پر رقابت اين عرصه به نيازهاي روزافزون آن پاسخ دهند. موسسات آموزشي گردشگري در يك تلاش مداوم در جهت بازبيني مواد آموزشي و به روز كردن محتواي درسها اقدام مي‌كنند. و كاركنان به عنوان شاخكهاي حسي اين سيستم كه مستقيماً با مشتريان در تماس هستند در يك جستجوي دايمي در حال ارتقاء دانش و مهارتهاي مورد نياز حرفه‌اي خود مي‌باشند. اين فعاليتها حكايت از اهميت نقش منابع انساني در توسعه اين صنعت دارد.
اگر برنامه‌ريزي توسعه منابع انساني را يك روش منظم براي حصول اطمينان از انتخاب افراد مناسب در زمان مناسب و در پستهاي مناسب تعريف كنيم بايد به سوالات مختلفي پاسخ دهيم.
براي توسعه صنعت جهانگردي چه تعداد افراد، با چه ديدگاهي و با چه مهارتهايي نياز است؟ به خاطر داشته باشيم توجه به زمينه‌هاي فرهنگي- اجتماعي جامعه ميزبان نيز علاوه بر موارد ديگر از اهميت خاصي برخوردار است و نياز به يك برنامه‌ريزي دقيق در اين زمينه دارد.
برنامه‌ريزي توسعه منابع انساني امروزه با موضوع برنامه‌ريزي در مقصد مسافر نزديكي بسياري دارد. در كشورهايي كه با كمبود نيروي انساني مورد نياز مواجه است موفقيت در اين صنعت با دشواريهايي بسيار همراه بوده و ساده‌انديشي است گمان بريم تنها با بكارگيري و آموزشهاي كوتاه‌مدت افراد مي‌توان به موفقيت در اين صنعت دست يافت.
سازمان جهاني جهانگردي در گردهم‌آيي خود همواره بر اين نكته تاكيد كرده است كه صنعت جهانگردي نيازمند افراد شايسته و داراي مهارتهاي لازم مي‌باشد و در اين زمينه صنعت نقش اساسي دارند. مسئله آموزش و پرورش نيروهيا مورد نياز، دستمزدها و همچنين فعاليت‌هاي انگيزشي و تشويق كننده و اعمال نظارتهاي جدي از جمله مواردي است كه در برنامه‌ريزي توسعه منابع انساني حائز اهميت است. در اين برنامه‌ريزي برآورد نيروي انساي مورد نياز و شناسايي نيازها و پيچيدگي‌هاي مربوط به اين بخش و تدوين برنامه‌هاي آموزشي از اركان اصلي مي‌باشد كه خود تحت تاثير عرضه و تقاضا در اين صنعت بوده است.
براي برآورد نيروي انساني همه پستها و بخشهاي مورد نياز در سطوح مديريت و ساير بخشها بايد شناسايي شود. با استفاده از آمارهاي مربوط به ورود گردشگران و جهانگردان مي توان نيروي مورد نياز را تخمين و در برنامه‌ريزيهاي مربوط به منابع انساني از آن بهره‌مند شد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد در صورتي كه بين تقاضا و عرضه نيروي كار تعادل ايجاد نشود بسياري از افراد بومي دست به مهاجرت مي‌زنند كه اثرات اجتماعي ناشي از آن بايد مورد توجه برنامه‌ريزان قرار گيرد.
اگر بحث اشتغال و فرصتهاي شغلي در موسسات جهانگردي مورد بررسي قرار گيرد تنوع و گوناگوني آن به شكل بارز به چشم مي‌خورد، در حالي كه بسياري از اين مشاغل به طور كامل وابسته به جهانگردي نيست اما ارتباط بسياري با اين صنعت داشته و بر آن اثر مي‌گذارد.
وجه مشترك همه اين مشاغل عليرغم تنوع و گوناگوني آن ارايه خدمت مي‌باشد.
كارمند هتل، فروشنده آژانس مسافرتي، گارسني كه در يك رستوران كار مي‌كند، مدير يك مهمانسراي جهانگردي و راننده يك تاكسي همه در اين وجه از كار كه ارايه نوعي خدمت مي‌باشد با هم مشترك هستند و بر چگونگي كار به شدت تاثير مي‌گذارند. عرضه اين خدمات نيز بدون شناسايي نيازهاي مشتريان امكان‌پذير نيست و در جهان پر رقابت كنوني نه تنها برآورده ساختن نيازها بلكه كيفيت اين پاسخگويي نيز بسيار اهميت دارد و كاركنان بايد آموزش ببينند كه آنچه امروزه موجب بالا رفتن راندمان كار مي‌شود ارايه خدماتي با حداكثر كيفيت مي‌باشد. و براي حفظ و توسعه بازار كيفيت خدمات جايگاه ويژه‌أي دارد. اين چالشي همواره بزرگ بر سر راه صنعت جهانگردي است كه بايد تلاشي طاقت‌فرسا كيفيتي عالي‌تر ارايه دهد و اين به اين دليل است كه بازار همواره بر كيفيت اقلام اثر مي‌گذارد.
شركتهاي خدمات جهانگردي به منظور موفقيت بايد به آموزش كاركنان توجه كرده و خدماتي را با استانداردهاي شناخته شده ارايه كنند. قدمي كه به نظر مي‌رسد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با تدوين استانداردهاي كيفيت خدمات گردشگري در بخش اقامتگاه‌ها براي اولين بار در حال انجام آن است.
حفظ استانداردهاي مهارتهاي كاركنان شاغل در صنعت جهانگردي براي پايداري كيفيت خدمات و محصولات قابل ارايه در اين صنعت از اهميت بالايي برخوردار است و بر افزايش بهره‌وري در چرخه اقتصادي آن اثرگذار است.
كارفرمايان به عنوان مشخص كنندگان مهارتهاي كاركنان، موسسات آموزشي به عنوان مجريان برنامه‌هاي آموزشي و سازمانهاي متولي دولتي به عنوان هماهنگ كننده و اعتبار دهنده سيستم مركزي در اجراي سيستم‌هاي مبتني بر مهارتهاي استاندارد نقش كليدي دارند.
بسياري از كشورها با ايجاد سيستم صدور گواهينامه سطح مهارتهاي استاندارد شده خود را تقويت نموده‌اند. بسياري از كشورها شوراي آموزشي ملي تشكيل داده‌اند (كشور انگليس) كه وظيفه آن تنظيم برنامه‌هاي آموزشي براي كارهاي مختلف است.
برنامه‌هاي آموزشي در اين زمينه يا به صورت آموزش رسمي در هنرستانها و دانشگاه‌ها است و يا به صورت دوره‌هاي كوتاه و فشرده براساس نياز واحدها و بخشهاي مختلف مي‌باشد. شركتهايي كه بودجه‌هاي آموزشي قابل توجهي ندارند تلاش مي‌كنند تا با برنامه‌هاي آموزشي ضمن خدمت مهارتهاي كاركنان خود را افزايش دهند. در برخي از شركتها به كاركنان اجازه مي‌دهند تا به مراكز خدماتي كه خدمات با كيفيت ارايه مي‌شود بروند و از نزديك با خدماتي كه ارايه مي شود آشنا شوند.
نوع ديگري از خدمات براساس درخواست برخي از كارفرمايان براي ارايه خدمات ويژه‌أي و تربيت كاركنان خود براي ارايه اين خدمات تنظيم شده است.
نكته بسيار مهم ديگري كه در بحث توسعه منابع انساني در اين بخش بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه ينروهاي كار جهانگردي به صورت دايم در معرض تغييرات سياسي، اجتماعي و اقتصادي هستند. هركدام از اين عوامل به شكلي در تدوين برنامه‌هاي آموزشي براي ارتقاء مهارتهاي شغلي اين كاركنان حائز اهميت است تا بتواند جوابگوي نيازهاي در حال تغيير و رو به گسترش اين صنعت باشد. و نياز به سرمايه، نيروي كار لازم و آموزشهاي متناسب بايد با توجه به اين موارد مورد توجه قرار گيرد.
پيش‌بيني‌ها حكايت از آن دارد كه با رشد و توسعه صنعت جهانگردي تقاضاي نيروي كار متخصص نيز افزايش مي‌يابد و از آنجا كه اين نيرو بايد با حداكثر مهارتها و تخصصهاي مورد نياز خدمات خود را ارايه نمايد برنامه‌هاي توسعه منابع انساني شاغل در اين صنعت از اهميت ويژه‌أي برخوردار است.
در كشور ما نيز بخشهاي مختلف گردشگري مثل هتلها و دفاتر خدمات مسافرتي و همچنين مراكز خدماتي ديگر مي‌روند تا با توجه به اهميت نقش نيروي انساني با روند رشد و توسعه اين صنعت همگام شوند و با تدوين برنامه‌هاي آموزشي متناسب با نيازهاي مشتريان خود، هم در ارتقاء مهارتهاي كاركنان خود تلاش نمايند و هم خدماتي با كيفيت بالاتر به مشتريان ارايه كنند.
با در نظر گرفتن مطالب فوق، وضعيت فعلي توسعه منابع انساني در صنعت گردشگري ايران نياز مبرم به اصلاحات دارد و رواج فرهنگ توسعه منابع انساني نيز از ضرورتي انكار ناپذير برخوردار است تا در جاهايي كه اين گونه مشاغل مثل كار در هتلها و مراكز اقامتي با موانع فرهنگي مواجه است اصلاح گردد.
به نظر مي‌رسد دست اندركاران اين صنعت نيز به اهميت آموزش و توسعه منابع انساني شاغل در مراكز خود واقف هستند و در اين زمينه نيز با جديت مشغول به انجام اقداماتي هستند. بسياري از اين موسسات با ايجاد واحد توسعه منابع انساني در صدد افزايش مهارتهاي كاركنان خود و همچنين ايجاد رضايت شغلي كه بر نوع خدمات ارايه شده توسط آنان به شدت اثر مي‌گذارد در بين آنان هستند. از جمله اين موسسات مجموعه ارگ جديد است كه متشكل از دفتر خدمات مسافرتي، مجموعه هتلهاي ارگ و شركتهاي وابسته به آن مثل حمل و نقل و بيمه و دفتر مطالعات جهانگردي و غيره مي‌باشد، است كه جزو معدود مراكزي است كه توجه جدي به توسعه منابع انساني بخشهاي مختلف خود را در راس فعاليتهاي خود قرار داده است. و در حال تدوين برنامه آموزشي براي كاركنان خود مي‌باشد. مسوولين اين شركت بر اين عقيده هستند كه با بيان اين مطلب سطح انتظارات مشتريان خود را افزايش داده و به اين ترتيب نيازمند قشري از نيروي كار هستند كه با نگرشي متفاوت نسبت به كار خود خدمات متفاوتي را ارايه مي‌كنند و در اين زمينه آموزشهاي لازم را مي‌بينند.
منابع:
جهانگردي در چشم اندازي جامع نوشته دكتر علي پارساييان و دكتر سيد محمد اعرابي
برنامه توسعه منابع انساني در بخش جهانگردي كشور (برگرفته از برنامه ملي توسعه گردشگري كشور تدوين شده توسط سازمان جهاني جهانگردي/ بخش فرهنگي سازمان ملل/ سازمان ايرانگردي 1379-1381)

نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 12:26 | لینک  | 

جامعه > گردشگری  - مطابق جدیدترین آمار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، ایرانیان تنها در نیمی از تعطیلات نوروزی، حدود 95 میلیون سفر انجام داده اند.

شهباز یزدانی، رئیس ستاد تسهیلات سفرهای کشور دراین باره به فارس گفته است: «بر اساس آخرین آمار جمع‌آوری شده از استان‌های کشور تا پایان هفتمین روز از نوروز 94 میلیون و 640 هزار نفر سفر به ثبت رسیده است. در مدت زمان مشابه در سال گذشته نیز 77 میلیون و 790 هزار نفر سفر به ثبت رسیده بود که با مقایسه این آمار 27.7 درصد رشد در سفرهای انجام شده به چشم می‌خورد.»

این درحالی است که شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی اعلام کرده است در نوروز 90، روزانه 6 میلیون لیتر بنزین کمتر از عید 89 مصرف شده است. همچنین در آمار پزشکی قانونی کاهش چشمگیری از تلفات تصادفات جاده به چشم می خورد؛ 20 درصد. در جدیدترین آمار تلفات جاده ای آمده است که از 25 اسفند تا صبح 9 فروردین امسال 228 نفر کشته و 3261 تن مجروح بر جا مانده است.

پیش از این سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پیش بینی کرده بود که آمار سفرهای نوروزی حدود 20 درصد افزایش داشته باشد. گویا این افزایش در آمار اقامت های نفر شب، بوده است. معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دراین باره می گوید: «آمار اقامت‌های شبانه مسافران نوروزی نیز تا پایان هفتم فروردین ماه 31 میلیون و 540 هزار نفر - شب، بوده است که این آمار در مقایسه با سال گذشته که 26 میلیون و 310 هزار نفر - شب اقامت بوده رشد 19.9 درصدی را نشان می‌دهد.»

به نظر می رسد باید آمار واقعی تر سفرهای نوروزی را همین اقامت های شبانه دانست نه آمار 95 میلیون سفر در 10 روز.

نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 18:54 | لینک  | 

 

  گردشگری با محوریت خرید در بسیاری از کشورهای توریستی عاملی برای جلب گردشگر به شمار می‌آید. گسترش مراکز خرید از جمله اقداماتی است که کشور های مختلف مانند ترکیه ، چین، تایلند و مالزی از آن به عنوان محورهای جلب توریست یاد کرده و هر سال در برنامه ریزی‌های خود مبلغی را برای سرمایه گذاری در آن اختصاص می‌دهند.
 
  اما در ایران بازار ها و مراکز خرید به دلایل فروش اجناس با قیمت بالا و کیفیت پایین، سهمی در جلب گردشگر با هدف خرید نداشته و تنها صنایع دستی و سوغات ویژه هر شهر تا حدودی باعث جذب گردشگر می‌شود که آن هم در شرایط فعلی و با گسترش سیطره بازار چین و نفوذ آن حتی در صنایع دستی مخصوص ایرانی‌ها نیز بیش از پیش عاملی برای نابودی صنایع دستی و از دست دادن گردشگران با هدف خرید در ایران  شده است.
 
  فرزام سلطانی یکی از آژانس داران ترکیه ای درباره عدم استقبال گردشگران داخلی و خارجی از مراکز خرید ایران گفت:«در ایران مغازه‌داران از اسم برندهای معتبر استفاده می‌کنند اما متاسفانه اجناس تقلبی به مردم می‌فروشند اما در کشور های خارجی مثلا ترکیه کیفیت صنایع پوشاک بهتر بوده و یکی از دلایل استقبال ایرانی ها از بازار ترکیه همین کیفیت خوب کالا است.»
 
وی افزود:«البته در ایران اجناس با کیفیت هم وجود دارد اما در مقایسه با کالاهای خارجی کیفیت مطلوبی ندارد.از طرفی هم اختلاف قیمت اجناس در ایران بسیار زیاد است و همین عامل باعث ایجاد شک و شبهه در خریدار چه داخلی و جه خارجی می‌شود.»
 
  سلطانی تصریح کرد:«یکی دیگر از مواردی که در ایران برخلاف سایر کشورها دیده می‌شود این است که اجناس صادراتی ایران  معمولا از کیفیت مناسبتری نسبت به تولیدات داخلی برخوردار هستند در حالی که در بیشتر کشور های دنیا کیفیت تولیدات برای مصارف داخلی ارجحیت دارد. این موضوع باعث شده تا ایرانی‌ها کشورهای خارجی را برای خرید ترجیح دهند.»
 
  نکته جالب توجه در اهمیت دادن به کیفیت کالاهای صادراتی تا آنجاست که مسافران ایرانی برخی از اجناس ایرانی مانند چرم ایران را از کشوری غیر از ایران و مثلا از ترکیه تهیه می‌کنند!
 
  سلطانی در مورد اجناس تهیه شده توسط گردشگران خارجی در سفر به ایران خاطر نشان کرد:«توریست‌های خارجی نیز در سفرهای خود معمولا به جز صنایع دستی کالای دیگری را از ایران خریداری نمی‌کنند که آن هم به خاطر وجود صنایع دستی تقلبی و چینی در حال از دست دادن جایگاه خویش است.»
 
  با توجه به تبلیغات سوء علیه ایران و عدم استقبال و ورود گردشگر خارجی به ایران، سرمایه گذاری در این بخش توجیه اقتصادی چندانی ندارد. البته می‌توان با افزایش کیفیت اجناس تا حدودی به جلب گردشگر از طریق بازار کمک کرد اما تا زمانی که مسیر واردات کالاهای چینی به ایران باز بوده و حمایت چندانی از تولید کننده‌های داخلی صورت نگیرد نمی‌توان به آینده این صنعت در بخش توسعه گردشگری با محوریت خردید امیدوار بود.


منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 19:45 | لینک  | 



طبق تحقيقات كارشناسان شركت هواپيمايي بريتيش ايرويز به منظور ارزيابي گرايش هاي توريسم جهاني در سال 2010 ورزش و فعاليت هاي اكوتوريستي و ماجراجويانه به رغم مشكلات مالي جاري نقش مهمي در ميزان جذب توريست هاي خارجي به مناطق مختلف جهان دارد.



طبق جديدترين بررسي‌ها كه از سوي كارشناسان فعال در شركت خدمات هوايي بريتيش ايرويز درباره گرايشات جهاني توريسم درسال 2010 صورت گرفته، روشن شده است كه به رغم بروز فشارهاي مالي در دو سال اخير تمايل به سفرهاي ماجراجويانه درميان توريست‌هاي جهان كاهش نيافته است.

دراين گزارش تاكيد شده است كه حوادث ورزشي و اكوتوريسم همچنان بزرگ ترين اثر را بر انتخاب مقصد گردشگري براي گذراندن تعطيلات در سال نوي مسيحي آينده دارد.

همچنين رقابت هاي بين المللي نظير جام جهاني فوتبال يا مسابقات المپيك زمستاني تعداد مسافران به كشورهاي افريقاي جنوبي و نيز به ونكور در كانادا افزايش خواهد داد و برخي ديگر را نيز روانه استكهلم سوئد خواهد كرد كه به عنوان پايتخت سبز يا زيست محيطي اروپا درسال 2010 اعلام شده است.

علاوه بر شهرهاي ياد شده، درميان فهرست برترين مقاصد گردشگري مشهور كه تحت تاثير وقايع ورزشي يا فعاليت هاي توريسم ماجراجويانه علاقمندان بسياري را جلب مي كند، كيپ تاون در افريقاي جنوبي در راس اين فهرست قرار دارد كه انتظار مي رود به تنهايي درحدود نيم ميليون از حاميان و طرفداران بزرگ ترين رقابت هاي جها ني فوتبال را در سال آينده به خود جلب كند.

شهر استانبول و توريست هايش شاهد منافع حاصل از سرمايه گذاري هاي متمركز در جاذبه هاي توريستي رم و بيزانس هستند كه اين شهر را به عنوان مركز فرهنگي تركيه جذابيت بيشتري بخشيد ه است.

لاس وگاس و نيويورك در رديف هاي بعدي اين جدول ثبت شده و شهر پونتا كانا در جمهوري دومينيكن و همچنين سواحل مالديو با جاذبه هاي غيرمتعارفي كه دارد آن را در راس ده مقصد برتر گردشگري در سال 2010 قرار داده است.

شهر دوبرونيك در سواحل آدرياتيك دركشور كروات نيز مقام ششم و شهر دهلي در هندوستان به دليل ارائه تورهاي مناسب براي مقاصد گردشگري و پارك ملي حيات وحش، در آخرين رديف اين جدول ثبت شده است. شهر دهلي همچنين محل برگزاري مسابقات ورزشي كشورهاي مشترك المنافع است كه خود سبب جذب حجم وسيع تري از توريست هاي فرهنگي و ورزشي توامان مي شود.

«سو بوتس» مدير تجاري شركت تجاري BA در افريقاي جنوبي مي گويد:«كيپ تاون تقريبا مقصد گردشگري مشهور و شناخته شده اي است كه انتظار مي رود درسال آينده به دليل برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال در راس فهرست بهترين و پرجاذبه ترين مكان هاي توريسم ورزشي جهان جاي گيرد.»
نوشته شده توسط ابوالفضل صیامیان گرجی در ساعت 19:41 | لینک  |